کد خبر: 603707
تاریخ انتشار: ۰۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۲۰:۱۷

نخستين مولود امامت در نيمه رمضان سال سوم هجري در مدينه متولد شد. حدود هفت سال از زندگي امام مجتبي (ع) با پيامبر اعظم (ص) سپري شد. در اين مدت وجودش چنان به خلق و خوي محمدي تخلق شد كه جد بزرگوارش در وصف وي فرمود «تو در خلقت و خوي و منش شبيه من هستي.» محبوبيت امام حسن (ع) نزد خدا و پيامبر (ص) در سخنان و رفتار آن حضرت انعكاس داشت. محبت فوق‌العاده به اين گل بوستان محمدي از پيامبري كه همه تصميم‌ها و اقداماتش بر مبناي وحي و مصالح عمومي اسلام و مسلمانان بود نه انگيزه‌ها و تمايلات شخصي و خانوادگي، در راستاي اهداف رسالت و اعلاي كلمه توحيد بود. همان كه از زبان قران به عنوان مزد رسالت از مردم خواسته شده است.

امام مجتبي‌(ع) بعد از رحلت پيامبر‌(ص) حدود 30سال از عمر شريف خود را در محضر پدر بزرگوارش گذراند و هماهنگ و همراه آن حضرت بود. اين مقطع از زندگي امام به دو دوره سكوت و زمامداري امام علي‌(ع) قابل تقسيم است. حضرت در مقابل حوادث پس از رحلت پيامبر‌(ص) چاره‌اي جز صبر نداشت، چراكه صبر مقتضاي خرد بود همانگونه كه پدر بزرگوارش چنين كرد. با اين حال هر جا مصلحت در فرياد و اعتراض عليه نظام حاكم بود حضور مي‌يافت و به وظيفه عمل مي‌كرد. يك نمونه آن بدرقه صحابي گرانقدر پيامبر به هنگام تبعيد به رغم دستور خليفه كه كسي حق بدرقه ابوذر را ندارد، است. امام ابوذر را به ادامه مبارزه و پايداري تشويق كردند. امام مجتبي‌(ع) در مقطع پنج ساله حكومت اميرمومنان‌(ع)، بازويي توانا، مشاوري امين و فرماندهي لايق براي امام خود بود و در جنگ‌هاي آن دوره پايمردي‌ها از خود نشان داد.

دومين پيشواي شيعيان در 21 رمضان سال چهلم عهده‌دار امامت مسلمين گرديد. گروه گروه از مسلمانان با آن حضرت بيعت كردند. اما شرايط آن زمان بسيار نامساعد بود و فضايي مسموم داشت. بازماندگان كشته‌هاي جنگ‌هاي جمل، نهروان و صفين كه عمدتاً در كوفه مي‌زيستند در انتظار فرصتي براي انتقام بودند. از اين سو هم بسياري از بيعت‌كنندگان به مكتبي بودن مبارزه و اهداف عالي آن ايمان استواري نداشتند. برخي هم كه اكثريت خواص را تشكيل مي‌دادند، به دنبال اهداف مادي و دنيايي و قومي و قبيله‌اي خود بودند و چون با ناكامي مواجه گشتند يكي پس از ديگري امام را تنها گذاشتند و امام پس از آن صلح تاريخي به مدينه بازگشتند.

يكي از موضوعات ساختگي كه برخي از مورخان اسلامي، آگاهانه يا نا آگاهانه به نقل آن پرداخته‌اند، موضوع ازدواج‌ها و طلاق‌هاي متعدد حضرت است. بسيار جاي تأسف است كه اينان بدون بررسي صحت يا عدم صحت اين گونه قضايا، آنها را در كتاب‌هاي خود آورده‌اند.

همين كوتاهي‌ها موجب شد دشمنان اسلام و اهل بيت(ع) براي انتقام گرفتن از اسلام، روي همين موضوع ساختگي، سخت پافشاري نموده و توهين و جسارت‌ها را از حد بگذرانند. برخي از مورخان نوشته‌اند كه امام حسن مجتبي‌(ع) پي در پي ازدواج مي‌كرد و طلاق مي‌داد و اين كار آن قدر تكرار شد كه اميرالمؤمنان‌(ع) به مردم كوفه فرمود:‌اي اهل كوفه! دخترانتان را به عقد حسن در نياوريد؛ چراكه او فردي طلاق دهنده است. مردي از طايفه هَمْدان گفت: ما به او دختر مي‌دهيم؛ اگر خواست، نگه دارد و اگر مايل نبود، طلاق دهد.

اين سخن، تهمتي بيش نيست و از واقعيت به دور است؛ چراكه اولاً اين روايات هرگز با شأن و منزلت و مقام امام سازگار نيست ثانياً بيشتر اين نقل‌هاي تاريخي از سه مورخ نقل شده است كه آن سه نيز كتاب‌هاي خود را زير سايه دولت‌هاي غاصب بني عباس به رشته تحرير درآورده‌اند. ثالثاً اين تهمت از سوي منصور عباسي براي خنثي‌سازي شورش حسني‌ها طرح‌ريزي شده است؛ چهره‌اي كه قرآن و سنت و ساير معصومين (ع) از امام حسن(ع) ترسيم كرده‌اند، باآن رواياتي كه در اين باره نقل شده، قابل جمع نيست. خداوند در قرآن در شأن و منزلت اهل بيت آيه مودت و آيه تطهير را نازل فرموده است همچنين رسول اكرم‌(ص) فرمودند كه حسن و حسين (ع) سرور جوانان اهل بهشت هستند هركس اين دو را دوست داشته باشد، من دوستش دارم كسي را كه من دوست دارم، خدا نيز او را دوست خواهد داشت و كسي كه خدا او را دوست داشته باشد، در بهشت‌هاي پر نعمت وارد خواهد كرد.

حال سؤال اين است آن امام معصومي كه براي حضور در برابر خالق يكتا، آن چنان لرزه بر اندامش مي‌افتد، چگونه حاضر مي‌شود خدا را به وسيله 400 مرتبه طلاق دادن - كه مبغوض‌ترين عمل حلال در نزد خداوند شمرده مي‌شود - از خود برنجاند؟

ثانياً روايات بر فرض صحت، در زماني صادر شده است كه اميرمؤمنان (ع) در كوفه بوده‌اند كه اگر تعداد روزهاي حضور آن حضرت را در كوفه با حذف روزهاي جنگ جمل، صفين و نهروان و پيامدهاي آن حساب كنيم، به يقين دروغ بودن اين اتهام آشكار خواهد شد، چراكه آن فرصت بسيار كم و پردردسر گنجايش چنين مدعايي را نداشته است. اگر زمان هريك از ازدواج‌ها تا طلاق را در نظر بگيريد و اينكه بيشتر از چهار زن دائم، جايز نبوده و نيز لحاظ شرايط فقهي طلاق دادن، خود به خود دروغ بودن اين روايات آشكار خواهد شد

آيا قابل باور است امام حسن مجتبي(ع) با آن شأن و منزلت، اسباب شرمندگي پدر خويش را فراهم آورد تا جايي كه حضرت دلتنگ شده و از خانواده‌ها شرم و حيا كند، يا از بيم دشمني طوايف و قبايل كوفه نسبت به آنها رنج برد؟! دلايل شرعي و عقلي براي رد اين روايات بسيار است كه در اين مختصر نمي‌گنجد.

دلائل و شواهد موجود به خوبي نشان مي‌دهد كه تا پيش از منصور عباسي چنين افترايي در كتاب‌ها نبوده است و اين منصور بود كه براي خنثي‌سازي شورش‌هاي علوي و حركت‌هاي ضد حكومتي نوادگان امام حسن مجتبي (ع) اين تهمت و شبهه را عليه امام پايه‌گذاري كرد.

وي كه از اين شورش‌ها سخت به وحشت افتاده بود، براي رفع نگراني خود، هيچ حربه‌اي را بهتر از لكه دار كردن چهره پاك و معصوم امام نديد.

واقعيت اين است كه امام در طول عمر، بيشتر از هشت يا 10 همسر نداشته كه تعدادي از اين همسران كنيز بوده‌اند. داشتن اين تعداد همسر در آن زمان براي قاطبه مردم، امري طبيعي بوده است، بلكه برخي تعداد همسرانشان بيش از اين بوده، در حالي كه كسي متعرض آنان نشده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار