غبغبه حضورمان در رتبه نخست ذخاير گازي جهان وضعيت اسفناكي را در سياستها و راهبردهاي انرژي ايجاد كرده است و مسئولان چنان از صادرات گاز ميگويند كه گويي بايد هر مصرفي به جز فروش گاز سانسور شود.
در مصرف گاز طبيعي سه بخش عمده در سياستهاي نفتي تعريف ميشود؛ مصرف داخلي، تزريق گاز به ميادين نفتي و صادرات گاز كه هر يك در محل خود از اهميت خاصي برخوردارند اما به لحاظ استراتژيك بودن آنها، ضرورت و... تفاوتهاي فراواني با هم دارند.
در حوزه مصرف داخلي متأسفانه ارقام استانداردي به چشم نميخورد به طوري كه براساس آخرين مطالعات، ميزان مصرف گاز در ايران در ماههاي سرد سال با كل مصرف اروپا برابري ميكند كه نشاندهنده دور شدن مصرفكنندگان از دايره الگويي استاندارد است. صاحبنظران بر كاهش مصرف داخلي تأكيد بسياري دارند اما نه به علت جلوگيري از دود نشدن سرمايههاي ملي بلكه استفاده از مازاد گاز بخش مصرفي براي تزريق به ميادين نفتي براي حفظ سطح توليد و افزايش توليد است.
همانگونه كه بارها گفته شده است ميادين نفتي كشور در نيمه دوم عمر خود قرار دارند و موضوع تزريق گاز به آنها بايد در نيمه اول خود عمرشان انجام ميشد و نه در دوره دوم عمر خود! اين كمكاري مربوط به سالهاي گذشته نميشود بلكه مسئولان صنعت نفت در رژيم پهلوي نيز بايد پاسخگوي كمكاري خود باشند اما موضوع اين است كه دليل تداوم كمكاري در سالهاي گذشته چه بوده است؟
ميادين نفتي كشور حال خوبي ندارند و به شدت در حال كاهش دبي و ذخاير قابل استحصال هستند چرا كه برنامه جامع و عملياتي تزريق گاز به ميادين وجود ندارد و ميزان ذخاير با وجود اعلام رسمي شركت ملي نفت مبني بر افزايش آن، رو به كاهش است.
به عقيده كارشناسان نخبه مخزن و مهندسان نفت، تنها راه براي كاستن از شيب تند كاهش توليد در برخي مخازن و افزايش توليد از ميادين جوانتر و بكر، تزريق گاز به ميزان لازم و كافي در آنهاست.
براساس محاسبات مهندسي مخازن انجام شده قبل و بعد از انقلاب، به ازاي تزريق هر 5/2 تا 4 هزار پاي مكعب گاز ميتوان يك بشكه نفت اضافي از مخازن نفتي ايران به دست آورد.
چرا تزريق؟
براساس اهداف سند چشمانداز 1404، ايران بايد در رده دوم توليدكننده سازمان كشورهاي صادركننده نفت قرار داشته باشد. اگر توليد عربستان را 10 ميليون بشكه در نظر بگيريم و در بدبينانهترين حالت، عراق به 7ميليون بشكه برسد ايران بايد توليد خود را سال 1404 به 8 ميليون بشكه برساند كه به هيچ عنوان امكان پذير نيست چراكه اگر امكانپذير بود برنامههاي توسعهاي صنعت نفت در دهه گذشته به اهداف خود ميرسيد نه اينكه به جاي افزايش يك ميليون و 380 هزار بشكهاي با سرمايهگذاري 50 ميليارد دلاري، رقم محقق شده كمتر از 300 هزار بشكه شود. اين ناكامي به دليل ضعف اجرا نبود بلكه به علت ساختار پيچيده و خاص مخازن نفتي كشور و برنامهريزي «جزيرهاي»بود. يك پنجم اين حجم سرمايهگذاري اگر در پارس جنوبي و ميدانهاي گازي صورت ميگرفت و گاز آنها جهت تزريق به ميادين نفتي در نظر گرفته ميشد ميزان توليد حداقل در خشكي 800 هزار بشكه افزايش مييافت.
از طرف ديگر تزريق گاز به ميادين نفتي، گاز را در مخازن نفت ذخيره ميكند و امكان بهرهبرداري از آن وجود دارد. در واقع گاز از يك ميدان گازي استخراج شده و به ميدان نفتي تزريق ميشود و با افزايش فشار مخزن در ميدان نفتي هم ذخيره ميشود. پس مانند مصرف گاز و صادرات گاز دود نشده و صرفه ناچيزي براي كشور به همراه ندارد.
تزريق گاز به ميادين نفتي در همه موارد منجر به افزايش توليد نشده و در بيشتر مواقع براي حفظ سطح توليد انجام ميشود. زماني كه درآمد دولت از ميزان تزريق گاز به ميدانهاي نفتي با درآمد دولت از فروش گاز به مصرفكنندگان داخلي و صادرات گاز مقايسه ميشود به راحتي درمييابيم صرفه اقتصادي تزريق بيش از 20 برابر دو محور مصرفي ديگر است. استمرار توليد و حفظ درآمدهاي نفتي كشور به شدت نيازمند تزريق گاز بوده به طوري كه اگر اين مهم تا سه سال ديگر انجام نشود بحراني بزرگ دامنگير كشور خواهد شد. از ياد نبريم تزريق گاز برنامهاي موقت و چند ماهه نيست بلكه بايد استمرار داشته باشد به طوري كه يك روز وقفه در تزريق صدمات جبران ناپذيري را به برخي مخازن و اقتصاد وارد ميكند؛ متأسفانه طي چند سال گذشته سهم تزريق گاز در ماههاي سرد سال قطع شده و به مصرف داخلي و خارجي رسيده است كه نهايت بيتفاوتي مسئولان به سياستهاي كلان كشور را ميرساند.
با جدي گرفتن تزريق گاز، ميتوان ضمن بالفعل كردن حداقل 40 ميليارد بشكه نفت بالقوه كشورمان، گاز ذخيره شده را نيز با قيمتهاي به مراتب بالاتري در آينده فروخت و بدين وسيله، منافع نسلهاي آينده را در اين ثروت خدادادي رعايت كرد و نه اينكه به بهانه ايفا كردن نقشي استراتژيك در منطقه به ارزان فروشي گاز بپردازيم؛ هر چه باشد نفت استراتژيكتر از گاز است.
شركت بيپي چند سال گذشته گزارشي را منتشر ساخت كه در آن آمده بود اگر ايران نتواند سهم خود را از بازار نفت به بيش از 5 درصد افزايش دهد به طور قطع موقعيت امروزي خود را از دست ميدهد.