شيمون پرز، رئيسجمهور رژيم صهيونيستي در ديدار ماه آوريل با المار محمديارف، وزير امور خارجه جمهوري آذربايجان، از اين كشور به خاطر نقشي كه در مقابله با نفوذ ايران در منطقه ايفا ميكند، تشكر كرده و جمهوري آذربايجان را متحدي با اهميت براي تلآويو توصيف كرده است. سفر وزير امور خارجه جمهوري آذربايجان به اسرائيل در حالي انجام شده كه لفاظيهاي تهديدآميز اسرائيل بر ضد ايران افزايش يافته است. اخيراً اسرائيل تهديد كرده كه اگر تلاشهاي ديپلماتيك و تحريمها نتواند مانع از فعاليتهاي ايران شود، متوسل به حمله نظامي خواهد شد.
نفوذ اسرائيل در آذربايجان
با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، نوعي خلأ قدرت در منطقه بهوجود آمد كه فرصتهاي تازهاي را براي بازيگران خارجي پديد آورد. در اين بين يكي از بازيگراني كه همواره سعي كرده به نفوذ خود در آذربايجان عمق استراتژيك ببخشد، اسرائيل بوده است. حضور اسرائيل در آذربايجان از اواخر دهه 1990 آغاز شد. مهمترين دلايل گسترش روابط اسرائيل با آذربايجان به چند نكته بازميگردد: 1- آذربايجان كشوري مسلمان است و اسرائيل همواره تلاش كرده روابط خود را با كشورهاي اسلامي بهبود بخشد و نشان دهد كه مشكل اسرائيل با فلسطينيها ناشي از اختلافات مذهبي نيست. 2- وجود منابع عظيم انرژي در آذربايجان و نياز روزافزون اسرائيل به نفت و گاز. 3- همسايگي با ايران.
مجموع مسائل فوق باعث شده كه آذربايجان بيش از گرجستان و ارمنستان در منطقه قفقاز مورد توجه صهيونيستها قرار بگيرد به نحوي كه در حال حاضر حجم بالايي از روابط تجاري ميان آذربايجان و اسرائيل وجود دارد. ۲۰ درصد نفت مورد نياز اسرائيل توسط آذربايجان تأمين ميشود و به همان ميزان نفت قزاقستان از بندر آكتائو به باكو و توسط خط لوله باكو- تفليس- جيهان به تركيه و از آنجا به اسرائيل حمل ميشود. اسرائيل در خط لوله باكو- تفليس- جيحان كه نفت و گاز را به مديترانه شرقي ميآورد، شريك است. اين خط لوله موقعيت كشورهاي منطقه را به طور قابل ملاحظهاي تغيير ميدهد و باعث تقويت اتحادي از كشورهاي طرفدار غرب ميشود. هدف اسرائيل از مشاركت در چنين طرحي تنها در به دست آوردن نفت درياي خزر براي نيازهاي مصرفي خلاصه نميشود بلكه اين كشور ميخواهد در صادرات دوباره نفت درياي خزر به بازارهاي آسيايي از طريق بندر ايلات در درياي سرخ نقشي كليدي ايفا كند. همچنين بايد توجه داشت كه آذربايجان سهم بزرگي در تأمين ۴۰ درصد از بنزين مورد نياز اسرائيل را دارد.
از سوي ديگر رژيم صهيونيستي نيز علاوه بر ارائه تجربيات علمي خود در زمينههاي گوناگون، تجهيز مخابرات، سرمايهگذاريها و... در زمينه نظامي نيز با آذربايجان همكاري دارد؛ از جمله اين همكاريها ميتوان به تحويل چندين فروند هواپيماي بدون سرنشين به آذربايجان، كمك به آموزش نظامي و امنيتي در زمينههايي خاص و ارائه تجربيات نظامي بسيار بالاي خود به آذربايجان اشاره كرد. اسرائيل و جمهوري آذربايجان در ماه مي 2009، قراردادي تسليحاتي به ارزش صدها ميليون دلار منعقد كردند. بر اساس اين قرارداد رژيم صهيونيستي تجهيزات نظامي و راديويي به جمهوري آذربايجان ميفروشد.
به طور كلي كارخانههاي متعددي در اسرائيل وجود دارند كه به توليد سلاح ميپردازند و اين در حالي است كه ارتش اين كشور بخشي از نياز خود را از امريكا تهيه ميكند. در نتيجه صنايع تسليحاتي اين كشور به دليل داشتن مازاد توليد همواره به دنبال فروش سلاح به خارج هستند و از آنجا كه قفقاز جنوبي يكي از حوزههاي تنش در جهان است حضور سازندگان سلاح اسرائيلي نيز در آن گسترده است. از اين رو اسرائيل نقش مهمي در مسلح كردن ارتش آذربايجان ايفا ميكند. در اين راستا اسرائيل قصد دارد در آينده نزديك در آذربايجان كارخانه ساخت هواپيماهاي بدون سرنشين احداث نمايد. در رابطه با اين پروژه، شركت «البيت» اسرائيل دفتر نمايندگي خود را در باكو افتتاح كرده است. سيستمهاي ماهوارهاي نيز بخش ديگري از تجهيزاتي را تشكيل ميدهند كه قرار است اسرائيل در اختيار اين كشور قرار دهد زيرا از نظر كارشناسان نظامي آذري به دليل شرايط قرهباغ كوهستاني، اين سيستمها براي عملياتهاي نظامي اجتنابناپذيرند. همچنين آذربايجان و اسرائيل بارها بر همكاري درخصوص ايجاد صنايع نظامي تأكيد كردهاند. لازم به ذكر است كه صنايع دفاعي اسرائيل نقش مهمي در بازسازي و مدرن كردن ارتش آذربايجان بعد از شكست اين كشور در قرهباغ ايفا كرد. همكاريهاي دو كشور روابط اطلاعاتي و امنيتي را هم در بر ميگيرد.
تقابل با ايران
يكي از مهمترين ابعاد حضور نظامي اسرائيل در آذربايجان را ميتوان در مقابله با ايران جستوجو كرد. بر اين اساس بخش مهمي از همكاريهاي نظامي و امنيتي اسرائيل با آذربايجان، به طور مستقيم در جهت تهديد امنيت ملي ايران است. چنانكه تاكنون منابع مختلفي به وجود پستهاي ديدهباني و شنود اسرائيل در مرز آذربايجان با ايران اشاره كردهاند. اين در حالي است كه نگراني آذربايجان از تأثير ايران به عنوان يك دولت شيعه نيز به گسترش اين همكاريها كمك كرده است. بر اين اساس اگرچه عدهاي در باكو گمان ميكنند همكاري جمهوري آذربايجان با تلآويو و امريكا ميتواند فشار معيني را بر ايران وارد نمايد تا تهران از باكو در مسئله قرهباغ حمايت كند، با اين حال مقامات دولت آذربايجان به اين مسئله واقف هستند كه هرگونه همكاري با امريكا و اسرائيل ميتواند واكنش معكوس در پي داشته باشد و موجب نزديكي ايران به ارمنستان گردد. لذا با توجه به نقش غيرقابل انكار ايران در معادلات منطقهاي، آذربايجان از نزديكي تهران به ايروان و تضعيف شدن موقعيت باكو در خصوص مناقشه قرهباغ هراس دارد. به همين سبب نيز به رغم تمام غربگراييهايي كه در سياست خارجي آذربايجان مشاهده ميشود، اين كشور در نهايت سعي ميكند همواره روابط خوب و قابل قبولي با ايران داشته باشد. به خصوص كه اين كشور به قدرت نظامي ايران نيز واقف است و ميداند كه هرگونه تحرك شيطنتآميز ميتواند پاسخي كوبنده از سوي ايران داشته باشد.