رضا فرخي| سالهاي متمادي است كه كارشناسان فرهنگي رشد بسياري از ابعاد فرهنگي جامعه را به آموزش و پرورش مربوط ميكنند. آنچنان كه بسياري از صاحبنظران عمق بخشيدن به خردهفرهنگها را تنها منوط به سرمايهگذاري در آموزش و پرورش ميدانند. خردهفرهنگهايي كه در جوامع پيشرفته به آنها توجه ويژه ميشود. بسياري از صاحبنظران فرهنگي در جوامع توسعهيافته براين باورند كه تا زمان توجه نكردن به خردهفرهنگ، مسائل كلان فرهنگي حل نخواهند شد. در همين باره به نظر ميرسد كه توجه نكردن به خردهفرهنگها در آموزش و پرورش به تدريج تبعات خود را نشان ميدهد. مقاومت نسل جوان در مقابل برخي خردهفرهنگها و همچنين سطح پايين علاقه به مطالعه يكي از اينگونه مسائل است. مهرداد فرزين، استاد دانشگاه و كارشناس فرهنگي در اينباره تأكيد دارد كه يكي از بهترين راهحلهاي اين معضلات فرهنگي در آموزش و پرورش است چراكه آموزش و پرورش پتانسيلي در اختيار دارد كه هيچ نهاد اجتماعي از اين پتانسيلها برخوردار نيست. به واقع آموزش و پرورش از همان دوران كودكي قادر است تغييراتي اساسي در فكر نوجوان ايراني ايجاد كند به شكلي كه فرد درآينده فرهنگ بومي خود را پاس بدارد و حتي ديگران را هم به اين امر دعوت كند.
تعامل با فرهنگ را به دانشآموزان بياموزيم
مهرداد فرزين، فرهنگ پژوه ميافزايد: آموزش و پرورش بايد به سمتي گام بردارد كه به نوجوانان از همان دوران، چگونگي تعامل با فرهنگ اجتماعي را بياموزد. به عنوان مثال در كتابهاي درسي بايد مطالب بيشتري درباره چگونگي استفاده از فرهنگ عمومي جامعه در زندگي گنجانده شود.
در اين ميان محسن شاه حسيني، استاد دانشگاه و پژوهشگر مطالعات فرهنگي درباره بحث آموزش و پرورش و ترويج خردهفرهنگها عنوان ميكند: در درجه اول بايد به دانشآموزان آموخته شود كه رعايت خردهفرهنگها به معني پذيرفتن زندگي اجتماعي و رواج جمعي است. به واقع مشكل از جايي شروع ميشود كه روح جمعي در همان دوران نوجواني در مدرسه تقويت نميگردد؛ چراكه فرزندان به صورت مكانيكي در مدرسه حاضر ميشوند و سپس منتظر تمام شدن كلاسها و رفتن به خانه هستند. اين سيستم غلط هيچ گاه روح فعاليت و ارتباط جمعي را به وجود نميآورد. وقتي اين روح جمعي وجود نداشته باشد طبيعتاً در آينده هم همكاري براي رعايت فرهنگ عمومي وجود نخواهد داشت. در اين ميان براي ملموستر شدن موضوع برخي صاحبنظران به بحث چگونگي ترويج فرهنگ مطالعه از طريق آموزش و پرورش پرداختهاند.
سيستم غلط آموزشي فرهنگسازي نميكند
محسن شاه حسيني، پژوهشگر مطالعات فرهنگي در اينباره ميگويد: بايد اين مسئله را در دوران تحصيل در دبستان و راهنمايي از دو جنبه تبيين كرد. اول اينكه براي دانشآموزان اين موضوع را تبيين كنيم كه افزايش مطالعه به معني افزايش جايگاه اجتماعي است. دوم آنكه براي دانشآموزان اين مسئله دائماً در طول سالهاي مختلف تكرار شود كه جامعهاي با سرانه مطالعه بالا از سلامت رواني بهتري برخوردار است. يعني دانشآموزان بايد از همان دوران كودكي به اين مسئله واقف شوند كه در صورت ترويج فرهنگ مطالعه توسط خودشان جامعه بهتري خواهند داشت. به اين ترتيب آنها در آينده به طور ناخودآگاه سعي خواهند كرد فرهنگ مطالعه را در جامعه ترويج دهند.
مهرداد فرزين درباره سيستم غلط آموزشي در مدارس در موضوع فرهنگ خاطرنشان ميسازد: با توجه به شرايط فعلي، فرهنگ در مدارس به عنوان يك مسئله اجباري آموزش داده ميشود. حتي برخي از دانشآموران فرهنگ عمومي را با قانون يكسان ميدانند، به همين دليل ممكن است به سمت كنش منفي در مقابل اين امر گام بردارند. آموزش فرهنگ در مدارس به اين مضمون چندان مطلوب نيست بلكه آموزش فرهنگ بايد همراه با روح همكاري به عنوان اصلي براي زندگي بهتر آموزش داده شود. در صورت رخ دادن اين مسئله ميتوان اميدوار بود كه نوجوانان خود به سمت گسترش خردهفرهنگها گام بردارند.
توصيه پزشكهاي فرهنگ را جدي ميگيريم؟!
مهرداد فرزين موضوع ترويج خردهفرهنگها را با يك مثال توضيح ميدهد. اين استاد دانشگاه عنوان ميكند: تصور كنيد پزشك به شما ميگويد كه اگر هر روز 10 دقيقه پيادهروي كنيد ساليان سال در سلامت كامل زندگي خواهيد كرد. در اين صورت ما قطعاً اين موضوع را به صورت خودآگاه انجام خواهيم داد. در مورد چگونگي ترويج كتابخواني هم تقريباً به همين صورت است. يعني در دوران آموزش در مقاطع دبستان، راهنمايي و دبيرستان آموزگاران بايد به دانشآموزان اين موضوع را انتقال دهند كه اگر در ترويج فرهنگ مطالعه بكوشند زندگي بهتري خواهند داشت. مطمئن باشيم كه در صورت اتخاذ اين رويه قشر نوجوان خود به سمت فرهنگسازي در زمينههاي مختلف از جمله گسترش فرهنگ مطالعه گام بر خواهد داشت.
محسن شاهحسيني، استاد دانشگاه، درباره بحث مقاومت بخشي از جامعه در مقابل خردهفرهنگها ميگويد: بايد فضا به گونهاي شود كه شهروندان نوعي احساس وفاق بر سرخردهفرهنگها داشته باشند. دراين صورت است كه دولت به تدريج پاي خود را از مقوله فرهنگ بيرون ميكشد و فضا را در اختيار شهروندان قرار ميدهد. اين امر جز با بازنگري وضعيت آموزشي در سيستم آموزش و پرورش ممكن نيست. در واقع آموزش و پرورش ميتواند نگاه به خردهفرهنگها را در جوانان تغيير دهد و آنان را به ابزاري براي ترويج خردهفرهنگهاي عمومي مبدل كند.
به باور مهرداد فرزين، استاد دانشگاه وكارشناس فرهنگي كردن پروسه رواني لازم براي تربيت دانشآموزان فرهنگپذير بسيار مهم است. شيوههاي قديمي تربيت و تعليم در مقابل دانشآموزاني كه امروزه با رسانههاي گوناگون روبه رو هستند و به آساني با اين رسانهها ارتباط برقرار ميكنند اثرپذير نيست. بايد نوع تعليم و تربيت براي ترويج خردهفرهنگها تغيير پيدا كند.
ابزارهاي جديد، سيستم جديد ميخواهد
مهرداد فرزين خاطرنشان ميكند: به عنوان مثال تا چند سال پيش بازيهاي رايانهاي يا تلفن همراه در دسترس نوجوانان نبود اما حالا اين مسائل جديد وجود دارد و معلم براي ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخوان تربيت كردن كودك به نوعي با بازيهاي رايانهاي و موبايل در رقابت است. به اين معني كه نوجوانان نسل جديد ميل بيشتري به سمت اين ابزارهاي جديد دارند و به تبع آن تمايل كمتري به آموختن فرهنگهاي اجتماعي خواهند داشت. به همين علت بايد سيستم جذابسازي خردهفرهنگهاي اجتماعي براي نسل جديد دانشآموزان تغيير كند.
در اين ميان ظاهراً پيوسته نبودن سير جامعهپذير و فرهنگپذير كردن دانشآموزان در مقاطع مختلف تحصيلي از مهمترين نكات ديگري است كه كارشناسان روي آن صحبتهاي بسياري را مطرح ميكنند.
زنجيره آموزشي براي تعليم كجاست؟
محسن شاهحسيني در اينباره با اشاره به گسسته بودن نوع تعليمهاي معلمان تأكيد دارد: عوامل مختلفي سبب شده كه معلمان درباره فرهنگ جامعه و خردهفرهنگها پيامهاي يكساني به دانشآموزان ندهند. همه اين عوامل دست به دست يكديگر داده و سبب شده كه دانشآموزان تا مقطع دبيرستان با پيامهاي گوناگوني درباره فرهنگ جامعه خود روبهرو باشند. مثلاً در يكسال تحصيلي درباره لزوم مطالعه و نقش فرهنگ مطالعه در افزايش سطح سواد جامعه براي دانشآموز بسيار گفته ميشود. همچنين درباره لزوم رعايت عفاف وحجاب هم مسائلي مطرح ميگردد اما در سال بعدي دقيقاً قابل لمس است كه اصلاً درباره مسائل سال پيش صحبتي مطرح نميگردد يا به آن شدت و تمركز نيست.
شاهحسيني درباره لزوم رعايت اين مسئله چنين بيان ميكند: بايد در آموزش و پرورش اتاق فكري ايجاد گردد، به اين ترتيب كه درباره خردهفرهنگهاي مهم جامعه نوعي سيستم تعليم تدارك ديده شود كه اين سيستم تعليم در طول 12 سال تحصيلي بتواند مانند يك زنجير دانشآموز را به هدف مقصود برساند. اين موضوع بايد به گونهاي تدوين شود كه معلمان متوجه باشند در هر سال تحصيلي چه بخش از زنجيره آموزش خردهفرهنگ را در كنار تدريس كتابهاي درسي به مرحله اجرا درآورند.