«اين رشته سر دراز دارد» بزرگترها اين ضربالمثل قديمي را وقتي كه يك اتفاق قرار نبود به اين سادگيها پايان بگيرد به كار ميبردند. اوضاع اين روزهاي خانه سينما تبديل به همان رشته شده است. چند روز پيش عدهاي از سينماگران، پلمب خانهاي را كه هيچ حقي نسبت به مالكيتش ندارند با قلدري و عربدهكشي اما با ظاهري آراسته پاره كردند. در آخر كار هم سعي داشتند با حرفهاي ساختار شكن «آنورآبي» يك درگيري يا بازداشت نصفه و نيمه را براي خودشان ترتيب بدهند تا دوستان «آن ور آبي» شاهد باشند كه نه تنها ميتوانند فيلمهاي سرزمين خوار و خفيف كن بسازند بلكه در اجراي اشارات پدرخواندههايشان بازيگران قابلي نيز هستند! پس از آن روز كذايي ديروز عدهاي از سينماگران براي احقاق حقوق تضييع شده 20سالهشان جلوي وزارت ارشاد آمدند و صف كشيدند. اينها هيچكدام رنگ و لعاب مدعيان و عربدهكشان كوچه سمنان را نداشتند اما تا دلتان بخواهد حرف حق و گفتني داشتند براي شنيدن.
«نگاه از بالا» را ميشود در نطق و خطابههاي گوناگون جماعت عربدهكش كوچه سمنان ديد و شنيد. چه اينكه مدعياند فقط خودشان سينماگر و سينما فهم هستند و بقيه با هر سابقه و كارنامهاي در اين گستره موسع جايگاهي ندارند! چراكه مثل آنها روشنفكر زده نيستند و در رثاي وطن فروشي و لجنمالي به كشورشان در مقابل «متاع بخس» هورا كشيدن جشنوارههاي اصيل بزرگواران غربي، هيچ اقدام عملي در كارنامه ندارند! جمال شورجه در نامهاي كوتاه جوابي بسيار در خور شأن به يكي از كساني كه آرزوهاي بزرگي در سر ميپروراند و اميدوار بود كه نيروي انتظامي او را براي چند ثانيه بازداشت كند، داده است! شورجه گفته است: «همين آقاي داودنژاد در يك سال گذشته 70 ميليون تومان براي معالجه فرزندشان از سازمان سينمايي گرفتهاند، حدود 200 ميليون براي فيلم خانوادگي كه سال گذشته كار كردند از فارابي گرفتهاند از آن وامهاي پس نده! سال گذشته فيلم خانوادگي ايشان «كلاس هنرپيشگي» جايزه بهترين فيلم را از جشنواره فيلم همين دولت دريافت ميكند و ايشان با تمام خانواده روي سن محل برگزاري اختتاميه قرار ميگيرند و آنجا هم باز تكههايي به دولت مياندازند اينها اگر نمكدان شكستن نيست پس چيست؟! بنده باز هم با روي خوش و لبخند برايتان آرزوي سلامتي دارم و به شما سلام ميگويم.» اين تازه يك پرده از لفت و ليسهاي پنهان مدعيان «دايگي سينما» است. چه اينكه يكي از همين آقايان با بخشهاي دولتي و شبه دولتي قرارداد چاق و چلهاي را بسته است و مشغول زندگي است! اما چند روز پيش چون منافع راهبرديشان در خطر بود مجبور شد ادكلن زده و اتو كشيده (كه از صدقه سر پول قراردادهاي دولتي و شبه دولتياش كسب كرده) بيايد و در كوچه سمنان ميدان داري كند!
آنچه كه از برآيند تجمعات مدعيان و صاحبان خانه سينما قابل برداشت است اينكه اگر «قانون و قانونگرايي» هنوز هم داعيه احقاق «حق مظلوم و صاحب حق» را داشته باشد در آينده نبايد نتيجهاي به جز مقابله با زيادهخواهي و قانونشكنيهاي مدعيان اتو كشيده را مشاهده كرد.