
اسدالله احمدي جزو اولين راوياني است كه براي ثبت و تحليل آنچه در جبههها اتفاق ميافتاد راهي مناطق جنگي شده است. او كه در عمليات مرصاد حضور داشته و وقايع و اتفاقات مربوط به اين عمليات را از نزديك نظاره كرده است، اطلاعات جامع و خوبي از اين عمليات دارد كه طي دقايقي گفتوگو با «جوان» از عمليات مرصاد و شرايط جامعه ايران پس از پذيرفتن قطعنامه سخن گفت.
آقاي احمدي اصليترين محورهاي ورود منافقين در عمليات مرصاد چه محورهايي بود؟
اصليترين محور ورود منافقين از مرز خسروي، قصر شيرين و سرپل ذهاب بود كه تا تنگه چهارزبر آمدند. اينها از سمت مهران هم وارد شدند ولي محور اصليشان مسير كرمانشاه بود. از مهران تا ميانه راه ميآيند و آنجا ديگر ميمانند. ميخواستند از محور كرمانشاه تا تهران هم بيايند.
يكي از يگانهاي سپاه (تيپ بدر) در چهارزبر حضور داشت و قصد داشت وسايلش را جمع كند و به جنوب برود كه با رسيدن منافقين جلويشان ميايستند. منافقين اگر يك شبانهروز يا 24 ساعت ديرتر به چهارزبر ميرسيدند با نيروهاي سپاه در اين منطقه برخورد نميكردند. همين يگان در چهارزبر ماند و جلوي پيشروي نيروهاي منافق را گرفت.
خود من فرداي آن روز كه فكر ميكنم پنجم مرداد بود به منطقه رفتم و از نزديك شاهد همه چيز بوديم. تا اسلامآباد درگيري وجود داشت. آخرين نقطهاي كه منافقين توانستند بيايند چهارزبر بود. خيلي تلاش كردند كه جلوتر بيايند اما موفق نشدند. اتفاقاً يكي از منافقين ميخواست با وانت از خاكريز عبور كند و خط را اينگونه بشكند كه همانجا تلف شد.
منافقين در اين عمليات تنها عمل ميكردند يا حمايت نيروهاي عراقي را در پشت خود داشتند؟
عراقيها براي اين عمليات هماهنگيهايي با منافقين داشتند. اين حمايتها به دو صورت اتفاق افتاد. اول آنكه ارتش عراق ما را به شدت در جنوب درگير كرد و باعث شد عمده نيروهاي دفاعي و نظامي ما به اين منطقه بروند و غرب را در اختيار نيروهاي ارتش بگذارند. زماني كه حمله منافقين اتفاق افتاد ما در حال جابجايي خطوط بوديم. همچنين نيروي هوايي عراق براي اينكه منافقين بتوانند به داخل كشور ورود پيدا كنند و خطوط دفاعي ما را پشت سر بگذارد، با هليكوپتر مرز را بمباران ميكرد. ارتش عراق كار ورود منافقين را راحت كرد و باعث ميشد تا آنها بتوانند از مرز بگذرند.
عراق از جابهجايي نيروهاي ايراني اطلاع داشت؟
شايد مطلع بودند. اما موضوع اصلي به پذيرش قطعنامه توسط ايران برميگردد. آنها فكر ميكردند ما به دليل ضعف نظامي قطعنامه را پذيرفتهايم و توان مقابله با دشمن را نداريم. تمام تلاششان اين بود كه بعد از قطعنامه ضربه نهايي را به جمهوري اسلامي بزنند. علاوه بر اينكه تهران به عنوان پايتخت سياسي ايران برايشان يك هدف بود. آنها اگر ميتوانستند به تهران برسند دست به اقدامات زيادي ميزدند. محور كرمانشاه هم براي منافقين نزديكترين مسير براي رسيدن به تهران بوده كه آنها انتخاب كرده بودند.
منافقين به تنهايي طراحي عمليات را انجام داده بودند؟
اطلاع دقيقي ندارم كه آيا منافقين از ارتش عراق براي طراحي عمليات استفاده كردهاند يا خير. اما عمده بار عمليات بر دوش منافقين بود. اين عمليات را ميتوان از دو منظر نگاه كرد. يكي با اين ديد كه يا شكست ميخورند و آسيب ميبينند و ديگر آنكه خيال ميكردند نظام از هم پاشيده است و هيچ راه ديگري جز حضور آنها وجود ندارد. در واقع منافقين با چنين ديدي كار ميكردند، يعني معتقد بودند مشروعيت نظام از دست رفته و هر كاري ميتوانند بكنند كه از نظر من اين فقط يك حماقت از جانب آنها بود. به خاطر همين تفكر ضربه خوبي هم از نظام خوردند. اگرچه فكر ميكنم ميشد ضربه محكمتري هم به آنها زد. البته آن زمان چون در جنوب كشور امكانات پروازي و هوايي در اختيار نداشتيم تا نيروهاي موجود در جنوب خود را به غرب كشور برسانيم، همين باعث شد زمان زيادي را در مسير سپري كنيم و همين تأخير باعث شد بسياري از منافقين از آن به عنوان فرصتي براي فرار استفاده كنند.
لشكر 27 محمدرسول الله كه آن زمان در مقابله با منافقين بسيار موفق عمل كرد در جنوب مستقر بود و زمان مقابله از آنجا جنوب كشور عازم شدند. اما مسئله اين است كه داشتن امكانات هوايي ميتوانست شدت حربهو حمله را بيشتر كند.
تصور شما اين است كه منافقين با فكر و خيال نابودي نظام وارد چنين معركهاي شدند؟
بله دقيقاً. تصور كنيد در طول مدت دفاع و جنگ، امام خميني(ره) مدام در صحبتهايشان تأكيد ميكردند كه ما تا آخرين قطره خون، تا آخرين نفر، تا آخرين نفس و... در اين جنگ ميمانيم و دفاع ميكنيم. اين صحبتها حتي در زمان عمليات والفجر2 هم از جانب ايشان تكرار ميشد. اما به يكباره با مطرح شدن پذيرش قطعنامه، منافقين تصور كردند ممكن است مردم در نوعي بلاتكليفي يا شك نسبت به قدرت و ثبات نظام هستند و آنها ميتوانند با توسل به زور نظام را تهديد كنند.
من فكر ميكنم چون منافقين ميدانستند كه عمده قدرت نظام به نيروهاي سپاه متكي است، بيشترين تعداد نيروهاي سپاه هم در جنوب كشور حضور دارند و زمان زيادي طول ميكشد كه خود را به مقابله با منافقين برسانند، لذا بهترين زمان براي اجراي نقشه آنها است. از طرفي ديگر آنها ميدانستند كه مردم عادي توان مقابله با آنها را ندارند و اگر هم مردم در مقابلشان بايستند آنها ترسي از كشتنشان نداشتند. ناگفته نماند منافقين آنقدر نسبت به نظريهپردازيها و پيشبينيهاي خودشان در اين زمينه مطمئن بودند كه تصور ميكردند نهايت در مدت سه روز تهران را به محاصره خودشان درميآورند. حتي منافقين زماني كه گير ميافتند از نيروي هوايي عراق درخواست ميكنند كه ايران را بمباران شيميايي كند!
وضعيت مردم، جامعه و نظام ايران پس از پذيرش قطعنامه چطور ارزيابي ميكنيد؟ فكر ميكنيد پيشبيني كه منافقين كرده بودند درست از آب درآمد؟
شايد در يك عده خاصي چنين جوي وجود داشت. اگر بخواهم درست ارزيابي كنم در همان ابتداي تحركات دشمن، ردههاي دوم يا چندم سپاه تصور ميكردند قرار است يك كودتاي نظامي صورت بگيرد. چنين تصوري بود كه يك فشار غيرعادي به امام وارد شده و او را مجبور به پذيرش قطعنامه كرده است. به خاطر همين بعضي از دوستان مطرح ميكردند زمان بازگشت به تهران تحليلمان اين بود كه چه كنيم و چه نكنيم و با حركتي كه انجام خواهد شد چگونه مقابله كنيم. اما مردم هميشه جلو هستند و نسبت به خيلي از خواص يك قدم جلوتر هستند. تصورم اين است اين جمله امام كه فرموده: «اگر آبرويي داشتم با خدا معامله كردم» همه چيز را مشخص ميكند. همان آبروي امام كار را جلو انداخت و يك انقلاب ديگري صورت داد. به هرحال به دليل وضعيتي كه در طول هشت سال داشتيم اغلب بچهها اعتقاد داشتند كه همان حال و هواي اوايل جنگ كه نيروها پرقدرت و با نشاط در جبههها حاضر ميشدند در روزهاي پاياني جنگ هم وجود داشت. بحث اينكه نيروها بيايند و عقبنشيني كنند و دنبال بهانه براي جلو نرفتن بگردند نبود. اين روحيه باعث شد كه شرايط عوض شود و جمهوري اسلامي ماندگار شود.
پس از پيروزي در مرصاد تصور دشمنان و برخي از خواص درباره وضعيت جمهوري اسلامي عوض شد؟
بله! به زودي بعد از عمليات مرصاد متوجه اصل قضايا شدند. البته من نسبت به وضعيت اطلاعاتي آن روزهاي كشور انتقاد دارم. آن زمان سيستم اطلاعاتي ما از خودش ضعف نشان داد. منافقين تمام نيروهاي خودشان را از سراسر دنيا در عراق جمع كردند، خيلي از نيروهايي كه حتي سابقه نظامي نداشتند و بلد نبودند تيراندازي كنند. ولي متأسفانه سيستم اطلاعاتي ما متوجه اين موضوع نشد و نتوانست قبل از حمله آنها اقدام مناسبي انجام دهد.