انتشار نامه بيش از 130 نفر از نمايندگان كنگره امريكا و درخواست آنها از اوباما رئيس جمهور اين كشور براي حل و فصل مسائل ديپلماتيك امريكا با ايران با در نظر گرفتن تحولات داخلي ايران و در شرايطي كه امريكاييها تمام ظرفيت خود و متحدين اروپايي را براي فشار و تحريم عليه ايران به كار گرفتهاند، يك بار ديگر موضوع مذاكره با ايران و نوع و نحوه تعامل ايران و امريكا را به محور اصلي خبري رسانههاي جهان تبديل كرده است.
امضاكنندگان اين نامه كه در آنها از اعضاي هر دو حزب امريكا ديده ميشوند، در نامه خود اگر چه به انتخاب آقاي روحاني به عنوان «مجالي براي آزمودن فرصت حقيقي پيشرفت به سمت توافقي سنجشپذير و قابل اجرا» اشاره كردهاند، اما همچنان تمركز اصلي خود را بر اتهام دستيابي ايران به جنگافزار هستهاي، معطوف كردهاند و توصيه كردهاند كه بايد هوشيار بود كه با اقداماتي تحريكآميز امكان چنين پيشرفتي را از بين نبريم و زمينه تضعيف احتمالي رئيسجمهور منتخب جديد ايران را در برابر محافظهكاران ايجاد نكنيم.
در زمينه چرايي فشارها و تهديدات نظام سلطه عليه ايران اسلامي در طول 34 سال گذشته، اگرچه تاكنون بسيار گفته شده است به نظر ميرسد آنچه انگيزه بيشتر نمايندگان كنگره در تهيه و ارسال چنين نامهاي را مشكل ميدهد در كنار ناتوانيهاي امريكا از افزايش تحريمها و فشارها، بهرهگيري از آن به عنوان ابزار عمليات رواني براي اثرگذاري در روحيات مخاطبان ايراني و فرصتسازي براي مدافعان داخلي مذاكره با امريكاست.
مقام معظم رهبري در ديدار روز يكشنبه 30/4/1381 خود با كارگزاران نظام اسلامي با اشاره به اين درخواست امريكاييها، با تأكيد بر اينكه تجربه نشان داده است كه امريكاييها هم غيرقابل اعتمادند و هم غيرمنطقي و هم در برخوردشان صادق نيستند، يادآور ميشوند كه تعامل با دنياهيچ ايرادي ندارد و ما از اول هم اهل تعامل با دنيا بوديم، منتها بايد در تعامل طرف مقابل را شناخت و شگردهاي او را دانست. ايشان سپس با بر شمردن شاخصههايي براي اين تعامل، نقشه راه دولتمردان را براي تعاملات آتي ترسيم مينمايند:
1- شناخت دقيق ويژگيها و توانمنديهاي نظام اسلامي: اولين اصل در تعامل شناخت دقيق از جهتگيريها و آرمانهاي نظام اسلامي است كه مبنايي براي تنظيم سياست داخلي و بينالمللي و اهداف نظام اسلامي مبتني بر آرمانها و انديشههاي امام راحل و اصول قانون اساسي است. آگاهي از توانمنديهاي داخلي در عرصههاي مختلف جغرافيايي،صنعتي، منابع اقتصادي و انساني ميتواند پشتوانه خوبي براي تعاملات و اتخاذ راهبردها باشد.
2- داشتن عزم راسخ در مواجهه و تعاملات
يكي از پيامدهاي روشن آگاهي از اهداف، آرمانها و ويژگيهاي نظام،شكلگيري عزم و اراده جدي در پيگيري مطالبات و خواستههاست. نكتهاي كه مقام معظم رهبري از آن به عنوان يكي از عناصر هميشگي ياد ميكنند و ميافزايند: به سمت آرمانها حركت كردن عزم راسخ نياز دارد. اينجور نباشد كه با مشاهده اخم دشمن، ترشرويي دشمن، حركت معارضانه دشمن با شكلهاي تبليغاتياش، سياسياش، اقتصادياش و امثال اينها متزلزل شوند.»
3- شناخت دقيق از اهداف دشمن: اينكه ريشه اصلي فشارها و تهديدات دشمن چيست يا اينكه آيا آنها اصلاً در پي توافق و شناخت حقوق مردم ايران هستند، يا خير، زمينهساز بسياري از مباحث و بگو مگوهاي داخلي و بينالمللي است و همين ابهام سبب شده است كه بسياري در داخل بدون توجه به انگيزه اصلي دشمن از فشارها و تحريمها مسائل را در حد همين اتهامات هستهاي عرب برآورد ميكنند و نسخه تسليم در برابر كدخداي جهان را ميپيچند.
به رغم ادعاي اتهامات هستهاي ايران، در اواخر ارديبهشتماه نشريه امريكايي هافينگتون پست از طرح سناي امريكا براي براندازي نظام اسلامي به نام «سينك آشپزخانه» ياد ميكند كه بر مبناي آن تحريمهاي وضع شده عليه ايران تنها در صورتي قابل برداشته شدن است كه «حكومت ايران همه زندانيان سياسي را آزاد كرده و به سمت يك نظام انتخاباتي و آزاد دموكراتيك حركت كرده و همچنين حقوق همه شهروندان ايران از جمله زنان و اقليتها را محافظت كند.»
4- مروري بر روندهاي گذشته: تجربه نشستها و مذاكرات گذشته نشان ميدهد كه هر گاه ايران در برابر فشارها و تهديدات از خود «حسن نيت» نشان داده و كوتاه آمده است، غرب در تعاملات خود يك گام به پيش رفته و بر فشارها افزوده است كه مصداق بارز آن را در نوع عملكرد آقاي خاتمي در موضوع هستهاي ميتوان ديد و در نقطه مقابل هر گاه ايران بر حقوق خود پافشاري كرده و ايستاده است در جبهه دشمن انشقاق ايجاد شده و حقانيت ايران پذيرفته شده است. اهميت اين بعد از موضوع از اين حيث قابل توجه است كه برخي از مراكز نظريهپردازي و مسئولان امريكايي «نتيجه انتخابات» ايران را محصول اثرگذاري فشارها و تحريمها ميدانند و بنابر اين بر افزودن آن تأكيد ميكنند.
5- توجه به ظرفيتها و جايگاه ايران در منطقه: راهبرد فشار و تسليم ايران براي غرب تنها كاركرد داخلي و اثرگذاري بر فرآيندهاي داخلي نداشته و آنچه كه براي آنها از اهميت بيشتري برخوردار است، اثرگذاري بر تحولات منطقهاي و بينالمللي به تبع تسليم ايران در برابر غرب است تا از آن طريق بتواند مسائل منطقهاي خود نظير عراق، سوريه، افغانستان و... را حل كند. الگوبخشي انقلاب اسلامي در منطقه سبب بر هم خوردن آرايش قدرت در منطقه و به تبع آن در جهان شد و جهان در انتظار نظم نويني است كه ديگر يك كدخدا براي آن معنايي ندارد.
6- زيركي و هوشمندي در تعاملات: شناخت دقيق طرف مقابل، ويژگيها و نقاط قوت و ضعف او و شناخت شگردها و شيوههاي آنها به ويژه در عرصه عمليات رواني دست برتري را به ما در نوع مواجهه در تعاملات خواهد داد. مقام معظم رهبري در همين ديدار ميفرمايند: تعامل با دنيا هيچ ايرادي ندارد،ما از اول هم اهل تعامل با دنيا بوديم، منتها در تعامل، طرف مقابل را بايد شناخت. شگردهاي او را بايد دانست، هدفهاي اساسي و كلان را بايد مدنظر داشت. ممكن است دشمن سر راه شما را بگيرد و بگويد از اينجا نبايد جلو برويد، سازش با او اين نيست كه شما قبول كنيد و برگرديد، هنر اين است كه شما كاري كنيد كه راهتان را ادامه دهيد، او هم مانع كار شما نشود و الا اگر چنانچه توافق و تفاهم به اين معنا بود كه او بگويد شما بايد از اين راه برگرديد و شما هم بگوييد خب، اينكه خسارت است. توجه به اين جهات بايد از سوي مسئولان و دولتمردان وجود داشته باشد.