کد خبر: 604321
تاریخ انتشار: ۰۶ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۸
درس‌هاي شكست اسلامگرايان مصري براي سوريه و ديگران
شعله زودهنگام در گفتمان حكومتي و سياسي اخوان‌المسلمين مصر به عنوان قدرتمندترين و بارزترين الگوي حكومتي اين جريان در منطقه، زماني زبانه كشيد كه اين جماعت به ديوار سست حمايت غرب به ويژه امريكا و شراكت بي‌بنيان تكفيري‌ها به جاي پايگاه مردمي خود تكيه كرد.

امين ارشادي| «امريكايي‌ها چنين اجازه‌اي نخواهند داد.» اين پاسخ محمد مرسي رئيس‌جمهور كودتازده مصر در واكنش به بركناري ناباورانه خود از قدرت بود. گذشته از اين، پارادوكس‌هاي مخرب جريان منطقه‌اي اخوان‌المسلمين و همپيمانان آن از جمله تركيه از مدت‌ها پيش پرده از رخ برداشته بود. سياست به صفر رساندن تنش با همسايگان در كشور «عدالت و توسعه» اسلامگرا كه دولت مرسي در موضع‌گيري‌هاي گاه و بيگاه خود آن را مدينه فاضله و الگوي بي‌بديل حكومتداري اسلام اعتدال‌پيشه مي‌نماياند، چنان آشكار و صريح شعار وارثان آتاتورك را به مسلخ رفتار برد و به سنگ محك عمل آزمود كه ديگر كسي نمانده بود تا عربده‌هاي اردوغان و معمار ديوار كج سياست خارجي‌اش احمد داود اوغلو را براي اقناع غرب با هدف دخالت نظامي در سوريه از جغرافياي تركيه عضو ناتو اما خواهان به صفر رساندن تنش! نشنود. شديدترين انتقاد محمد مرسي به رفقاي اسلامگراي خود در تركيه هم، زماني بود كه به رجب طيب اردوغان گفت كه چرا اجازه پخش سريال «حريم سلطان» را به شبكه‌هاي تركيه مي‌دهد و باب انتقاد از امراي شجاع عثماني را مي‌گشايد. حقيقت اين است كه محمد مرسي و همسلكانش در اخوان‌المسلمين بيش از آنكه واقعيت‌هاي جاري را در نظر آورند، در رؤياهاي تاريخي همان مدينه فاضله‌اي سير مي‌كردند كه حتي مخالفان آن پنداره‌ها (برنامه‌سازان تلويزيوني تركيه) نيز بر سر صحت و سقم آنها اختلاف‌نظر داشتند. از اين دست اشتباهات متوهمانه از سوي مرسي در كنفرانس غيرمتعهدهاي تهران هم با بي‌توجهي به برخي عرف‌ها و ملاحظات از جانب وي، آنگونه كه رسانه‌ها گفتند و نوشتند تكرار شد.

ائتلاف ناميمون سلفي‌ها

به واقع، در بدو امر اين خود اخواني‌ها و توهم زودتر از موعدشان بود كه آينه محدبي از نمايش واقعيت‌ها پيش چشمانشان گذاشت و به جرئت مي‌توان گفت حمايت امريكا از آنان- كه خيلي راحت بعد از كودتا به ارتش مصر معطوف شد- در اين رويكرد بي‌تأثير نبود. امري كه در نهايت با جمله «امريكايي‌ها چنين اجازه‌اي نخواهند داد»، مثل اعترافي بي‌اختيار بر زبان مرسي جاري شد. ائتلاف با جريان سلفي مصر كه مورد حمايت برخي كشورهاي عرب حاشيه خليج‌فارس و قدرت‌هاي منطقه‌اي معروف به ضديت با اخوان‌المسلمين به عنوان بزرگ‌ترين اپوزيسيون اين كشورها بود، باز هم پارادوكس‌هاي اسلامگرايان معروف به اعتدال‌گرايي را به سطح آورد. طرفه اينكه سلفي‌ها در بدو انقلاب مصر، مخالف شركت در تظاهرات و اعتراض‌هاي ضد حكومتي، معارض سرسخت تشكيلات و سازوكارهاي مدني و درباره نحوه تعامل با حاكمان فاسد، طرفدار تحمل عافيت‌طلبانه برآمده از ايدئولوژي سلفي بودند، اما با حمايت‌هاي مالي خارجي و استفاده از منابر تبليغاتي پس از سقوط حسني مبارك، توانستند به كم‌هزينه‌ترين شكل ممكن با جريان قدرت بعدي همراه شوند و با كسب تعداد قابل توجهي از كرسي‌هاي پارلمان و سهمي حدوداً 30 درصدي از آرا، در ساختار قدرت سهيم شوند. اگرچه نقيض جريان موسوم به اسلامگرايي معتدل در پيوندي ناميمون با افراط‌گرايي، ابتدائاً از دل اين جريان سر برآورد اما غربي‌ها هم با ملاحظات متعددي از بدو حاكميت جريان جديد، عملكرد اخواني‌ها را زير نظر داشتند. شايد وام 4/8 ميليارد دلاري صندوق بين‌المللي پول براي مصر درگير با كسر بودجه و نابساماني اقتصادي شديد، محكي براي ميزان پتانسيل و مقدورات اخوان‌المسلمين و شركاي حكومتي آن در پذيرش اصلاحات موردنظر غرب بود. اعطاي وام منوط به انجام اصلاحات اجتماعي- اقتصادي و سياسي در مصر بود و مهم‌ترين مخالفان آن همان شركايي بودند كه بيش از همه مؤلفه‌هاي نماينده برخورد پارادوكسيكال جريان اخوان با مقوله اعتدال بود. طرح موضوع ضرورت اخذ وام از صندوق بين‌المللي پول كافي بود كه افراطيون سلفي وابسته به دلارهاي نفتي اعراب خليج‌فارس موضوع حرمت ربا را براي تخريب اين تصميم در منابر مساجد فرياد بزنند.

درس دينداري اخوان براي سوريه

با اين رويكرد، اخواني‌ها نه اعتماد كامل غرب را كسب كردند؛ غربي كه برايش امنيت مطلق رژيم اسرائيل مهم‌ترين مصلحت ممكن در خاورميانه بود و نه ساير طرف‌هاي تأثيرگذار منطقه‌اي اعم از اسلامگرا يا سكولار مي‌توانستند به حكومت اخواني به عنوان شريك قابل اعتماد بنگرند و از همين رو بود كه پس از كودتاي ارتش عليه مرسي، تنها دو كشوري كه مهم‌ترين حاميان جريان و تفكر اخوان در منطقه به شمار مي‌روند، يعني تونس و تركيه به صراحت اين كودتا را محكوم كردند. شكست گفتمان اخوان‌المسلمين در منطقه، درس‌هايي را براي ساير كشورهاي بحران‌زده به ويژه سوريه داشت. تظاهرات ميليوني اين بار مرسي را در ميدان‌هاي بزرگ كشور با شعار تصحيح مسير انقلاب از صدر به زير كشيد و درسي را براي ساير ملت‌هاي منطقه به دنبال داشت. اين درسي است كه سوري‌ها بايد پيش از هر ملت ديگري بياموزند. امين قموريه تحليلگر سياسي عرب بر اين باور است كه مردم مصر درس دينداري اخواني‌ها را نپذيرفتند، پس چگونه مي‌توان از اصولگراها يا حتي سلفي‌هاي سوريه انتظار قبول نحوه تفكر اخوان‌المسلمين را داشت، آن هم سورياني كه در تنوع مذهبي و قومي و پذيرندگي سايرين، ضرب‌المثل هستند؟

نقشه راه ارتش مصر براي مهار نقش اخوان‌المسلمين و عزل آنان با اقبال خاصي در منطقه نيز روبه‌رو شد و داستان دموكراسي در خاورميانه را نيز در فرآيندي تكراري ناتمام گذاشت. مصر، اخوان‌المسلمين را توليد كرد، پرورش داد و درخت اين جريان را با تمام شاخ و برگ فكري و جهادي آن هرس كرد اما اخواني‌ها را برنتابيد، چگونه مي‌توان از سوري‌ها انتظار پذيرش گفتمان اخواني را داشت؟ آنچه در مصر اتفاق افتاد بازگشت ارتش به قدرت بود و آنگونه كه سميح صعب نويسنده و تحليلگر سياسي مي‌نويسد، آزمايشي خيلي مختصر براي حكومتداري اخوان كه به شدت با اوضاع تحولات سوريه مرتبط بود. او بر اين باور است كه اگر اخوان‌المسلمين در سوريه پيروز مي‌شدند، ارتش مصر جرئت نداشت مرسي را عزل كند، حتي اگر ده‌ها ميليون نفر هم در اعتراض به او به خيابان‌ها مي‌آمدند. ارتباط بين دمشق و قاهره و حتي ميدان تقسيم استانبول، نه به دليل نزديكي جغرافيايي و سياسي- فرهنگي، بلكه نتيجه وحدت جغرافيايي سياسي در فرآيندي است كه قرار است تمام منطقه را در بر گيرد. قرائت اسلام سياسي سلفي- اخواني در سوريه شكست سنگيني را در برابر مقاومت مردمي و نظامي دمشق خورد و سقوط محمد مرسي در مصر همه رؤياهاي رجب طيب اردوغان و احمد داود اوغلو را براي تشكيل خاورميانه بزرگ اسلامي ( احياي امپراتوري عثماني) با حاكميت سازمان اخوان‌المسلمين و مرجعيت آنكارا به باد داد. فروپاشي اخوان مصر به معناي حتميت طرح ايدئولوژيك اخواني- تركي بود و همين مسئله در تركيه اين موضوع را به شكل جدي مطرح كرد كه ممكن است آتش التحرير به ميدان تقسيم هم سرايت كند. تصادفي نبود كه معترضان ترك در ميدان تقسيم بر اردوغان نام «مرسي ترك» را گذاشته بودند. تنها چند ساعتي پس از بركناري مرسي، عربستان سعودي اين تحول را با كمكي پنج ميليارد دلاري به فال نيك گرفت و به دنبال آن امارات و كويت با هفت ميليارد دلار مساعده به استقبال اين رويداد غيردموكراتيك رفتند. شايد براي ارتشي كه كمك‌هاي خارجي را راز بقاي خود مي‌داند اين مسئله نه تنها دردآور نيست بلكه الزامي حياتي است اما اعتماد به خارج و تكيه بر كمك‌هاي ديگران، براي اخوان‌المسلميني كه قرار بود گفتمان حكومتي جديد و مستقلي را به عنوان بديل نظام‌هاي خاورميانه‌اي عرضه كند، مانند پاشنه آشيلي كشنده بود. اخواني‌ها حتي به اين متهم شدند كه قرار است اهرام مصر را به «برادران قطري» واگذار كنند و حتي كمك 8 ميليارد دلاري قطر نيز نه تنها به بقاي آنان در قدرت كمكي نكرد بلكه به اعتقاد بسياري از ناظران، براي اخوان‌المسلمين در افكار عمومي مردم مصر بدنامي هم به دنبال داشت.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار