پويان شريعت| هر چند تشكيل رسمي سازمان بسيج اساتيد به چندين سال قبل برميگردد، اما سابقه آن را بايد در دوران جنگ تحميلي و دفاع مقدس جستوجو كرد؛ سازماني كه در آغاز به صورت تشكلهاي خودجوش و به همت اعضاي هيئت علمي دانشگاهها و اساتيد متعهد و دورانديش در سراسر كشور قدم به عرصه فعاليت نهاد.
به هر روي سازمان بسيج اساتيد در شروع فعاليتهاي خود به صورت مشترك با بسيج دانشجويي وارد عرصه ظهور شد، به طوري كه از طريق تشكيل هستههاي خودجوش فعاليتهايش را شروع و در سال 1377 به دنبال برگزاري همايش بزرگداشت استاد شهيد مصطفي چمران در دانشگاه فردوسي مشهد، فعاليت رسمي و جدي خود را آغاز كرد. با توجه به بيانات مقام معظم رهبري در خصوص علم و توليد آن در شرايط حساس و تحريم كنوني ميتوان بيش از پيش به جايگاه و اهميت بسيج اساتيد و بسيجيان اين قشر در كشور از منظر رهبري و نظام جمهوري اسلامي پي برد، به همين منظور گفتوگويي را با دكتر مرتضي احمدي يكي از فعالان بسيج اساتيد استان البرز ترتيب داديم كه پيش رو داريد.
با معرفي خودتان آغاز كنيم. از سوابق علمي و اينكه چند وقت است استاد و بسيجي هستيد.
دكتر مرتضي احمدي هستم. 10 سالي است كه معاون فرهنگي دانشگاه دماوند ميباشم. 10 سال در دفتر اداره تبليغات اسلامي همكاري داشتهام و به عنوان مربي در حوزه علميه خراسان مشغول به فعاليت بودهام. تاكنون پنج مقاله كشوري، منطقهاي و واحد در كارنامه كاري خود به ثبت رساندهام. حدود 10 سال هم است كه مدرس دانشگاه هستم، همچنين از بنيانگذاران بسيج طلاب مشهد مقدس و تيپ مستقل امام جعفر صادق(ع) هستم كه وابسته به شهر مقدس قم بود. بعد از تشكيل بسيج طلاب در مشهد مقدس به عنوان رئيس دفتر فرهنگ به دانشگاه دماوند دعوت شديم. رتبهام استادياري است. زماني كه بسيج اساتيد تشكيل شد به عنوان مسئول فرهنگي در اين قشر از بسيج به اداي تكليف پرداخته و اكنون نيز مشغول آموزش بسيج اساتيد استان تهران هستم.
با وجود مشغله علمي و تحصيلي علت تداوم حضورتان در بسيج چيست؟
طبيعتاً وقتي حضرت امام (ره) شجرهاي طيبه آن هم با اين ابعاد را بنا نهادند، مانند بقيه كميتهها و نهادها هدفي از تشكيل آن دنبال ميشد. بسيج يك امر مردمي براي دفاع سازمان يافته از كيان اسلام، انقلاب اسلامي و در واقع همه ارزشهاي موجود در زندگيمان به شمار ميرود و ما موظف بودهايم و هستيم كه در اين شجره طيبه حضور پيدا كنيم، به خصوص به عنوان يك طلبه يا استاد دانشگاه اين امر بيشتر در كليت خود نمود پيدا ميكند.
فقط در بسيج اساتيد فعاليت داريد يا در پايگاهها هم فعال هستيد؟
با توجه به اينكه به هر حال در شهرستان دماوند فعاليت داريم طرحهاي صالحين هم در كنارمان اجرا ميشود و ما به عنوان سخنران در مساجد و در سپاه پاسداران، در همايشها و گردهماييها، در رسانهها و گاهي در صدا و سيما حضور پيدا ميكنيم و اين طبيعت كار ماست و وظيفه خودمان ميدانيم كه در اين عرصه هر چه در توان داريم براي انقلاب و اسلام بگذاريم.
بسيج اساتيد در بسط شعار حماسه سياسي و اقتصادي چگونه ميتواند عمل كند؟
با توجه به اينكه رهبري در سالهاي اخير يك سمت و سوي و قالبي را براي ما ترتيب دادهاند و معين كردهاند، هر كدام از ما موظفيم در بحث بسيج اقتصادي وارد شويم. كشور ما به علت ولايت فقيه از كشورهاي ديگر جهان متمايز ميشود. كشور ما نه با الگوهاي غربي اداره ميشود و نه به شكل استبدادي، به همين جهت تمام استعمارگران و استثمارگران جهان چشم به نابودي ما دوختهاند و از هر راهي از ترور و جنگ و ... وارد شده و براي شكست انقلاب اسلامي تهديدها و تحريمهايي را براي ما به وجود آوردهاند.
از سويي ديگر با توجه به نامگذاري سالهاي اخير توسط رهبر انقلاب ميبينيم كه يك كار كارشناسي دقيق انجام شده است و رهبري در رأس آن قرار دارند. اين كارشناسي دقيق تا حدودي به بركت همين اساتيد بسيجي كه خود را سربازان ناچيز ولايت ميدانند صورت گرفت. اساتيد در دروس مختلف، مخصوصاً علوم انساني كه تأكيد رهبري بوده ميتوانند ارائه طريق كنند و راهگشا باشند. اين تأثير و راهگشايي از آن منظر است كه اساتيد با دانشجويان ارتباط مستقيم دارند؛ با كساني كه يا در حال تشكيل زندگي هستند يا در حال ورود به كار و جامعه براي ساخت و تشكيل ستون فقرات كشور هستند. اگر اين نقش خوب ايفا شود و دانشجو در مسير درست حركت كند، اين به منزله آن است كه كشور اصلاح ميشود.
با توجه به سخنان مسئولان بسيج به خصوص سردار نقدي در خصوص ورود بسيج به امور اقتصادي به نظر شما چه پتانسيلي در بسيج وجود دارد كه بتواند در حوزه اقتصادي ورود كند؟
يادم است كه آن اوايل بحث حضور جوانان را رهبري داشتند و جوانگرايي مطرح شده بود. طبيعتاً هدفشان همين بود. سردار نقدي هم خوب ورود كرد، خوب هم توضيح داد. يكي از مطالبي كه سردار عنوان ميكرد اين بود كه مثلاً در استفاده بهينه از بيتالمال، اگر قسمتي كاري را به عهده گرفته و در حال انجام آن است، طبيعتاً بودجهاي هم براي اجراي آن صرف ميكند، به همين جهت از موازيكاري بايد پرهيز شود، جالبتر از همه اين بود كه رهبري در سبك زندگي هم ورود پيدا كردند تا بتوانند اصلاح امور را از يك بنا و كل شروع كنند.
اين بدان معني است كه وقتي رهبري در جرياني ورود كردند، بسيج بايد به عنوان علمدار و اولين پيشقدم به عنوان سرباز بيچون و چراي ولايت وارد آن عرصه شود. پس طبيعتاً هر كدام از ما ميتوانيم سيره عملي بسيج را كه سيره عملي امام خميني (ره) بوده داشته باشيم و بسيج يعني همين. بسيج اساتيد هم از توان علمياش ميتواند در پيشبرد مسائل اقتصادي بهره ببرد.
در مباحث سياسي چطور، مثلاً وقتي يك موج سياسي مانند انتخابات به وجود ميآيد، بسيج چگوه ميتواند جريانساز باشد؟
چند وقت پيش حقير يك سخنراني داشتم و طي آن سخنراني اين موضوع را مطرح كردم كه اگر ما در جامعهاي هستيم كه رهبر در رأس آن قرار دارد و او عادل و آگاه به زمان و ... است، در نتيجه ما بايد گوشمان به ولي فقيه باشد. بسيج ميتواند انتقالدهنده انتخاب درست و مناسب باشد و الگوهاي مناسبي را كه اميرالمؤمنين(ع) براي مردم گفته است را بيان كند، مردم هم ميدانند چگونه انتخاب كنند. مسلماً بسيج اساتيد هم كه با قشر آگاه دانشجو سروكار دارد، نقش ارزندهاي در اين مسير ميتواند ايفا كند.
اگر بسيج درست كار كند، ضريب خطا كم ميشود و مردم ميدانند چگونه انتخاب كنند.
بسيج نبايد مستقل يا بهتر بگويم سليقهاي عمل كند. اگر اين كار را انجام دهد يا فرمايشات رهبري زاويه پيدا ميكند يا اگر بخواهد توجيه كند، كار خراب ميشود.
بالاخره وقتي جامعه وليفقيه دارد، بايد تفكر و منويات او گسترش پيدا كند و همهگير شود.