دلايل و شواهد روشني وجود دارند كه نشاندهنده تغيير رويكرد امنيتي ايالات متحده در منطقه خاورميانه و تمركز بيشتر آن بر منطقه آسيا- اقيانوسيه است. افزايش قيمت جهاني نفت طي سالهاي اخير و استراتژي گسترش حضور امنيتي امريكا در آسيا پاسيفيك، باعث شده ايالات متحده براي اولين بار كاهش اتكا به نفت خاورميانه را در دستور كار قرار دهد.
هر چند برخي معتقدند اتكا به توليدات نفت داخل هنوز وارد محاسبات تصميمساز امريكا نشده ولي به نظر ميرسد واشنگتن به سرعتي نه چندان اندك به اين سمت و سو در حال حركت است. براي اولين بار شوراي روابط خارجي امريكا در گزارشي از نمايندگان كنگره درخواست كرده كه در ممنوعيت صادرات نفت خام امريكا بازنگري كند. در اين گزارش، اشارهاي به چشم داشتهاي امنيتي چنين توصيهاي نشده ولي ورود نفت خام به سبد صادراتي امريكا نه تنها مناسبات آن با صادركنندگان نفت را دگرگون خواهد كرد بلكه به تسريع عملياتي شدن نگاه امنيتي جديد ايالات متحده كمك مينمايد.
امريكا با توجه به فشارهاي سياسي موجود در منطقه خاورميانه و همچنين ماهيت رو به دگرگوني فضاي امنيتي آن در سالهاي اخير، مايل است حضوري كمرنگتر و بيدردسرتر از قبل داشته باشد.در پنج سال اخير، به دليل كاهش مصرف داخلي نفت خام در امريكا و ممنوعيت صادرات آن از پالايشگاهها، توليد اين محصول در ايالات متحده به طور چشمگيري افزايش داشته است. اين افزايش توليد البته باعث شده تا اخيراً وزارت بازرگاني امريكا به طور محدودي مجوز براي صادرات نفت خام ارائه دهد اما اين ميزان، كمكي به وضع موجود نميكند. اين در حالي است كه براي صادرات فراوردههاي حاصل از نفت خام هيچگونه محدوديتي وجود ندارد و آمار نشان ميدهد كه در دسامبر سال 2012، سه ميليون بشكه فرآوردههاي نفتي در روز صادر شده است. افزايش چشمگير قيمت نفتخام، خود ايالات متحده را نيز به فكر آزاد كردن صادرات انداخته است و ميزان صادرات را در سال 2013 به 100 هزار بشكه در روز رسانده است. گزارش اخير شوراي روابط خارجي امريكا ميگويد كه لغو همه محدوديتهاي موجود برسر راه صادرات نفت امريكا (مگر در موارد اضطراري) اقتصاد امريكا را تقويت و باعث توسعه مؤثر بخش انرژي در امريكا خواهد شد. برخي معتقدند افزايش قيمت نفت خام در سطح جهاني باعث شده كه امريكا نگاه سنتي خود به نفت ارزان خاورميانه را دگرگون سازد. اگرچه سود حاصل از ميدانهاي نفتي در منطقه خاورميانه براي امريكا كم نبوده ولي گويا افزايش قيمت جهاني نفت و به صرفه شدن استخراج منابع نفتي در آلاسكا و شمال امريكا ديگر ارزش لشكركشي و تحمل فشارهاي نظامي و سياسي را براي آنها ندارد. طبق آمار، تعدادي از ذخاير نفتي امريكا كه تا قبل از اين جهت استخراج از لحاظ اقتصادي به صرفه نبودند، با توجه به افزايش قيمت نفت خام به ذخايري ارزشمند تبديل شدهاند كه ميتواند سودآوري خوبي براي امريكا داشته باشد. هر چند قيمت جهاني نفت طي دو سال اخير (از جمله در حال حاضر) حدود 100 دلار در نوسان بوده، ولي بحرانهاي سياسي- اقتصادي خاورميانه باعث نوسانهاي بزرگ يا اصطلاحاً شوكهاي نفتي در آن نشده است.
والاستريتژورنال در گزارشهاي اخير خود اين ثبات نسبي قيمتهاي نفت در شرايط بحراني خاورميانه را به نفت مناطق شمالي امريكا نسبت ميدهد. در گذشته هدف از اجراي قانون ممنوعيت صادرات نفت در دولت امريكا، حفظ و نگهداري از ذخاير داخلي و جلوگيري از واردات اين محصول بوده است ولي اين رويكرد با توجه به افزايش قيمت نفت خام امريكا در بازارهاي جهاني و تأثيرات مثبتي كه اين تغييرات ميتوانند بر اقتصاد امريكا داشته باشند، از سوي دولتمردان تغيير كرده و حالا اوباما نيزتأكيد دارد كه صادرات نفت خام بايد به طور كلي مد نظر قرار گرفته و افزايش يابد. احتمالاً دولتمردان نيز به اين مسئله پي بردهاند كه شايد ممنوعيت صادرات نفت خام در طولاني مدت، باعث كاهش توليد آن شده و بحرانهاي اقتصادي ديگري را پديد بياورد. برخي حاميان محيط زيست معتقدند گسترش صادرات نفت خام، به دليل مشكلات موجود در لولههاي انتقال، ممكن است به تخريب بخش وسيعي از محيطزيست، منجر شود ولي حاميان صادرات نفت ميگويند ممنوعيت نميتواند راهحل خوبي براي امريكا باشد و دولتمردان بايد بيشتر به فكر كنترل آن باشند تا جلوگيري از صادرات. هنوز مشخص نيست كه تغيير نگاه سنتي امريكا به نفت ناشي از كاهش اولويت خاورميانه و توجه بيشتر به منطقه آسيا- اقيانوسيه بوده يا اينكه ايالات متحده اهداف ديگري را در آسيا- اقيانوسيه دنبال ميكند. افزايش حضور ناوهاي نظامي امريكا در شرق دور، همچنين مجهزتر شدن پايگاههاي نظامي امريكا در اين منطقه و نيز ايجاد پايگاههاي جديد، اين فرضيه را تقويت ميكند كه نگاه اقتصادي، ستاره راهنماي حضور شرقي امريكا به آسيا- اقيانوسيه است. شايد تعدادي از كشورهاي اين منطقه از حضور امريكا و اينكه ميتوانند از سلطه كم و بيش چين خارج شوند ابراز رضايت كنند و حمايتهاي خود را از حضور امريكا نشان دهند، ولي چين كه رقيب تجاري- اقتصادي اصلي امريكاست، احساسي همانند بقيه كشورها ندارد و حضور امريكا را با شك و ترديد نظاره ميكند.
در آخر بايد به اين مسئله اشاره كنيم كه آيا ميتوان باور كرد كه حضور ايالات متحده در منطقه آسيا- اقيانوسيه، حضوري عادي و با اهداف سياسي و اقتصادي مثبت است؟ امريكا كه با هدف گسترش صلح پاي به خاورميانه گذاشت و زماني تصميم به ترك منطقه گرفت كه بسياري از كشورهاي آن را درگير اختلافات داخلي كرده بود، آيا اين بار نيز اين چنين خواهد كرد و تنها موقعيت جغرافيايي خود را تغيير داده است و به گونهاي ديگر سعي در سوءاستفاده از پتانسيلهاي موجود در منطقه آسيا- اقيانوسيه را دارد؟
منبع: شوراي روابط خارجي امريكا