کد خبر: 603401
تاریخ انتشار: ۳۱ تير ۱۳۹۲ - ۱۲:۲۷
گفت‌وگوي «جوان» با علي بيدل در خصوص عمليات مرصاد و حوادث پيرامون آن
در حالي‌كه عراق با بازپس‌گيري اغلب مناطقي كه طي سال‌هاي گذشته از دست داده بود مي‌رفت تا با اقدامات بعدي صحنه نبرد را بيش از پيش به نفع خود تغيير دهد
پويان شريعت
 در حالي‌كه عراق با بازپس‌گيري اغلب مناطقي كه طي سال‌هاي گذشته از دست داده بود مي‌رفت تا با اقدامات بعدي صحنه نبرد را بيش از پيش به نفع خود تغيير دهد، پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل از سوي ايران در تاريخ 27/4/1367 موجب گرديد ارتش عراق در اقدامي شتاب‌زده منطقه خوزستان را بار ديگر مورد هجوم گسترده قرار داده و تا جاده اهواز - خرمشهر پيشروي كند و خرمشهر را نيز در معرض تهديد قرار دهد. اين تهاجم عراق با مقاومت شديد نيروهاي رزمنده خنثي و ارتش متجاوز عراق تا مرز، عقب رانده شد. به اين ترتيب دشمن در حالي كه از تصرف خوزستان نااميد شده بود تهاجم ديگري را از سمت قصرشيرين و با به كارگيري نيروهاي سازمان مجاهدين خلق (منافقين) آغاز نموده و در حالي‌كه اغلب يگان‌هاي ايران در جبهه جنوب مستقر بودند، تا تنگه چهار زبر (بين اسلام آباد و كرمانشاه) پيشروي كردند.   در پي‌حركت دشمن قواي خودي به سرعت وارد عمل شده و با انجام عملياتي كه مرصاد نام گرفت به مقابله با منافقين برخاستند. در سالگرد اين واقعه بزرگ گفت‌وگويي را با علي بيدل از نيروي سپاه ولي‌امر و عناصر اطلاعاتي لشكر 27 براي مروري بر اين واقعه و چگونگي اجراي عمليات از ديد يك نيروي پياده ترتيب داده‌ايم كه پيش رو داريد.

چگونه از تهاجم منافقين خبردار شديد و از چگونگي اعزامتان براي ما بگوييد؟
در عمليات مرصاد ما نيروي سپاه مخصوص ولي امر بوديم. اعزاممان از تهران براي جلوگيري از تعرض منافقين صورت گرفت. در تهران بوديم كه اعلام كردند منافقين وارد كشور شده  و تا چند كيلومتري پيش آمده‌اند.
بعد از مدت كمي يگان‌هاي سپاه سازماندهي شدند و براي مقابله با آنها اعزام شدند. خبر ورود منافقين، در سراسر كشور پيچيد و يك اعزام سراسري صورت گرفت.

از چگونگي ورودتان به منطقه و عمليات برايمان بگوييد.
ارتش در بحث هوايي وارد شده بود و اجراي آتش را بر روي منافقين به صورت دقيق انجام مي‌داد. سپاه يگان‌هاي خود را سازماندهي كرده بود، لشكر 27 محمدرسول‌الله (ص) و واحدهايي از سپاه نيروي مخصوص ولي امر، از ديگر يگان‌ها و لشكرها، همه به صورت سازماندهي شده وارد محورهاي درگيري شدند. نيروهاي مخصوص سپاه ولي امر، با يك تعدادي از نيروهاي بومي خود كرمانشاه از جبهه مقابل يعني از كرمانشاه به سمت اسلام‌آباد منطقه‌اي كوهستاني كه به نام تنگه چهار زبر و تنگه حسن‌آباد كه رشته كوهي موازي به فاصله چهار يا پنج كيلومتر قرار دارند، وارد عمل شدند. در اين ميان در وسط اين كوه‌ها جاده قصرشيرين - كرمانشاه قرار دارد كه مدخل خروجي اين جاده از قصر شيرين به سمت كرمانشاه، يك تنگه‌اي است كه به نام تنگه چهار زبر معروف است. منافقين تا پشت اين تنگه آمده بودند كه به علت ترافيك وسايل نقليه كه توسط مردم اسلام‌آباد ايجاد شده بود، در اين تنگه زمينگير شده بودند. در جاهايي كه بيابان بود منافقين خود و تجهيزاتشان را از خاكي عبور مي‌دادند، اما در اينجا اينطور نبود و خاكي وجود نداشت كه باز باشد و آنها بتوانند عبور كنند. ادواتي كه داشتند و ماشين‌هاي نفربر و زرهي، تيربارهايي كه روي تويوتا وانت‌ها بسته بودند و ... را از جاده‌هاي خاكي عبور مي‌دادند به طوري كه از خودروهاي مردم خود را جدا مي‌كردند و جلو مي‌انداختند. اما در تنگه چهار زبر به علت تنگ بودن تنگه و نبود جاده خاكي در كنار جاده زمينگير شده بودند. اين توقف باعث شد كه فرماندهان سپاه اسلام تدابيري اعمال كردند و براي بمباران آنها با هواپيما و هلي‌كوپتر در همين جاده كه به طول چند كيلومتر بود، مبادرت كردند.
عمده نيروها يا حداقل 50 درصد نيروهاي منافقين در همين بمباران‌ها به هلاكت رسيدند. اما چون پراكنده شده بودند و منطقه آلوده شده بود اقدام به پاكسازي كرديم و عمليات مرصاد به همين ترتيب انجام شد.

