شاهد توحيدي| در اين روزهاي ماه خدا، چالشها و فتنههاي مذهبي در جهان اسلام به يكي از دلمشغوليهاي مسلمانان مبدل شده است. زمينهها و پيامدهاي اين فتنهانگيزيها از مقولاتي است كه بيش و پيش از هر كس، بايد عالمان دين بدان بپردازند و براي آن چارهانديشي كنند. در گفتوشنودي كه در پي ميآيد عالم فرزانه حضرت آيتالله شيخ محمد مهدي آصفي در اين باب سخن راندهاند.
امسال ماه مبارك رمضان را در شرايطي پشت سرميگذاريم كه فتنهانگيزيهاي مذهبي در جهان اسلام، به يكي از چالشهاي مهم مبدل شده است. در آغاز سخن ـ با عنايت به اينكه حضرتعالي در عراق تشريف داريد ـ مناسب است كه از ابعاد اين پديده بفرماييد.
بسماللهالرحمنالرحيم. الحمدللهربالعالمين و صليالله عليمحمد و آلهالطاهرين(ع). فتنهانگيزيهاي مذهبي در ميان مسلمانان امروز حقيقت ملموسي است و بيش از هر وقت ديگري در عراق، پاكستان و افغانستان يافت ميشود و به كشتار، آتشسوزي، هتك حرمت و تكفير مسلمانان بيگناه اهل قبله و «لاالهالاالله» ميانجامد. خونبارترين صحنههاي اين فتنهانگيزيها در مصرجريان دارد يا درهمين عراقِ خودمان كه تقريباً همه روزه كشتارهاي وحشيانه در استانهاي داراي آميختهاي از پيروان مذاهب، صورت ميگيرد و هزاران خانواده از مناطق آشوبزده و شهر و ديار خود رانده ميشوند.
ظاهراً اين پديده در ماههاي اخير در عراق، ابعاد فزايندهاي هم يافته است؟
بله، در عراق اتومبيلهايي با چندين تن مواد منفجره در ميان زنان، كودكان، دانشآموزان و دستفروشان كنار خيابان، پيادهروها و بازارها منفجر ميشوند. چيزي دردناكتر و وحشتناكتر از آن نيست كه اين اتومبيلهاي بمبگذاري شده در مسير كودكاني كه از مدرسه به خانه بازميگردند و درحالي كه كيف مدرسه خود را بر پشت دارند منفجر و پارههاي تن آنها همراه با كتاب، قلم و كيفشان در سطح وسيعي پخش ميشود. اين عمل جلوي دانشگاهها، مساجد يا حسينيههاي مالامال از نمازگزار به هنگام اداي نماز نيز رخ ميدهد. وحشتناكترين اين انفجارها، انفجارچندسال پيش در حرم مطهر عسكريين(ع) [در سامرا] بود كه مردم دو بار آن را در گيرندههاي ماهوارهاي خود مشاهده كردند.
ابزارهاي توسعه اين جنگ افروزيها را چه چيزهايي ميدانيد؟ شبكههاي ماهوارهاي و مجازي تا چه حد در خدمت اين پديده هستند؟
امروز شبكههاي ماهوارهاي كه ميتوانند در جهان اسلام و جهان عرب بيشترين تماشاگر را جذب كنند و نيز روزنامههاي كثيرالانتشار بخشي از ابزارهاي سهيم در شعلهور ساختن آتش فتنه مذهبي بهشمار ميروند. در اين فتنه، متأسفانه علما و مبلغاني كه آنان را داراي مواضع معتدل ميشناختيم، از خط اعتدال عدول كردند و به خط افراطگرايي فرقهاي افتادند. اگر وارد شبكه اينترنت يا يكي از اتاقهاي چت مذهبيـفرقهاي شويد، متوجه ميشويد با كورههاي آدمسوزي و وحشتناكترين فتنه ميان مسلمانان در طول تاريخ اسلام روبهرو هستيم و تمام تلاشهايي كه علماي شيعه و سني طي يك قرن گذشته در جهت تقريب مسلمانان به يكديگر انجام دادهاند، در معرض تهديد جدي قرار داد. چنانچه خداوند متعال ما را از شرّ اين فتنهها در امان ندارد و مرداني از مسلمانان به در هم شكستن آنها برنخيزند، بدبختي بزرگي گريبان ما را خواهد گرفت.
به نظر جنابعالي اگر بخواهيم اين بحث را به شكل مرحله به مرحله بررسي كنيم، اين مراحل كدامند؟ چه مواردي در اولويت بازنگري و تحليل هستند؟
بنده فكر ميكنم بايد به طور مشخص سه مسئله مورد بررسي و تحليل قرارگيرد:
1- پيامدهاي كنوني و آينده فتنهانگيزيها
2- علل و اسباب فتنه
3- درمان فتنه
پيامدهاي كنوني و آينده فتنهانگيزيها را چگونه ميبينيد؟
براي شناخت پيامدهاي ويرانگر فتنهانگيزيهاي مذهبي نياز چنداني به تأمل و كنكاش نداريم. اين فتنهانگيزيها سابقهاي طولاني دارند و آنهايي كه با اين سابقه آشنا هستند و آن را دنبال كردهاند، خطرات بزرگ ناشي از آن را بهخوبي ميشناسند. اين فتنهها سريعالاشتعالند، ولي با كوششهاي فراوان و با گذشت مدتهاي مديدي، زخم آنها التيام مييابد. آنها حتي طبقه آگاه و معتدل را در برميگيرند و اعتدال، توازن و ديدگاه منطقي را از سردمداران و مدعيان اعتدال هم سلب ميكنند. مولاي متقيان علي(ع) ميفرمايد:«اگر فتنه فرا رسد، ديگر حق را از باطل نشايد شناخت و هنگامي كه پشت كند و برود، تازه سرشتش آشكار و اين و آن را آزموده و هوشيار خواهد ساخت.» (1) اولين زيانهاي حاصل از اين فتنهانگيزيها، ناكام ساختن كوششها، فعاليتها و برنامههاي تقريب مذاهب اسلامي است كه علما و رهبران ديني از جمله سيدعبدالحسين شرفالدين، شيخ سليم البشري، شيخ محمود شلتوت (شيوخ الازهر شريف)، آيتاللهالعظمي بروجردي، شيخ حسن البنا، امام كاشفالغطاء و امام خميني (رحمهالله عليهم) در اين قرن و قرن گذشته مبذول داشتهاند. اينان براي سر دادن شعار «تقريب» و فراخوان به آن بهاي سنگيني پرداختند. اين درست است كه شيعيان با هلهله و شادي از سخنان و فتواي شيخ محمود شلتوت (شيخ الازهر) استقبال كردند، ولي او هزينههاي زيادي براي فتواي شجاعانه خود در محافل سني ـكه ايده تقريب را رد ميكردندـ پرداخت. همين مسئله نسبت به مناديان «تقريب» در جامعه شيعي نيز صدق ميكند، زيرا اين فراخوان از سوي محافل شيعي با شك، ترديد و مخالفت روبهرو شد.
زيان بعدي، ناكام ساختن برنامه سياسي بزرگ اسلام است. اين زيان، زيان بزرگي در حيات امت است. امروزه اسلام با دو رويارويي دشوار در داخل و خارج روبهروست؛ از خارج بايد با رژيمهاي استكباري از جمله امريكا و اسرائيل و از داخل با مزدوران آنها روبهرو شود. برنامه سياسي اسلام در هر دوي اين روياروييها پايان بخشيدن به نفوذ سياسي، اقتصادي، فرهنگي و نظامي آنها و اسلامي كردن رژيمهاي حاكم بنا بر اراده امت [مسلمان] است.
و دقيقاً به همين دليل از سوي طرف مقابل احتمال واكنشهاي حادتري ميرود.
بله، امروز اسلام گستردهترين جنبش مخالفت با نفوذ استكبار در جهان را در تاريخ رهبري ميكند. برنامه بزرگ سياسي اسلام كه امروز در خاورميانه، شمال و غرب آفريقا، افغانستان و پاكستان جريان دارد، درحال گسترش فزاينده است تا مناطق وسيعي در آسياي ميانه و جنوب شرقي آسيا را نيز در بر گيرد. فتنه مذهبي كه امروزه در جهان اسلام شعلهور شده، براي شكست كامل اين برنامه بزرگ سياسي تهديد است. تباهي و ناكامي برنامه سياسي اسلام به معناي ابقاي نفوذ استكبار غرب، حمايت از تجاوزها، اشغالگريهاي اسرائيل، امكان دادن به رژيمهاي مزدور آنها براي تداوم عمليات چپاول منابع و ثروتهاي مسلمانان، بقاي عقبماندگي و وابستگي به غرب و تداوم وجود شرق اسلامي به عنوان منبع مواد خام مورد نياز صنايع غرب و بازار گسترده مصرفي توليدات آن است.
چه جلوههايي از اين نهضت فراگيراسلامي كه بدان اشاره كرديد، دربخشهاي گوناگون جهان اسلام ميتوان يافت؟
در هر بخش از جهان اسلام كه قدم بگذاريد، شاهد آگاهي، احساس مسئوليت، ايمان به ضرورت بازگشت اسلام به زندگي، خيزش عليه ستمكاران مستكبر، جنبشي سياسي و انقلابي اسلامي، آگاهي جمعي نسبت به نقش ويرانگرانه غرب در سياست، اقتصاد و فرهنگ و نهايتاً شاهد آگاهي نسبت به ضرورت بازگشت به خويش در پي بيخبريهاي طولاني مسلمانان از تاريخ، فرهنگ و ميراث خويش و انحراف از آن خواهيد بود. اگر اين فتنهانگيزيها ما را در برگيرد و آتشي كه اين فتنه را شعلهور ميسازد گسترش يابد، از اين برنامه چيزي كه بتواند خيزش مسلمانان را سامان بخشد، باقي نخواهد ماند. فتنهانگيزيهاي مذهبي امروزه آتشهاي مذهبي گستردهاي را به خيمه همكاري و همدلي مسلمانان با يكديگر مياندازد و آن را به تباهي ميكشاند و چيزي از آن باقي نخواهد گذاشت.
مخاطبان اين فتنه يا نقاط هدف آن، فقط شيعه و سني هستند يا قلمرو وسيعتري دارد؟
اين فتنه، تنها شيعه و سني را از هم جدا نميكند. سنيها را نيز از يكديگر و مسلمانان را به گروههاي متعدد و پراكنده تبديل ميسازد، چيزي كه مطلوب رژيمهاي استكباري است.
زيان سوم، به تعطيلي كشاندن همكاريهاي فرهنگي ميان مسلمانان است. عرصه فرهنگي ما امروزه شاهد همكاري گستردهاي ميان مسلمانان است و به دليل اين همكاريهاست كه شاهد طراوت و نشاط محسوس و غناي فزاينده فرهنگ معاصر اسلامي هستيم. هنگامي كه انديشهها و خردها گرد هم آيد، دلها به يكديگر نزديك ميشود و عكس اين امر نيز درست است. اين همكاري فرهنگي نقش بزرگي در همدلي مسلمانان ايفا كرد.
ولي فتنهانگيزيهاي مذهبي كنوني يك بار ديگر همان ديوارهاي رواني و فرهنگي را در ميان مسلمانان بازسازي و بخشهاي مختلف فرهنگ اسلامي را از يكديگر جدا ميكند و حتي از اين خسارت فراتر ميرود و به خسارت بس بزرگتري ميرسد كه همانا جايگزيني گسست فرهنگي بهجاي همكاري فرهنگي است؛ چيزي كه در شبه قاره هند در زمان استعمار انگليس اتفاق افتاد.
در برانگيختن فتنههاي مذهبي چقدر به اردوگاه استكبار سهم ميدهيد؟ با توجه به اينكه معمولاً پرسشگر اين سؤال، به اعتقاد به تئوري توطئه متهم ميشود.
مسلماً پيامدهاي تخريبي و آتشافروزيهاي گستردهاي كه در پي هر فتنه مذهبي مطرح ميشود و سهولت اين آتشافروزيها در لحظات غفلت و انفعال هرگز از چشم تيزبين استكبار جهاني پنهان نيست. گروهي از اين رژيمها از جمله انگليسيها، فرانسويها، پرتغاليها و ايتالياييها تجربه و خبرگي فراواني در عرصه فتنهانگيزيهاي مذهبي دارند، هر چند نقش استعماري برخي از اين رژيمها بهطور كلي يا تا حدودي در شرق پنهان مانده، ولي آنها تجربيات خود را براي رژيم امريكايي كه امروزه شعار انحصار قدرت و حاكميت را بر زمين سر داده است، به ارث گذاردهاند.
