پرونده هفته دوم ليگ سيزدهم در حالي با انجام سه ديدار باقي مانده اين هفته بسته شد كه باز هم حاشيه پررنگتر از متن بود.
مهمترين بازي جمعه شب ديدار پرسپوليس و ذوب آهن بود كه در اصفهان با تساوي بدون گل به پايان رسيد تا اوضاع بر وفق مراد دايي پيش نرود.
سرخپوشان بعد از پيروزي هفته اول برابر تراكتور سازان تبريزي، اميدواريشان به آينده بيشتر شده بود و اين را ميشد از لابه لاي حرفهاي آنها به خوبي فهميد. حتي دايي كه تا پيش از اين قولي در خصوص قهرماني نداده بود نيز از شخصيت قهرماني تيمش صحبت ميكردو بازيكنان نيز جسته و گريخته در اين خصوص مصاحبههايي انجام دادند كه نشان از اميدواري آنها به آينده پرسپوليس داشت. اما در بين اين اميدواري ها، هفته دوم، پرسپوليس نشان داد هنوز براي رسيدن به شخصيت قهرماني كار دارد.
تساوي برابر ذوب آهني كه هفته اول ليگ به استقلال صنعتي خوزستان باخته بود، نتيجهاي نبود كه از پرسپوليس دايي كه حالا همه، از جمله سرمربي تيم از شخصيت قهرماني آن تعريفها كرده بود، انتظار برود.اما اين تساوي شايد اين اول كاري لازم بود تا دايي حواسش را ا زهمين ابتدا بيشتر به شاگردانش جمع كند. البته سرخپوشان نيمه دوم را هجومي بازي كردند و شايد اگر كمي خوش شانس بودند، ميتوانستند با چند گل به برتري برسند. اما اين بدشانسي يا بيدقتي مهاجمان پرسپوليس يكي از مشكلات بزرگ اين تيم است كه سالها با آن دست به گريبان است و اگر از همين ابتدا حل نشود، ميتواند همچون فصلهاي قبل سرخپوشان را زمينگير و با مشكل مواجه كند. دايي البته تيمش مهاجم زياد دارد و ميتواند با ايجاد تغييرات در خط حمله تيمش، مهاجمان پرسپوليس را به دقت بيشتر در زدن ضربات آخر مجبور كند. دقتي كه ميتواند فرصتهاي اين تيم را به گل تبديل كند تا در پايان هر بازي و نهايتا ليگ، همين فرصتها پرسپوليس و هوادارانش را همچون فصلهاي حسرت به دل نگذارد. البته دايي هم به اين مسئله به خوبي واقف است و بايد منتظر عكس العمل جدي او در اين خصوص بود. اما همين كه او بعد از اين بازي علاوه بر تعريف از شاگردانش، گل نزنهاي پرسپوليس را به شدت مورد انتقاد قرارداده نشان ميدهد او حواسش به فرصتهاي از دست رفته پرسپوليس هست. فرصتهايي كه اگر كمي دقت بيشتر در مورد آنها به خرج داده ميشد، شايد الان هركدام از آنها يك گل در كارنامه پرسپوليس بود. اما برخلاف پرسپوليس كه با اين تساوي از رده سوم به رده پنجم جدول سقوط كرد تا اولين سقوط اين فصلش در جدول رده بندي را در هفته دوم چشيده باشد، فولاد خوزستان در ديگر بازي روز جمعه توانست اولين پيروزي اين فصل خود را از فجريهاي شيرازي بگيرد و شكست هفته اول برابر سپاهان صدر نشين را جبران كند. اما بهترين نتيجه جمعه را شاگردان مايلي كهن كسب كردند. صباييها با شكست نفت تهران، دومين پيروزي اين فصل خود را نيز دشت كردند تا به رتبه دوم جدول رسيده و خيلي زود خود را در بين مدعيان بالاي جدولي جا بزنند. هر چند كه جدول ردهبندي ليگ حتماً طي هفتههاي بعدي بارها و بارها دستخوش تغييرات ميشود اما با اين وجود صبا توانسته تا به اينجاي كار و در اين دو هفته برخلاف بسياري از تيمهايي كه بازي هفته اول را برده و هفته دوم را باختهاند يا بالعكس، با كسب دو پيروزي براي تيمهاي ديگر ليگ خط و نشان بكشند.
