
يكي از پديدههاي سياسي در خور مطالعه در تاريخ ايران معاصر، فعاليت چشمگير و نسبتاً طولاني حزب توده است كه از جنبههاي گوناگون، تأثير خود را بر عرصه سياست، فرهنگ و اقتصاد كشور ما نشان ميدهد. اين حزب در عداد قديميترين و در عين حال كارآمدترين احزاب تاريخ معاصر است كه توانست در مقاطعي به جذب نخبگان فرهنگي وسياسي ايران اقدام نمايد. نوشتاري كه پيش روي شماست از فراز و فرودهاي فعاليت حزب توده از خلع رضاخان تا 28 رويداد مرداد ميگويد.
دو هفته پس از استعفاي اجباري رضاشاه و پايان دو دهه سلطه استبدادي او بر ايران، در هفتم مهر 1320، 27 تن از اعضاي جوانتر گروه 53 نفره حزب توده ايران را در تهران به وجود آوردند و ميرزا محسن اسكندري (سليمان ميرزا) را به رياست اين حزب انتخاب كردند.
هيئت مؤسسان اوليه حزب تودهضياءالدين الموتي 37 تن از 53 نفر را در شمار هيئت مؤسسان حزب ذكر كرده است. لاجوردي تشكيلدهندگان حزب را جمعي 40 نفره شامل 27 تن از 53 نفر برشمرده است كه 10 روز پيش از تشكيل حزب از زندان آزاد شده بودند. بنيانگذاران حزب توده را 45 نفر از جمع 53 نفر نيز ذكر كردهاند، همچنين در حالي كه طبري مؤسسان حزب را بيش از 80 تن نوشته، خامهاي اين تعداد را كمتر از 20 نفر ذكر كرده است. تاريخ تأسيس حزب را نيز كيانوري 10 مهر 1320 ذكر كرده است. به نوشته بابك اميرخسروي، پيشنهاد تشكيل حزبي فراگير با برنامه دموكراتيك و عامهفهم با جنبه ضداستعماري از ايرج اسكندري بود و وي هم در تشكيل حزب و هم در تدوين انديشه راهنماي آن نقش تراز اول و تعيينكنندهاي داشت.
آغاز حركت با 4هدف!چهار هدف فوري حزب توده، آزادي بقيه 53 نفر، رسميت بخشيدن به حزب، انتشار روزنامه و تدوين برنامههاي وسيع براي جذب ماركسيستها و غيرماركسيستها بود كه همه اين اهداف طي شش ماه تحقق يافت. در اسفند 1320 روزنامه سياست ارگان حزب شد و روزنامهاي نيز به نام مردم از سوي حزب انتشار يافت. همچنين حزب تشكلي به نام «جمعيت ضدفاشيست» به راه انداخت.
يك سال پس از تأسيس حزب توده در مهر 1321 نخستين كنفرانس ايالتي حزب در تهران برگزار شد و تا زمان تشكيل نخستين كنگره، كميته مركزي موقت 15 نفرهاي برگزيده شد. امجد به نقل از كامبخش تاريخ تشكيل اين كنفرانس را تير 1321 ذكر كرده است. سليمان ميرزا، دكتر محمد بهرامي، دكتر مرتضي يزدي، دكتر رضا رادمنش، ايرج اسكندري، دكتر فريدون كشاورز، اردشير آوانسيان، رضا روستا، عبدالحسين نوشين، علي اميرخيزي، نورالدين الموتي، علي كباري، نصرالله اعزازي، ابراهيم محضري و ضياءالدين الموتي اعضاي اين كميته بودند. در برخي منابع بهجاي چهار تن اخير از عبدالصمد كامبخش، محمود بقراطي، محمدعلي شريفي و مهدي كيمرام به عنوان اعضاي كميته مركزي نام برده شده است. كنفرانس مرامنامه موقت حزب را تصويب كرد و از اعضاي كميته خواست تا برگزاري كنگره وظيفه كميته مركزي را نيز عهدهدار شوند. حزب روزنامه رهبر را بهجاي سياست به عنوان ارگان مركزي خود انتشار داد، همچنين حزب برنامههايي با پيشنهادهاي مشخص براي اقشار و طبقات مختلف مردم ارائه كرد. به نوشته آبراهاميان، حزب توده ايران در اين زمان 6 هزار عضو داشت. لاجوردي اعضاي حزب را در اين هنگام 4 هزار نفر ذكر كرده است. به نوشته او تعداد اعضاي حزب در دو سال بعد به بيش از 25 هزار نفر رسيد.
تشكلهايي براي نظاميان، جوانان و زنانحزب توده در سال 1322 سه تشكيلات وابسته به نامهاي سازمان نظامي يا سازمان افسران، تشكيلات زنان و سازمان جوانان به وجود آورد كه هر يك به سهم خود نقش مهمي در عرصه فعاليتهاي اين حزب ايفا كردند، همچنين حزب در سال 1323 شوراي متحده مركزي اتحاديههاي كارگران و زحمتكشان ايران را تشكيل داد كه يكي از مهمترين تشكلهاي كارگري تاريخ معاصر ايران بود.
حزب توده در سالهاي 1323 تا 1325 در مجلس چهاردهم، نخستين مجلس تشكيلشده پس از تأسيس حزب، 23 كانديدا داشت كه هشت تن از آنان انتخاب شدند. فراكسيون توده در مجلس چهاردهم شامل پنج عضو كميته مركزي حزب، آوانسيان از ارامنه شمال، كامبخش از قزوين، رادمنش از لاهيجان، اسكندري از ساري و كشاورز از بندر پهلوي و چهار تن از افراد غيرحزبي يا غير عضو در كميته مركزي محمد پروين گنابادي از سبزوار، وليالله شهاب فردوس از گناباد، فردوس، طبس و بشرويه، تقي فداكار از اصفهان و قازارسيمونيان از ارامنه جنوب بود.
روزنامههاي حزبروزنامههاي اصلي حزب توده در اوايل دهه 1320 شامل مردم يا نامه مردم به عنوان ارگان هيئت اجرائيه، رهبر و رزم در تهران، راستي در مشهد، آذربايجان در تبريز و جودت در اردبيل بود. حزب توده ايران يك بار در اوايل دهه 1320 و بار ديگر در اواخر اين دهه ائتلافهاي مطبوعاتي گستردهاي با شركت دهها نشريه از جمله نشريات مربوط به حزب توده و ديگر احزاب تشكيل داد كه به ترتيب جبهه آزادي و جبهه مطبوعات ضدديكتاتوري نام گرفت.
آغازين كنگرهدر مرداد 1323 نخستين كنگره حزب توده ايران در باشگاه يا كلوب مركزي حزب در تهران با شركت 64 نماينده تشكيل شد. خامهاي اين تعداد را 168 تن ذكر ميكند. آبراهاميان هم تعداد نمايندگان اين كنگره را 168 نفر از سوي 25 هزار و 800 تن از اعضاي حزب مينويسد. ضياءالدين الموتي نيز تعداد نمايندگان را 168 تن از طرف 25 هزار عضو رسمي حزب ذكر ميكند. در اين كنگره بهجاي سليمان ميرزا ـكه در گذشته بودـ بهرامي، اسكندري و نورالدين الموتي مشتركاً به عنوان دبير حزب برگزيده شدند. ضياءالدين الموتي بهجاي اسكندري از رادمنش به عنوان يكي از سه دبير ياد ميكند. كنگره كميته مركزي 11 نفر و كميسيون تفتيش 9 نفرهاي برگزيد. اعضاي كميته مركزي بهرامي، رادمنش، اسكندري، كشاورز، آوانسيان، روستا، كامبخش، بقراطي، اميرخيزي، احسان طبري و نورالدين الموتي بودند. كميته مركزي كميسيونها (مالي، تبليغات، تشكيلات و تفتيش يا بازرسي) را انتخاب كرد. آبراهاميان 20 نفر اعضاي كميته مركزي و كميسيون تفتيش را شامل 11 نفر از كميته مركزي موقت (بهرامي، يزدي، رادمنش، اسكندري، كشاورز، آوانسيان، روستا، نوشين، اميرخيزي، نورالدين الموتي و ضياءالدين الموتي) و 9 تازهوارد (كامبخش، بقراطي، طبري، نورالدين كيانوري، احمد قاسمي، خليل ملكي، حسين جودت، علي علوي و پروين گنابادي) ذكر ميكند. نورالدين الموتي اعضاي كميسيون تفتيش را هفت نفر شامل: يزدي، اسكندري، روستا، نوشين، كيانوري، قاسمي، ملكي و ضياء الموتي برميشمرد. حزب يك اتحاديه دهقاني نيز در كنار شوراي متحده ايجاد كرد، همچنين حزب شش روزنامه ايالتي به راه انداخت:«صورت» در رشت، «صفا» در ساري، «گرگان» در گرگان، «بيستون» در كرمانشاه، «رهنما» در همدان، «آهنگ» در اصفهان، «سروش» در شيراز و «رهبر» در يزد. برخي ديگر از نشريات حزب كه در سالهاي 1320 تا 1332 انتشار مييافت، عبارت بودند از: مردم، آدينه و مجله ماهانه مردم به عنوان ارگان تئوريك، شهباز به عنوان ارگان غيررسمي، نشريه هفتگي دنا (براي حوزههاي حزب)، به سوي آينده كه گاه نشريه آخرين نبرد بهجاي آن منتشر ميشد، هفتهنامه ارديبهشت ارگان كميته ايالتي حزب خراسان، روزنامه راستي ارگان بعدي كميته ايالتي در خراسان، راستي هفتگي ارگان سازمان جوانان حزب در مشهد، آهنگر ارگان حزب در اصفهان، هفتگي ارگان سازمان جوانان حزب در مشهد، آهنگر ارگان حزب در اصفهان، آذربايجان در تبريز كه بعداً خاور نو به جاي آن انتشار يافت، پيغام، حرفه، اقيانوس در شيراز و راه راست در قزوين.
ادغامها و ائتلافهادر شهريور 1324 سازمان ايالتي حزب توده در آذربايجان بدون اطلاع رهبري حزب، تشكيلات خود را منحل كرد و در فرقه دموكرات آذربايجان ادغام شد. در تير 1325 حزب توده در ائتلاف با حزب ايران جبهه مؤتلفه احزاب آزاديخواه را به وجود آورد كه بعداً احزاب سوسياليست (اجتماعيون)، جنگل (اجتماعيون)، دموكرات آذربايجان و دموكرات كردستان به آن پيوستند. در مرداد 1325 سه وزير از حزب توده در كابينه احمد قوام عضويت يافتند؛ يزدي وزارت بهداري، اسكندري وزارت پيشه و هنر و كشاورز وزارت فرهنگ را به عهده گرفتند. حزب توده ايران دومين كنفرانس ايالتي تهران را با 192 نماينده برگزار كرد. اين حزب در مرداد ماه 1325 با 50 هزار عضو اصلي و جمعاً 100هزار عضو فعالترين سازمان سياسي كشور بود. تيراژ رهبر در پنجمين سال انتشار به 120 هزار نسخه رسيد.
پس از شكست فرقه دموكرات در آذربايجان در آذر ماه 1325، شوراي هفت نفرهاي در حزب مركب از اعضاي كميته مركزي، كميسيون تفتيش مركزي، كميته ايالتي تهران و كميسيون تفتيش ايالتي تهران تشكيل شد.
اين شورا پست دبيركلي را حذف كرد و هيئت اجرائيه هفت نفرهاي متشكل از سه عضو كميته مركزي، سه عضو كميسيون تفتيش و يك نفر از شوراي ايالتي تهران را برگزيد. اين افراد چهار تن ديگر را به عنوان عضو اصلي و عضو مشاور به جمع خود افزودند و هيئت اجرائيه موقت 11 نفري حزب را به اين شرح تشكيل دادند: بهرامي، يزدي، رادمنش، كشاورز، نوشين، طبري، كيانوري، قاسمي، فروتن، ملكي و بقراط. هيئت اجرائيه موقت به جاي رهبر روزنامه مردم را ارگان كميته مركزي كرد.
در تير 1326 سومين كنفرانس ايالتي تهران تشكيل شد و 11 نفر را به اين شرح به عنوان اعضاي كميته ايالتي تهران برگزيد: جلال آلاحمد، دكتر حسين ملك، محمدعلي جواهري، مهندس ابوالفضل ناصحي، محمدامين محمدي، محمد سالك، جهانگير افكاري، مهندس حسن امأموردي، مهندس صادق انصاري، محبوب عظيمي و امانالله قريشي. سومين كنفرانس ايالتي تهران درخواست تشكيل كنگره دوم حزب را رد كرد. هيئت اجرائيه نيز به مقابله با اصلاحطلبان برخاست و از برپايي كنگره خودداري كرد. تأخير در تشكيل كنگره يكي از علل اصلي انشعاب اصلاحطلبان در حزب بود.
دومين كنگرهدر ارديبهشت 1327 دومين كنگره حزب توده با 118 عضو در كلوب مركزي اين حزب تشكيل شد. به نوشته كشاورز، حزب توده شامل كميته مركزي 19 نفرهاي شد كه 11 نفر از آنان هيئت اجرائيه كميته مركزي را تشكيل ميدادند. اين كنگره علاوه بر كميته مركزي 19 نفره، هيئت مشورتي 14 نفرهاي نيز برگزيد.
اعضاي كميته مركزي شامل بهرامي، يزدي، رادمنش، اسكندري، كشاورز، روستا، اميرخيزي، كامبخش، نوشين، طبري، كيانوري، قاسمي، فروتن، بقراطي، جودت و علوي از اعضاي كميته مركزي پيشين و كميسيونهاي آن و نادر شرميني، صمد حكيمي و غلامعلي بابازاده از تازهواردان بودند. الموتي مينويسد: اعضاي ثابت كميته مركزي 19 نفره و مشاوران كميته مركزي در پلنوم (اجلاس عمومي) 15 نفر تعيين شدند و قرار شد پلنوم هر سه ماه يك بار به عنوان شوراي عالي حزب تشكيل شود و هيئت اجرائيه 11 نفرهاي از بين اعضاي كميته مركزي تعيين كند و نيز بهجاي كنگره پنج نفر اعضاي كميسيون تفتيش را برگزيند.
در عمل به جاي اعضاي داراي حق رأي در پلنوم، يعني اعضاي ثابت كميته مركزي، اعضاي هيئت اجرائيه كه اكثريت اعضاي ثابت اين كميته را تشكيل ميدادند، اعضاي كميسيون مزبور را برميگزيدند. بهجاي كنفرانس ايالتي نيز كميته مركزي حق انحلال كميتههاي ايالتي را يافت. در اين كنگره رادمنش به دبيركلي حزب انتخاب شد. هيئت دبيران از رادمنش دبير اول يا دبيركل، كشاورز دبير تشكيلات و طبري دبير پوليت بورو يا دفتر سياسي تشكيل ميشد.
بلافاصله پس از اين كنگره، نخستين پلنوم كميته مركزي تشكيل و در آن هيئت اجرائيه دائمي 11 نفره براي رهبري سياسي و سازماني حزب در فاصله دو پلنوم انتخاب شد. پلنومهاي اول، دوم و سوم پس از پايان كار كنگره برگزار شد. حزب توده پس از كنگره دوم راهبرد دوگانهاي را در پيش گرفت؛ هم از اتحاد كلي نيروهاي ضدسلطنت و دموكراسيليبرال حمايت كرد و هم به تقويت كادرهاي منضبط بر اساس مركزيت دموكراتيك و آموزشديده طبق اصول ماركسيسم- لنينيسم پرداخت.
خزان حزب پس از بهمن 27در بهمن 1327 پس از ترور نافرجام شاه، حزب توده غيرقانوني و منحل اعلام شد. دفاتر و اموال آن اشغال و مصادره شد و بيش از 200 تن از اعضاي حزب دستگير و در دادگاههاي نظامي محاكمه شدند. محاكمه بعضي هم غياباً صورت گرفت.
از آن پس بهتدريج برخي از اعضاي كميته مركزي و رهبران حزب از ايران خارج شدند و هيئت اجرائيهاي متشكل از بهرامي، يزدي، كيانوري، قاسمي، فروتن، بقراطي، جودت و علوي در ايران حزب را اداره ميكردند. حزب توده مدت كوتاهي فعاليت مخفي در پيش گرفت، شبكه نظامي ايجاد كرد، نشريات مردم، ظفر و رزم را همچنان انتشار داد و چند نشريه مخفي نيز منتشر كرد.
بازگشت با مصدق!در آذر 1329 مقارن با نخستوزيري رزمآرا، 9 تن از رهبران حزب همراه با خسرو روزبه از زندان گريختند. با آغاز نخستوزيري دكتر محمد مصدق حزب توده آزادي تازهاي يافت؛ روزنامه «به سوي آينده» را منتشر كرد، سازمانهاي جوانان، زنان، شوراي متحده و اتحاديه دهقانان را با نامهاي جديد بازسازي كرد و سازمانهاي ديگري را نيز به وجود آورد. اين تشكلها عبارت بودند از: ائتلاف سنديكاهاي كارگران ايران، انجمن كمك به دهقانان ايران، انجمن يا كميسيون مبارزه با بيسوادي، انجمن ايران آزاد، انجمن ملي روزنامهنگاران دموكراتيك، جمعيت ايراني هواداران صلح، جمعيت ملي مبارزه با استعمار، انجمن آذربايجان، سازمان دانشآموزان ايران، جامعه حقوقدانان دموكراتيك، اتحاديه مستأجران، اتحاديه معلمان، اتحاديه مهندسان و اتحاديه كارمندان دولت. در اين زمان در حزب اختلافاتي در خصوص نحوه برخورد با مصدق و جبهه ملي ايران بروز كرد. برخي در حزب جانبدار اتحاد با مصدق و بر اين نظر بودند كه جبهه ملي ميخواهد ساختار طبقاتي فئودالي را متزلزل كند. نماينده بورژوازي ملي و اشرافيت ليبرال و در تلاش براي انقلاب دموكراتيك ملي است و حزب ميتواند اين انقلاب را به انقلاب سوسياليستي طبقه كارگر تبديل كند، اما ناسازگارها و مخالفان اتحاد بر رهبران ميانهروتر پيروز شدند، گرچه بعدها از خود انتقاد كردند.
اعضاي جديدتر كميته مركزي مخالف اتحاد و بر اين نظر بودند كه بايد جبهه ملي را افشا كرد. آنان به رويارويي با جبهه پرداختند. مصدق را آلت دست بورژوازي كمپرادور، اشرافي مردد، وابسته به امپرياليسم امريكا و سازشكار با عوامل ارتجاع و حتي شاه ميدانستند و او را قوام ديگري تلقي ميكردند و بر اين عقيده بودند كه حزب خود بايد با برانگيختن طبقه متوسط رهبري هر دو انقلاب را به عهده بگيرد.
پاياني بركاميابيهاي گذشته!با كودتاي 28 مرداد 1332 فعاليت آزاد و آشكار حزب توده ايران در داخل كشور براي دورهاي طولاني پايان يافت و اين حزب تقريباً هيچگاه پس از آن نتوانست كاميابيهاي دهه 1320 و دوره پيش از كودتا را تكرار كند.
با حاكميت كودتاچيان و استقرار ديكتاتوري و اختناق در كشور حزب توده نيز همچون ديگر احزاب و تشكلهاي سياسي و شايد بيش از سايرين با سركوب و قلع و قمع روبهرو شد. به نوشته آبراهاميان، در سالهاي 1332 تا 1337 بيش از 3 هزار تودهاي دستگير و 40 تن از جمله علوي از كميته مركزي و 27 افسر اعدام شدند. 14 نفر از جمله فراهي از كميته مركزي زير شكنجه جان باختند و احكام بيش از 200 تن شامل بهرامي، يزدي و شرميني از اعدام به حبس ابد تخفيف يافت كه شش تن آنان تا انقلاب در زندان بودند.