درعراق ِشما، تا چه حد دخالت كشورهاي ابرقدرت در برانگيختن اين فتنهها نقش داشته است؟
عراقيها از شواهد بسياري در مورد نقش امريكاييها در برانگيختن فتنههاي مذهبي و حمايت از باندهاي مسلح در دياله، مدائن، تلّعفر و بلد سخن ميگويند. يك شاهد عيني برايم گفته است كه به علت گذاشتن مواد منفجره در كاميون حامل آرد در تلّعفر هنگام ازدحام خانوادهها براي گرفتن سهميه آردي كه مدتها قطع شده بود، اين كاميون منفجر شد و تكههاي جسد كودكان، زنان و مرداني كه براي دريافت سهميه آرد خود جمع شده بودند، به هر سو پراكنده شد و زماني كه مردم از هر سو براي جمعآوري مجروحان و زير آوارماندگان ميكوشيدند، تك تيراندازان با رگبار گلوله آنان را مورد هدف قرار دادند تا كشتار ديگري در ميان گروههاي نجات ايجاد كنند.
از ديدگاه شما در جهان اسلام سهگانه «انزوا، تكفير و تروريسم» چه نقشي در ايجاد اين پديده داشته است؟
اين سهگانه از خطرناكترين علل فتنهانگيزيهاي مذهبي در تاريخ اسلام بهشمار ميروند.«انزوا» نسبت به نظرات ديگر و «تكفير و تروريسم» در برخورد با دگرانديشان. من آنگونه كه برخي مردم معتقدند، قائل بدان نيستم كه در هر نظري حق و باطل وجود دارد يا همه يك نظر، حق يا همه آن باطل است. اين برداشت از نقطه نظرهاي گوناگون ضرورتاً باطل است. حق، تعددپذير نيست و اگر نظري بر حق باشد، ضرورتاً نظر ديگر نميتواند بر حق باشد، ولي البته اين به معناي عصمت يك نظر يا يك ديدگاه نيست، چون بسيار شده است كه انسان متوجه خطاي ديدگاههاي خود و صواب ديدگاه ديگري ميشود، لذا شايسته است انسان همواره پذيراي نظرات ديگران باشد، به آنها گوش بدهد و با صاحب آنها به گفتوگو بنشيند. گوش فرا دادن همان «گشودگي» و پذيرش است و پيروي از بهترينها همان منطقي بودن و در ميان ديدگاهها به دنبال حق رفتن است. قرآن گشودگي و منطقي بودن در گزينش را معيار دقيق هدايت قلمداد ميكند. «الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ» و برعكس انزوا و بسته بودن در برابر ديدگاههاي ديگر آدمي را به گمراهيها و بيراهههاي زيادي ميكشاند. «جمود»، «تكفير» و «تروريسم» را به دنبال ميآورد: «تكفير» در برخورد با نظر ديگران و «تروريسم» با دگرانديشان.
اسلام به صاحبان مكتب «تكفير» و «تروريسم» از چه منظري مينگرد؟
دين خدا در برخورد با ديدگاههاي ديگر و صاحبان آنها سعه صدر بس بيشتري نسبت به صاحبان مكتب تكفير و تروريسم دارد و نظرات ديگر و صاحبان آنها را مادام كه شهادت «لاالهالاالله» و «ان محمداً رسول الله» را بر زبان دارند، در دايره اسلام قرار ميدهد. اخراج اين ديدگاهها از دايره اسلام و قرار دادن آنها در دايره كفر جايز نيست. مباح دانستن خون صاحب آن رأي نيز روا نيست، زيرا شهادت «لاالهالاالله» او را در جان و مال مصون نگه ميدارد. اين قطعيت در ديدگاهها، انزوا و بسته بودن نسبت به ديدگاههاي ديگر و پيامدهاي آن به لحاظ تكفير و تروريسم براي نخستين بار در جنگ صفين مطرح شد و پس از آن صاحبان اين رأي براي نبرد با اميرالمؤمنين(ع) در نهروان با هم ائتلاف كردند. امام علي(ع) با آنها جنگيد و بر ايشان پيروز شد و ائتلاف سياسي و نظاميشان را در هم شكست. هنگامي كه برخي از ياران مژده هلاكت ايشان را به آن حضرت دادند، امام(ع) فرمود: «نه، به خدا چنين نيست! آنها هم اكنون بسان نطفههايي در كمر مردان و رحم زنانند». (3) يعني اين حالت پايان نيافته است و همين كه گروهي از ايشان هلاك شوند، گروه ديگري از آنها رخ مينمايند. همانگونه كه حق پايان نميپذيرد، باطل نيز تمامشدني نيست و چه درست فرمود امام(ع). حالت تكفيري و افراطگرايي ديني ـكه امروزه در ميان برخي مسلمانان مطرح شده استـ ظهور جديدي از همان حالتي است كه امام(ع) در نهروان با آن جنگيد، يعني نفي مطلق ديدگاه ديگران، منزوي و بسته بودن در برابر نظر ديگران، تكفير اهل قبله و روا دانستن خون آنان.
تأثير «تكفيريان» را در فعل و انفعالات امروز جهان اسلام چقدر مؤثر ميبينيد؟
امروز اين مسئله تبديل به بزرگترين مشكل جهان اسلام شده است. آنها [تكفيريان] در عراق، پاكستان و عربستان سعودي از شبكه بسيار گستردهاي برخوردارند و در غرب آفريقا از جمله الجزاير، مراكش و در جنوب شرق آسيا همچون اندونزي، مالزي و حتي در برخي كشورهاي اروپايي حضور دارند. از آنجا كه اين جنبش، جنبشي سياسي، فرهنگي، سازمانيافته و زيرزميني است، كاملاً مخفيانه و از هرگونه گفتوگو و نقدي به دور است. اين جنبش زيانهاي بزرگ و فراواني به جهان اسلام وارد آورده است كه به برخي از آنها اشاره ميكنم:
1ـ تعميق شكاف ميان مذاهب اسلامي و برانگيختن فتنههاي مذهبي در مناطق و كشورهاي زيادي از جمله عراق، افغانستان و پاكستان، جداسازي تحريكآميز و تكفيري مسلماناني كه با فلان نظر همسويي ندارند و روا دانستن خون آنها و برخورد با ايشان از خاستگاه تكفير و تروريسم، ضرورتاً به تعميق شكاف ميان مذاهب اسلامي ميانجامد. اين فتنهها، تنها ويژه رابطه ميان شيعه و اهل سنت نيست و عملاً به روابط اهل سنت با يكديگر نيز كشانده شده است. مجموعهاي از عمليات انفجاري و خرابكاري كه تروريستها در مناطق سنينشين بغداد، رمادي، فلوجه و... انجام ميدهند، دقيقاً اهل سنت را نشانه گرفته است.
اينها تا چه حد مورد حمايت دولتهاي استكباري هستند؟
استكبار جهاني بهطور آشكار و نهان اين جنبش را در برانگيختن فتنههاي مذهبي حمايت ميكند. ما دلايل فراواني در تأييد اين پشتيباني بهويژه در عراق داريم. امريكا، اسرائيل و ديگر كشورهاي استكباري براي تحقق اهداف خود فرصتي بهتر از اين نخواهند يافت. اين حركتها مسلمانان را مشغول ميكند و آنها را از طرحهاي سياسي، انقلابي، فرهنگي و جهادي بزرگي كه رو به سوي آنها دارند بازميدارد و آتش فتنه را شعلهور و آنان را تضعيف ميكند و اختلافهاي آنها را تعميق ميبخشد، چنانكه اتحاد آنان براي مبارزه با نفوذ مستكبران در جهان اسلام و تشكيل امت واحد و تحقق اهداف سترگي را كه اين امت به دنبال آنهاست ناممكن ميسازد. براي اثبات اين حقايق كافي است به كتابها و پاياننامههاي دانشگاهي پس از انقلاب اسلامي در ايران و ورود شيعيان به معادله سياسي در عراق نگاه كنيم. تنها قرائت صفحاتي از اين كتابها براي پي بردن به ردپاي كشورهاي استكباري و مؤسسات جاسوسي و اطلاعاتي امريكا، انگليس و اسرائيل در برانگيختن اين فتنهها كفايت ميكند.
2ـ امكان نفوذ كشورهاي استكباري در جهان اسلام.از ميزان نفوذ سازمانهاي اطلاعاتي و جاسوسي در جنبشهاي تروريستي تكفيري معاصر اطلاعي ندارم، ولي ميدانم اين جنبش از بعد از حادثه يازدهم سپتامبر 2001، كار امريكا را براي حمله به افغانستان و عراق، اشغال اين دو كشور، ورود ناوگان امريكا به منطقه و گسترش حوزه رژيمهاي ميانهرو! در خاورميانه و آفريقا، به گفته وزير خارجه امريكا بسي آسان و امكان نفوذ امريكا بر گستره بزرگي از جهان اسلام را فراهم كرد. اگر بهانه مبارزه با تروريسم نبود، امريكا امكان چنين گسترش وسيعي را پيدا نميكرد.
3ـ اين جنبش در تيره ساختن چهره اسلام و جنبش اسلامي معاصر در جهان نقش گستردهاي را ايفا كرد. تصوير اسلام و جنبش اسلامي معاصر در شبكههاي ماهوارهاي و رسانهها با انفجارها، خون، پارههاي تن خونآلود، تهديد، آتشسوزي و تخريب قرين شد. شبكههاي ماهوارهاي طرفدار غرب ميدانستند چگونه از اين تصاوير براي خدشهدار ساختن چهره اسلام و جنبش اصيل اسلامي بهرهبرداري كنند.
از منظر شما، غرب از سركدام نياز يا استيصال به تقويت اين گروهها روي آورده است؟
گزارشهايي كه مؤسسههاي آماري غربي تهيه ميكنند نشان از آن دارد كه غرب رو به سوي اسلام آورده است و سالهاي آينده شاهد انتشار كمّي و كيفي گستردهاي از اسلام در غرب خواهيم بود. اين حقيقتي است كه كمترين ترديدي حتي از سوي افراطيترين سازمانهاي غربي ضداسلامي در آن وجود ندارد. ما نيز ترديدي نداريم كه موج خشونت، بمبگذاري و كشتار بر اين روند تأثير منفي گذاشت. همچنان كه شكي نداريم سازمانهاي ضداسلامي در انتشار اين چهره تروريستي و خونين از اسلام در غرب مشاركت فعالي دارند.
ما بر اين باوريم كه اسلام هم دين قدرت و هم دين رحمت است و با آنهايي كه اسلام را تنها دين رحمت ميدانند و معتقدند اسلام ميتواند تنها با پند و اندرز و فرهنگسازي كانونهاي فساد، شر و استكبار را از ميان ببرد، مخالفيم و معتقديم قدرت از برجستهترين ويژگي اسلام در كنار رحمت و رحمت آن برخاسته از قدرت آن است، ولي قدرت و اقتدار چيزي است و تروريسم و انفجارهاي كور چيز ديگري. ترديدي نداريم حركت تكفيري طي سالهاي اخير تصوير بسيار خدشهداري از اسلام را ارائه داد و آسيبهاي جدي به پيشرفت اين دين وارد ساخت و در اين راه سازمانهاي ضداسلامي و ماهوارههايي كه به انحاي مختلف در خدمت اين سازمانها هستند به آن كمك كردند.
فتنههاي فرقهاي را چگونه ميتوان علاج كرد؟ راهحل عيني و برجسته شما در اين باب كدام است؟
مبارزه با فتنههاي فرقهاي و كوشش در جهت تقريب، تفاهم، همبستگي و همكاري ميان مسلمانان در شمار اصول مسلم سياسي، تمدني و اقتصادي ماست و در چارچوب شكلگيري امت واحد اسلامي قرار ميگيرد و بدون آن امت واحدهاي كه خداوند متعال آن را امت ميانه و گواه بر ديگر خلقها در نظر گرفته است، تشكيل نخواهد شد. چيرگي ما در كارزار سياسي، تمدني، فرهنگي و نظامي وابسته به آن است و بدون چنين مبارزهاي پيروزيهايي كه در روند حركتمان به دنبال آنيم تحقق نخواهند يافت. حركت فرهنگي و علمي ما نيز بستگي به آن دارد زيرا جداييهاي مذهبي و انزواجوييها ـ برعكس ديدارها، همكاريها و گفتوگوهاي سازندهاي كه به پيشرفت و تكامل علمي و فرهنگي در حوزهها و دانشگاههاي علمي ما منجر ميشودـ ضرورتاً به عقبرفتهاي فرهنگي و علمي ميانجامد.
تأكيد بر يگانگي امت مهمترين پادزهر فتنههاي مذهبي در جهان اسلام است. مباني قرآني اين اصل چيست؟
اين معنا آشكارا در دو آيه از قرآن مجيد تصريح شده است: «إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّه وَاحِدَه وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ»؛(3) اين است امت شما كه امتي يگانه است و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستيد. «وَ إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّه وَاحِدَه وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ»؛(4) و در حقيقت اين امت شماست كه امتي يگانه است و من پروردگار شمايم، پس از من پروا داريد. وحدت امت به معناي توافق و تفاهم بر اصول، هماهنگي و همكاري در مواضع سياسي و وحدت يافتن در گرايشها، دشمنيها، اطاعتها و ياريهاست.
تشريك مساعي فرهنگي و علمي نخبگان، چه نقشي در غلبه يافتن جبهه فرهنگي خودي دارد و در تقويت اين جبهه چقدر ميتواند مؤثر باشد؟
تشريك مساعي فرهنگي از جمله پيامدهاي مذاهب اسلامي است و در عين حال از عوامل آن نيز بهشمار ميرود. علماي مسلمان و طلاب علوم ديني در مدارس فقهي مذاهب و گرايشهاي گوناگون حضور به هم ميرساندند و اجازه روايت حديث از يكديگر ميگرفتند. طلاب علوم ديني عراق كه بيشترشان شيعه بودند، به حجاز (عربستان سعودي)، مصر و شام ـكه غالباً از اهل سنت هستندـ ميرفتند و طلابي از حجاز، مصر، شام و كشورهاي مغرب عربي براي تحصيل علوم ديني عازم عراق و حوزه حله ـ به عنوان يكي از حوزههاي اصيل شيعهـ ميشدند. علماي مسلمان نيز سفرهايي به مناطق مختلف اسلامي ميكردند و در اين سفرها طلاب ديني از ايشان ميخواستند تا در فقه، اصول فقه و اصول عقايد به تدريس بپردازند. امروزه نيز حوزه علميه قم ـ به عنوان يكي از حوزههاي ريشهدار وابسته به مكتب اهل بيت(ع)ـ ميزبان طلبههاي علوم ديني از بيش از 100 كشور است. با وجود آنكه طلابي كه به اين دانشگاه ميآيند، غالباً از ميان اهل سنت هستند براي تحصيل در حوزهاي شيعي با كمترين مشكلي روبهرو نميشوند، همچنان كه اين حوزه نيز در پذيرش طلابي از ديگر مذاهب و گرايشهاي فقهي مشكلي ندارد و فقه مذاهب چهارگانه اسلامي (اهل سنت) در كنار فقه امامي در آن تدريس ميشود. اين تشريك مساعي فرهنگي و علمي تأثير بسزايي در پيشرفت مراكز علمي اسلامي دارد. وقتي كوششهاي مختلف فرهنگي و علمي در يك چارچوب معين و غيرمتشنج با يكديگر درهم ميآميزند، باعث غنيتر شدن و تكامل هر يك از آنها ميشود. اين تشريك مساعيها به نزديكي و آشنايي مذاهب مختلف با يكديگر ميانجامد و منجر به مبارزه در راه ابطال فتنهانگيزيهاي مذهبي ميشود. تشريك مساعي فرهنگي پديده مباركي در حيات اين ملت است. بايد آن را مورد حمايت قرار دهيم زيرا از بهترين ابزارهاي درمان فتنهانگيزيهاست.
پينوشتها در دفتر روزنامه موجود است.