از ديده‌هاي خودتان در اين عمليات بگوييد.
ما از دو ارتفاع چپ و راست تنگه حمله كرديم و با منافقين درگير شديم. يادم مي‌آيد كه تيربارهاي سنگين داشتند و نيروهاي تك برشان قبل از اينكه به تنگه برسيم تيراندازي مي‌كردند و موقعيت استقرارشان مشخص بود. منطقه كوهستاني و نيمه جنگلي بود و نيروهاي ما هم نيروهاي آموزش ديده بودند و مشكلي با اين طبيعت و جنگ و درگيري در اين نوع طبيعت نداشتند.
بنا بر اين بچه‌‌ها حركت‌هاي تاكتيكي و چريكي را به خوبي اجرا كردند و در اين منطقه توانستند با عمليات‌هاي موثر خودشان ارتفاعات مشرف به تنگه چهار زبر را به تصرف خود در بياورند و منافقين را به عقب بنشانند. از خود تنگه مسير را رزمندگان ادامه دادند به سمت  تنگه حسن آباد و سپس نيروها را به خط كرديم تا وارد مرحله بعد شويم. قبل از تنگه حسن‌آباد روستاي حسن‌آباد است كه تعدادي از منافقين در اين روستا مستقر بودند. بچه‌ها با آنها درگير شدند، تعدادي را كشتند و تعدادي را به اسارت گرفتند. يك پلي قبل از تنگه حسن‌آباد بود كه زير اين پل شد مقر فرماندهي و هدايت نيروها و ما از آن پل نيروها را رها كرديم براي انجام عمليات در ارتفاعات حسن‌آباد. شكر خدا اين مرحله هم به خوبي انجام شد. تعداد تلفات كمي داشتيم بيشتر مجروح داشتيم تا شهيد و بيشتر نيروها در سلامت بودند. البته يگان‌هاي مختلف مانند لشكر عاشورا از محور سمت چپ ما حركت مي‌كرد كه نيروهاي منافقين را از پشت قيچي كند و بعد با ما الحاق كند. يگان‌هايي از لشكر 27 حضرت رسول(ص) هم كه از سه راهي ملادي به حركت درآمده بود و مشخصاً گردان عمار اين لشكر، به فرماندهي قاسم كارگر از هلي‌كوپتر پياده شده بودند و قرار بود به پشت منافقين نفوذ كنند و الحاق انجام دهند. منتها وقتي لشكر عاشورا از مقابل آمد، در ابتدا فكر كرديم كه نيروهاي كمكي سازمان مجاهدين خلق هستند و چند دقيقه‌اي با آنها درگير شديم. بعد از درگيري بيسيم‌ها با ما ارتباط گرفتند و به ما اطلاع دادند كه اينها نيروهاي لشكر عاشورا هستند. خوشبختانه هيچ تلفاتي هم در اين درگيري نداشتيم. ما يك پارچه سفيد بالا برديم و آنها هم همين‌طور كه بعد دست الحاق داديم و عمليات پاكسازي منطقه را شروع كرديم.

  بعد از الحاق با لشكر عاشورا چه اتفاقي افتاد؟
بعد از الحاق با لشكر عاشورا ما شروع به پاكسازي كامل منطقه تا به صورت روستا به روستا را در دستور كار داشتيم. تمام روستاها توسط گشت‌هاي هوايي و زميني پاكسازي شدند. تعدادي از آنها در اين كوه و جنگل‌ها متواري شده بودند و بعضاً خودشان را به شهر و روستاها رسانده بودند، ولي تعداد زيادي نبودند. اين شكست مفتضحانه براي آنها و پيروزي بزرگي براي لشكريان اسلام بود.

 جنگيدن با منافقين چه تفاوتي با جنگيدن با بعثي‌ها داشت؟
همانطور كه امام(ره) فرموده‌اند، منافقين از كفار بدترند و عمليات مرصاد بر اين فرمايش امام(ره) صحه گذاشت.  براي ما بسيار جالب بود تا بتوانيم سينه به سينه با آنها بجنگيم. آنها قبل از اين عمليات‌هايي چون آفتاب در فكه و چلچراغ در مهران و دهلران را انجام داده بودند اما اكنون با پذيرش قطعنامه آنها وارد ايران شده بودند، چون ديگر در عراق جايي براي ماندن نداشتند. با رژيم بعث به توافق رسيده بودند كه ما را حمايت كن، ما عمليات بزرگي مي‌كنيم و حكومت را در تهران به دست مي‌گيريم. به همين جهت تانك‌هاي عراقي تا مرز آنها را حمايت كرده بودند و به آنها تجهيزات كامل داده بودند. ماشين‌ها و نفربرهاي دو باك كه نيازي به سوخت‌گيري نداشتند و مي‌توانستند تا تهران بيايند.

 همواره اين سؤال پيش مي‌آيد كه چگونه منافقين به راحتي تا چهارزبر رسيده بودند و تا عمق خاك ايران وارد شده بودند؟
 همين عدم آمادگي و غافلگيري نيروهاي پدافند ارتش باعث ورود راحت آنها تا چهارزبر شده بود. اما اين را بگويم كه نيروي هوايي و هوانيروز ارتش واقعاً گل كاشت. اينها يك مسير اصلي خود را از كردستان انتخاب كرده بودند، كه به دليل عدم توانايي كه داشتند نتوانستند از آنجا ورود كنند و مردم كردستان را با خود همراه كنند. به همين دليل محور مياني كه همان سرپل ذهاب و قصر شيرين بود را در پيش گرفتند و فكر مي‌كردند كه مردم آنها را همراهي كنند، اما مردم هيچ كاري و همراهي نكرده و بسياري سعي مي‌كردند از منطقه خارج شوند.

 وقتي براي پاكسازي وارد شديد با اسراي آنها همراه و همكلام شديد؟ كمي از آنها برايمان بگوييد.
 بله. اكثر آنها با بلدچي‌هاي منطقه هماهنگ شده بودند، به آنها آدرس داده شده بود كه مثلاً مي‌رويد در فلان منطقه يا روستاي فلان، پيش معلم يا كاسب يا... پيش آنها، برايتان جا و غذا تأمين مي‌كند. بلدچي راه است. هماهنگ شده است. اما با دستگيري فراري‌هاي منافقين و با اعترافات آنها، اين بلدچي‌ها هم دستگير شدند. اين را هم بگويم كه اغلب اسراي نفاق به امام و انقلاب  و مردم فحاشي‌هاي بدي مي‌كردند و بچه‌ها را تحريك مي‌كردند تا آنها را بزنند. حس خيلي بدي بود جنگيدن با آنها. سه تا پسر با يك دختر همه مجرد در يك سنگر مي‌ماندند و مي‌جنگيدند. اسمشان مثلاً  مسلمان بود، به هر حال بچه‌ها به علت خيانتي كه به مردم كرده بودند، حس بدي نسبت به آنها داشتند و كمتر اسير به عقب فرستاده مي‌شد مگر اينكه از سرشاخه‌هاي آنها بود كه بعد از بازجويي اوليه به عقب فرستاده مي‌شدند. عمليات مرصاد به عينه نشان داد كه چگونه منافق از كافر بدتر است.


نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار