کد خبر: 604802
تاریخ انتشار: ۰۸ مرداد ۱۳۹۲ - ۲۱:۲۸

برنامه‌اي بود در رسانه ملي و بحث «مديريت مطلوب فرهنگي» حرف‌هاي مهم و جالبي زده شد. هنگام ديدن اين برنامه‌ها اغلب دلم مي‌سوزد كه چطور ما هم درد را مي‌شناسيم و مي‌دانيم و هم بهترين راه درمان را، اما همچنان زجر مي‌كشيم از اين بيماري‌ها و تلفات مي‌دهيم. چه كسي بايد كوتاه‌كننده اين راه باشد. اينكه صاحبان دارو و درمان را به دردمندان برساند. خيلي از ايرادهايي كه خود من به مديريت فرهنگي مملكت طي سال‌هاي گذشته و امروز دارم در آن برنامه طرح شد. ميهمانان و كارشناسان هم پاسخ دادند كه راه چاره چيست. پيشنهادات ظريف و مهمي بود. از رسانه ملي هم براي ميليون‌ها نفر پخش شد، اما شك ندارم باز هم در بر همين پاشنه خواهد چرخيد. چرا ما اينطوري هستيم؟

يكي از اشتباهات دولتمردان ما طي تمام اين سال‌ها در مورد مديريت فرهنگي كشور آن بوده كه اين بزرگواران مدعي‌اند مديريت به طور مستقل يك علم است. لذا در رأس تمام مجموعه‌هاي اداري، ابتدا بايد يك مدير قرار گيرد، سپس به گرايش‌‌ها و شاخه‌هاي مختلف مورد نياز توجه شود. مثلاً مديريت با گرايش علوم اقتصادي، اجتماعي، پزشكي و درماني و... خلاصه مديريت فرهنگي. البته بماند كه در عمل دولت‌هاي پس از جنگ در كشور به همين رويه نيز پايبند نماندند. به ويژه در سال‌هاي اخير ديده‌ايد كساني در پست‌هايي گمارده شده‌اند كه ... بگذريم سر باز كردن اين زخم را ندارم. برگرديم به مديريت فرهنگي. در اين نوع مديريت، الزاماتي هست كه آن را از تمام عرصه‌هاي مشابهش جدا مي‌كند. مدير فرهنگي سهم‌خواه نيست. مدير فرهنگي بايد باور داشته باشد كه همه شئون اجتماعي و اقتصادي و سياسي مملكت بايد در ميدان فرهنگ به عرصه رسيده و اظهار وجود كنند. لذاست كه اين نوع مديريت، مادر تمام انواع ديگر است.

نكته جالبي كه در برنامه مذكور نيز به آن پرداخته شد، انتصاب برخي فعالان حوزه اقتصاد فرهنگ به عنوان مديران ارشد دولتي بود. به اين معنا كه كسي شركتي دارد و محصولات فرهنگي توليد مي‌كند و... بعد مي‌گويند اين آدم خوبي است و مدير فرهنگي مي‌شود. در حالي كه آن دفتر و دستك سابقش را هم دارد. در اين حال او مدير كساني است و موظف به سياستگذاري بخشي كه خود در آنجا سرگرم توليد و رقابت است. اين نوع گزينش در مديريت فرهنگي واقعاً آفت بوده و هست. اين عزيزان پس از اتمام مأموريت و يا بركناري نيز با خيال آسوده به شركت‌هايشان برمي‌گردند و از تجربه و ارتباطات دولتي حاصله طي دوره مديريت خود براي شكوفايي كار خويش بهره مي‌برند. نكته مهم ديگري كه مطرح شد اين بود كه در عرصه فرهنگ اغلب آنها كه صداي بلندتر و حضور پررنگ‌تري دارند، لزوماً برگزيدگان نيستند. اما بدبختانه عمده مديران فرهنگي ما دچار اين چهره‌ها مي‌شوند. برعكس آنها كه حرفي دارند و اجتهادي، ساكت و منزوي‌اند و هيچ مدير فرهنگي هم احساس وظيفه نمي‌كند تا اينها را دريابد و نظرياتشان را بشنود لذاست كه باز در بر همين پاشنه مي‌چرخد. حالا فهميديد چرا ما با آنكه راه را بلديم ولي همواره به خانه اولمان برمي‌گرديم؟!

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار