اين روزها برخي رسانهها درباره فرهنگستان و واژههايش مطالب خوبي منتشر كردند. درباره اينكه چرا اين واژهها فراگير نميشود؟ چرا با وجود صرف انبوهي از وقت و نيرو و هزينه، بسياري از آنها تنها در سامانه مجازي و فرهنگستان باقي ميمانند و هرگز وارد كلام و نشر تودهها نشده و به فراموشي سپرده ميشوند. يك نكته مهم كه در اين بررسيها مورد غفلت قرار گرفت، قدرت رسانه و به ويژه رسانه ملي بود. به خاطر دارم در دورهاي همه مجريها و گويندگان رسانه ملي موظف بودند از كاربرد واژههايي كه معادل فارسي دارند، بپرهيزند حتي در مواردي جريمههايي نيز مقرر شده بود. معلوم نيست چرا اين روند پس از مدتي متوقف شد. بديهي است وقتي مردم و به ويژه نسل كودك و نوجوان ما روزانه دهها بار از رسانه ملي به جاي «پيامك»واژه «اس ام اس» را بشنود، نميتواند در مكالمات روزمرهاش چيزي جز آن را استفاده كند. رسانه چنان قدرتي دارد كه قادر است اذهان عمومي را در اندك مدتي لااقل در اين امور با خود همراه سازد. لذا چنانچه همه مجريها و گويندگان بگويند «اس ام اس» آنگاه اگر فرزند شما در مدرسه بگويد «پيامك» همكلاسيهايش به او خواهند خنديد و او مورد تمسخر قرار خواهد گرفت. پس ديگر هرگز چنين خبطي نميكند. به همين سادگي يك ارزش ميتواند با بيتوجهي رسانه ملي به ضد ارزش بدل شود. اين رابطه و ماجرا در ديگر امور نيز صادق است، مثلاً اگر قهرمانان فيلمها و چهرههاي فرهيخته و برگزيده در آثار تلويزيوني نوع حجاب و پوشش ويژهاي داشته باشند، روشن است تودهها به آن اقتدا خواهند كرد، برعكس اگر به طور مثال همواره كلفتها و گداها و... در فيلمها و سريالها چادر به سر باشند، ما بيآنكه بخواهيم در حال تبليغ منفي بسيار مؤثري براي اين نوع پوشش هستيم. البته طي سالهاي اخير به نظر مي رسد تلاش شده تا به اين ريزهكاريها توجه بيشتري شود ولي بيگمان كافي نيست. به طور خاص در مورد همين واژگان فارسي و ممانعت از اشاعه واژگان بيگانه، رسانه ملي اصلاً احساس وظيفه نميكند.
در اين شبها به سنت هر ساله در ماه مبارك رمضان سريالهايي از شبكههاي مختلف سيما پخش ميشود؛ يكي از آنها «دودكش» است كه سريال بامزهاي هم هست و مورد توجه مردم واقع شده اما قهرمان اين مجموعه مرتب از واژه «آمپاس» كه لغتي فرنگي است استفاده ميكند يا روي ديوار محل اصلي فيلمبرداري كه كارگاه قاليشويي اوست، املاي اين واژه، يعني قاليشويي، غلط و به صورت «قاليشوئي» نوشته شده است. همه ميدانيم كه اين تكيه كلامها بلافاصله زبانزد مردم ميشود. شايد برخي اين ايرادات را سختگيريهاي زيادي تلقي كنند اما باور كنيد تا اين مراقبتها صورت نگيرد، ما راه به جايي نميبريم. اگر هر بار بگوييم، حالا اينكه خيلي مهم نيست... باز به خانه اولمان برميگرديم. اگر يك دهه پيش همين ظرافتها اعمال ميشد، امروز اينجا نبوديم. به جاي اين واژه نامأنوس بيگانه چه عيب داشت به نويسنده فيلمنامه مشورت داده و گفته ميشد يك واژه مهجور فرهنگستان را تكيه كلام قهرمان اثر كند تا از اين راه لااقل به اشاعه آن و پالايش زبان فارسي هم كمك ميكرديم. كاش اهميت اين ريزهكاريها را درك كنيم و زبان مادري خود را كه امانتي بزرگ نزد ماست، سلامت به نسلهاي ديگر بسپاريم.