تنها دو هفته از ليگ يازدهم گذشته اما همين دو هفته به اندازه چند هفته شاهد اتفاقات ناخوشايند و حاشيههاي تأسف برانگيز بودهايم. از يك سو بازيهاي ليگ چنگي به دل نميزند و حتي تيمهايي كه هر دو بازي خود را هم با برد پشت سرگذاشتهاند نتوانستهاند بازي تماشاگر پسندي را به نمايش بگذارند و البته مثل هميشه مربيان بهانههاي هفتههاي اول فصل و نا آماده بودن بدن بازيكنانشان را ميآورند؛ بهانههايي كه مدتهاست نخ نما شده است اما مربيان هنوز دست از اين بهانهها و توجيهات نكشيدهاند.
اما بازيهاي ضعيف تيمها تنها مسائل و مشكلات اين دو هفته نبوده است. داوري، يكي از بحثهاي تكراري است كه امسال هم به قوت خود باقي است و اين بار از همين اولين هفتههاي ليگ آغاز شده است. بحثي كه البته گستردهتر از فصلهاي قبل است، چراكه اين بار مسئولان كميته داوران نيز به وضوح با داوران درگير هستند و بالعكس و از عيان شدن اين مسئله نيز هيچ ابايي ندارند.شايد هم همين ناآراميها در ساختمان كميته داوران است كه باعث شده داوران در اين دو هفته آغازين ليگ سيزدهم دسته گلهاي بزرگي به آب دهند.دسته گلهاي بزرگي چون گرفتن پنالتيهاي اشتباه براي تيمها يا نگرفتن پنالتيهاي درست و اخراج بازيكنان كه باعث شده از همين ابتداي كار صداي اعتراض مربيان و بازيكنان تيمها در آيد.هر چند كه عدهاي هم در اين ميان مثل دايي برخي از اشتباهات داوران را به گردن برنامههاي ورزشي تلويزيون مياندازند و آنها را مقصر اشتباهات داوران ميخوانند.
در لابه لاي اين اتفاقات ناگوار، هواداران برخي تيمها نيز از قافله عقب نماندهاند وسعي كردهاند پا به پاي حاشيههاي ليگ سيزدهم پيش رفته و عقب نمانند.مثل اتفاق ناگواري كه در جريان دربي گيلان رخ داد كه طي آن مجسمه سيروس قايقران توسط هواداران حريف به زير كشيده شد. كاري كه هيچ جاي دفاعي ندارد و از جمله اشتباهات تأسفباري است كه مدتي است كه در حاشيه مسابقات فوتبال رخ ميدهد. در سالهاي اخير شاهد اتفاقات ناخوشايند زيادي در حواشي دربيها، خصوصاً دربي گيلان بودهايم. رد و بدل شدن الفاظ ركيك و درگيريهاي داخل و خارج از زمين جزئي از اين حواشي است كه تقريباً به آن عادت كرده بوديم. اما اين بار اتفاقي رخ داد كه در نوع خود جالب توجه بود. اين بار تركش درگيريهاي دربي گيلان به سيروس قايقران خورد. مجسمه او در ورزشگاه تختي به زير كشيده شد. اين بار هم البته مثل هميشه حواشيها ادامه داشت. درگيريها و شكسته شدن شيشه اتوبوس حريف و الفاظ ركيك. اما هيچ كدام شايد تلختر از جدا شدن سر مجسمه سيروس قايقران نبود. اتفاقي تأسف برانگيز است و نشانگر به قهقرا رفتن فرهنگ تماشاگران فوتبال است.فرهنگي كه اگر اصلاح نشود، ميتواند كمر اين ورزش را خم كند كه آن وقت ديگر صاف كردن اين كمر خميده كار راحتي نخواهد بود.