کد خبر: 606237
تاریخ انتشار: ۲۰ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۸:۵۴
تجديد استراتژي بزرگ امريكا
امريكا اگر به دنبال حفظ قدرت جهاني خود در دنيايي رو به چند قطبي شدن است، بايد طي دهه آينده تجديد نظري اساسي در استراتژي بزرگ خود بكند
ترجمه: محسن قنادي
امريكا اگر به دنبال حفظ قدرت جهاني خود در دنيايي رو به چند قطبي شدن است، بايد طي دهه آينده تجديد نظري اساسي در استراتژي بزرگ خود بكند، به خصوص در شرايطي كه قدرت در حال تغيير جهت به سمت منطقه آسياست اما بايد توجه داشت كه رسيدن به اين هدف بسيار سخت است، محدوديت‌ها و فشارهاي اقتصادي وارده به دليل بدهي‌هاي دولت فدرال (امريكا) در حال افزايش است و ادامه اين ركود اقتصادي كه از زمان ركود بزرگ (1929) بي‌سابقه بوده است باعث ايجاد مشكل در امور مبادلاتي خواهد شد. اين در حالي است كه امريكا به دنبال بازتعريف و كارامد‌سازي منافع ملي حياتي خود بر اساس محدوديت منابع است. هدف امنيت ملي امريكا براي مهار چين كه به عنوان قدرت غالب اقتصادي، سياسي و نظامي در آسيا كه به سرعت در حال پيشرفت است، بايد شفاف باشد. اگرچه چين در پيشرفت مسير مستقيمي را طي نمي‌كند، اما خط سير آن براي رسيدن به جايگاه قدرت كاملاً مشخص است. يك ابر آسياي شرق با مركزيت قدرت چين در قرن بيست و يك در حال ظهور است. چين امروز با پيشي گرفتن از ژاپن، بزرگ‌ترين اقتصاد در آسيا به شمار مي‌رود. همچنين بزرگ‌ترين شريك تجاري ژاپن، كره‌جنوبي، تايوان، استراليا، هند و 10 كشور عضو «آسه‌آن» مي‌باشد. بدون شك، چين با كنار زدن ژاپن و ايالات متحده، به عنوان موتور اقتصادي آسيا مطرح است. طبق پيش‌بيني‌هاي دولت امريكا، انتظار مي‌رود چين در سال 2019 به بزرگ‌ترين اقتصاد جهان از لحاظ برابري قدرت خريد (شاخصي از هزينه زندگي) تبديل شده و توليد ناخالص داخلي خود را به رقمي برابر 2/17 تريليون دلار برساند در حالي كه توليد ناخالص داخلي امريكا در آن سال رقمي بالغ بر 17 تريليون دلار خواهد بود. از ديدگاه استراتژيك، پاشنه آشيل چين در وابستگي بيش از حد اين كشور به منابع نفتي خاورميانه است؛ منابعي كه با استفاده از آنها به تقويت اقتصاد در حال رشد خود مي‌پردازد. خطوط ارتباط دريايي (SLOCs) براي واردات نفت و گاز از تنگه هرمز و درياي عرب و اقيانوس هند عبور مي‌كنند و با گذر از خليج بنگال و تنگه مالاكا به جنوب درياي چين مي‌رسند كه اين مسير شاهرگ حياتي براي تجارت چين به شمار مي‌رود. عملاً تمامي صادرات انرژي از خاورميانه به كشور چين و همچنين كشورهاي ژاپن، كره‌جنوبي و تايوان از اين مسير صورت مي‌گيرد. يكي ديگر از مسيرهاي كليدي براي انتقال انرژي از بنادر عربستان در درياي سرخ آغاز شده و به تنگه مالاكا يا تنگه‌هاي لامبك و سوندا خواهد رسيد. تمامي خطوط ارتباطي استراتژيك چين و همچنين پنج نقطه بحراني در اين مسير شامل تنگه هرمز، باب المندب، مالاكا، سوندا و لامبك، توسط نيروي دريايي امريكا كنترل مي‌شوند. امنيت نظامي و اقتصادي چين به طور خاصي با امنيت انرژي آن گره خورده و جدايي‌ناپذير است. از سال 2000 به بعد، چين نفت وگاز خود را عمدتاً از خاورميانه تأمين كرده است. پكن در سال 2009 با كنار زدن امريكا به بزرگ‌ترين مصرف كننده انرژي دنيا تبديل شد و در سال 2011 با وارد كردن 5/2 ميليون بشكه نفت در روز از خاورميانه ( كه 26 درصد كل واردات نفت چين را تشكيل مي‌دهد) از ايالات متحده كه 8/1 ميليون بشكه نفت در روز از خاورميانه وارد مي‌كند، پيشي گرفت و به بزرگ‌ترين وارد كننده نفت از خاورميانه تبديل شد. اين در حالي است كه نيمي از واردات نفت امريكا از سه كشور كانادا، ونزوئلا و مكزيك در قاره امريكا صورت مي‌گيرد كه كانادا مهم‌ترين آنها به شمار مي‌رود.
مؤسسه اطلاعات انرژي ايالات متحده، پيش‌بيني كرده كه چين در سال 2030حدود 75 درصد نفت خود را از خاورميانه تأمين خواهد كرد و اين در حالي است كه واردات نفت امريكا از اين منطقه كاهش خواهد داشت و نفت خاورميانه تنها 35 درصدكل واردات نفتي امريكا را تشكيل خواهد داد. مشخص است كه واردات نفت از خاورميانه براي چين بسيار بسيار مهم‌تر از ايالات متحده است. بنابراين، حصول اطمينان از دسترسي به نفت و گاز خاورميانه براي چين از جهت منافع ملي اهميت فراواني دارد. استراتژي كليدي ايالات متحده اين است كه به دشمنان خود اجازه دسترسي به نفت خاورميانه را ندهد. البته چين كه حدود 30 ميليارد بشكه ذخاير نفتي و 107 تريليون متر مكعب ذخاير داخلي گاز دارد، به دنبال منابع گاز و نفتي است تا بتواند ذخاير داخلي خود را به طور مؤثر حفظ كند. در شرق درياي چين، ذخيره‌اي در حدود 60 ميليارد بشكه و در جنوب آن ذخيره‌اي با 11 ميليارد بشكه وجود دارند. جاي تعجب نيست كه كشورهاي چين، ژاپن، كره‌جنوبي، ويتنام و فيليپين در مورد اين پتانسيل‌هاي انرژي ادعاي مالكيت دارند. البته بايد توجه داشت كه ذخاير نفت و گاز شرق و جنوب درياي چين بايد به صورت سيستماتيك اكتشاف شوند و تا رسيدن به مرحله توسعه و توليد فاصله زيادي دارند. در عوض، عربستان سعودي به تنهايي حدود 263 ميليارد بشكه ذخيره نفت دارد و ايران و عراق نيز روي هم داراي حدود 250 ميليارد بشكه ذخيره نفت هستند. بنابراين، نظر چين در مورد اهميت استراتژيك دسترسي به منابع نفت و گاز در خاورميانه، حتي با وجود پتانسيل‌هاي نفت و گاز در درياي چين تغيير خاصي نخواهد كرد.  حال اگر امريكا مي‌خواهد تا كنترل چين را در دست بگيرد، بايد بتواند به طور جدي امنيت انرژي اين كشور را تهديد كند. بدين منظور امريكا بايد در جايگاهي قرار داشته باشد تا بتواند توليدكنندگان نفت و گاز خاورميانه را وادار به عدم همكاري با چين بكند. علاوه بر اين، امريكا بايد بتواند تا راه‌هاي ارتباطي چين با خاورميانه ازجمله تنگه‌هاي مالاكا، لامبك و سوندا در شرق اقيانوس هند و خليج بنگال و از طرف ديگر راه ارتباطي باب‌المندب و تنگه هرمز در غرب اقيانوس هند را مسدود كند. كشورهاي ايران، اندونزي و هند از اهميت خاصي در اجراي استراتژي بزرگ امريكا در مهار چين دارند.

منبع: Strategic Studies Institute

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار