شش هفتهاي است كه عارف از صحنه رقابتهاي انتخابات يازدهم رياست جمهوري كنارهگيري كرده واز يك طرف سوداي به قدرت برگشتن جريان متبوعش را دستكم به 12سال تجديد كرد و از سوي ديگر دلخوري و شكاف عميق خود را با هم طيفانش پيريزي كرد.
«اصلاحطلب بدلي» خواندن عارف، عدم حمايت گروههاي اصلاحات از وي در فرايند تبليغات انتخاباتي و درنهايت مجبور كردن وي به كنار رفتن از صحنه رقابت ها، محور اصلي دلخوري معاون اول دولت اصلاحات را شامل ميشود؛ اين خاطر حزين، رهبران و شخصيتهاي اصلاحطلب را به صرافت انداخت كه با برگزاري مراسم تقدير وتشكر از عارف ضمن قهرمانسازي از كانديداي اختصاصي شان و دلجويي از وي، نامزد موفق اين دوره از انتخابات را مصادره به مطلوب كرده و خود را پيروز آوردگاه يازدهم معرفي كنند.
پروسه قهرمانسازي و دلجويي از نامزد جبهه اصلاحات درحالي به قوت خود باقي است كه عارف هنوز فراموش نكرده همفكرانش چه برسرش آوردند و زماني كه سرگرم جمعآوري رأي بود و در سفر تبليغاتي به سر ميبرد چطور دوستان ديرينهاش «كنارهگيري رسمي وي» را به خبر يك رسانههاي جمعي تبديل كردند و او را در عمل انجام شده قرار دادند. بيشك عارف هنوز از خلف وعدههاي محمدخاتمي و محقق نشدن شروطش-كه براي كنار رفتن از عرصه انتخابات درپاسخ به درخواستهاي مكررخاتمي مطرح نموده – توسط وي رنجور است.
چراكه خاتمي با اصرار برخي از شخصيتهاي اصلاحات مأمور به كنار گذاشتن عارف از صحنه رقابتها بوده و درتماسي كه با عارف داشته تعهد ميكند كه قبل از اعلام خبر كنارهگيري وي، درخواست رسمي خطاب به نامزد نهايي اصلاحطلبان را رسانهاي كند و به شكلي موضوع را عمومي كند كه انگار عارف با تصميم خردجمعي و با ميل شخصي به چنين كاري دست زده تا هم وجاهت اجتماعي عارف حفظ شده و هم آبروي جريان اصلاحات، باتوجه به قطعيت شكست اصلاحطلبان طبق آراي7 درصدي عارف، حفظ شود. خاتمي بر خلاف آنچه متعهد شده هيچ درخواست رسمي را قبل از اعلام رسانهاي بركناري عارف مطرح نكرد و آن را با تأخيري قابل تامل در دستور كار قرار ميدهد و اين نوع برخوردها باعث ميشود كه به رغم برگزاري چندين همايش و بزرگداشت براي دلجويي از عارف، وي همچنان آزرده خاطر باشد و در گفتوگويي كه با روزنامه شرق دارد، علاوه بر اختلافات اساسي پيش آمده در زمان انتخابات، پرده از تعارضات پنهاني خود و همفكرانش بردارد.
1- اولين تعارض بين عارف و ديگر رهبران اصلاحات زماني نشان داده ميشود كه عارف در اين مصاحبه دو بار تأكيد ميكند كه «نه، تاکنون چنين پيشنهادي (معاون اولي) از طرف آقاي روحاني نشده است. »؛اين درحالي است كه شخصيتهاي مختلف اين جبهه در كنار رسانههاي زنجيرهاي خود به صورت گسترده سعي بر تحميل عارف به عنوان معاون اول دولت به دكتر روحاني دارند و تحقق استراتژي برگشتن به عرصه حاكميت را ازاين طريق سهل الوصول ميدانند.
2- درحالي ليدرهاي جريان اصلاحات اصرار دارند كه «اصلاحطلبان»پيروز عرصه انتخابات هستند كه عارف درهمين گفتوگو عنوان ميكند: «عملکرد اصلاحطلبان در انتخابات ضعيف بود و به نظرم يک توهم شکست بر بخشي از اصلاحطلبان حاکم بود. بارها در جمع دوستان و در جلسات مختلف مطرح کردهام که بدترين نگرش براي يک جريان سياسي توهم شکست است...»
3- اصلاحطلبان درحالي از برنامه مدون وجامع خود در دو سال اخير براي پيروزي درانتخابات92 نام ميبرند كه عارف با اظهاراتي مبني بر: «من براي حضور در انتخابات از کسي اجازه نگرفتم» نشان ميدهد كه سازوكار مشخصي براي معرفي نامزد به عرصه انتخابات در دل اين جريان وجود نداشته است.
4- عارف برخلاف همفكران خود – به شكل ضمني - به تفاوت گفتمان اعتدال واصلاحات صحه ميگذارد، البته با مصلحت انديشي خاص: «نميدانم چقدر صحيح است که به اين موضوع (افتراق اصلاحطلبان با روحاني) بپردازيم. در شرايطي که نياز به همدلي داريم بحث روي انشقاق و تفاوت اصلاحطلبان با رئيسجمهور منتخب درست نيست». 5- عارف سؤالات با محوريت «كنارهگيري خود به نفع روحاني »را اينگونه پاسخ ميدهد: «اجازه دهيد من اينگونه سؤالها را جواب ندهم... تحليلهاي مختلفي از اين کار شده است.» تا ادعاي ائتلاف بين روحاني و اصلاحطلبان هم رنگ ببازد. مواضع عارف نشان ميدهد كه تعارضات پيدا و آشكار وي با اصلاحات و به تبع آن دلخوري او از همفكرانش ريشهايتر از آن است كه با برگزاري چند همايش و بزرگداشت فيصله پيدا كند و بنابر آنچه گفته شد بايد منتظر ماند تا در آيندهاي نزديك ابعاد تازهتري از اين اختلافات عميق پديدار شود.