رسانههاي زنجيرهاي طيف اصلاحات پس از پيروزي دكترحسن روحاني درانتخابات خردادماه تاكتيكهاي متفاوتي را براي پيشبرد اهداف تشكيلاتي خود در دستور كار قرار دادهاند، به گونهاي كه يك روز موفقيت حسن روحاني را موفقيت مطلق جريان اصلاحات نامگذاري كردند، فرداي آن با شگردهاي تبليغي- رسانهاي خود ازكابينه دولت يازدهم سهم خواهي ميكنند، ديگر روز تلاش داشتند چهره رهبران فتنه 88 و زندانيان سياسي را تطهير كرده و رئيس دولت را مجاب به حمايت از آنها كنند و امروز تمام تمركز رسانهاي خود را براي ايجاد دودستگي بين نمايندگان ملت و فشار به مجلس براي دادن رأي اعتماد به وزرايي كه پيشينه مناسبي در غائله 88ندارند، قرار داده است.
آتش جنگ رواني – تخريبي رسانههاي جمعي اصلاحات با تيترهاي هدفمندي نظير«تندروها همصدايي نيافتند»، «هياهوي تندروها، قاطعيت ميانهروها»، «اعتدال زير تيغ اتهام»، «روز رفع ابهام»، «اعتدال را هم اتهام دانستندن» و«دفاع شفاف وزرا از اتهامات سياسي» به سمت مجلس هدف گذاري شده و نشان ميدهد كه تئوريپردازان اين جريان به دنبال اهداف ديكته شده و خاصي از فضاي بهوجود آمده هستند.
1- ابتداييترين هدف جريان رسانهاي اصلاحات ايجاد شكاف و دو دستگي بين نمايندگان اصولگراي مجلس و القاي اين نكته كه تنها بخشي معدودي از نمايندگان نسبت به «وزراي فعال درفتنه88»حساسيت دارند و اكثرآنها به اين وزرا رأي اعتماد خواهند داد. اين درحالي است كه اكثرنمايندگان با حضور فعالان وعاملين در غائله88 دركابينه دولت مخالفت جدي دارند و در طول هفتههاي اخير قريب به اتفاق منتخبان ملت بارها در تريبونهاي مختلف نسبت به اين موضوع اعلام موضع كردهاند.
پرواضح است كه مجلس منتخب مردم است و نمايندگان هم به تبع منتخبان ملت، پس چگونه ميشود نمايندگان مردمي كه حماسه 9 دي را در مخالفت با فتنهگران رقم زدند امروز موافق كساني باشند كه نقشهاي فعالي در بحران 9ماهه كشور داشته و حاضر هم نيستند از كرده خود اعلام ندامت كنند.
2- رسانههاي زنجيرهاي برهيمن اساس تلاش دارند با فشارهاي رواني- رسانهاي نمايندگان ملت را تحت فشار قرار داده و از وظيفه اصلي خود كه همان بررسي دقيق صلاحيتهاي وزراي پيشنهادي است بازدارند تا بلكه وزراي تحت حمايت آنها موفق به اخذ رأي اعتماد ازمجلس شوند.
باتوجه به پخش زنده مذاكرات مجلس از رسانه ملي، روزنامههاي منسوب به اصلاحات با موج سواري براين فضا همچنين تلاش دارند كه اجازه ندهند بسياري از واقعيتهاي جامعه - ازجمله تلاشهاي برخي از وزرا براي براندازي نظام - براي مردم روشن شود و اين خلاف شعارهميشگي اين طيف كه همان«دانستن حق مردم است»به شمار ميآيد.
3- رسانههاي جمعي اصلاحات درشرايطي مخالفت نمايندگان با برخي از وزراي درگير در فتنه88 را «تندروي»يا«اتهام زني» نامگذاري ميكنند كه برخورد و طرد عوامل فتنه88 يكي از مطالبات عمومي و همگاني مردم در طول چهار سال گذشته بوده است و رهبري هم بارها تأكيد نمودهاند كه فتنهگران بايد ازمردم عذرخواهي كنند، پس چگونه ميتوان اين گونه مخالفتها را «تندروي» به حساب آورد و درحالي اين جماعت چهره واقعي خود را پشت شعارهاي اعتدالي دولت دكترروحاني پنهان كردهاند كه بررسي عملكردشان ازسال76تاكنون مصداق بسياري از تندروها وافراطيگري هاست.
درضمن اسناد مستند و متقني از نقشآفريني چند وزير از وزراي پيشنهادي در غائله آفريني چهار سال قبل وجود دارد و نميتوان مواضع انقلابي نمايندگان مجلس را تنها يك «اتهام» صفر به شمار آورد.
پس ميتوان گفت كه مخالفت نمايندگان جهت غربالگري هيئت دولت از افراطيها عين اعتدال و ميانهروي است وكمك مشخصي به دولت يازدهم ارزيابي ميشود.
درپايان بايد اشاره داشت كه رهبران و رسانههاي طيف اصلاحات درحالي دائم از اعتدال و ميانهروي سخن ميگويند كه انگار فراموش كردهاند مردم درانتخابات اخير از گزينه اختصاصي اين جرگه استقبال چنداني نكرده و با رأي به دكتر روحاني نشان دادند كه مخالف رويه افراط و تفريط بوده و نميخواهند تندرويهايي نظير حوادث سال78يا88 تكرار شود.