در خبري آمده بود كتابخانههاي اسپانيا از سال 2014 به بخش امانت كتاب الكترونيك مجهز ميشوند كه بر اين اساس نزديك به 5 هزار كتابخانه عمومي در اسپانيا به تدريج از سال 2014 اين امكان را به مخاطبان و علاقهمندان به كتاب ميدهند تا بتوانند كتابها را به صورت الكترونيك به امانت بگيرند. اتحاديه ناشران اسپانيايي هم با انتخاب و معرفي كتابهايي در حوزه داستان بزرگسال، كتابهاي علمي، كتابهاي حوزه علوم انساني و اجتماعي، سبك زندگي و سلامت، زبان، ادبيات كودك و نوجوان و نيز كتاب شنيداري، كتابهاي مهم در اين حوزهها را انتخاب ميكند تا كتابخانهها آنها را در اختيار امانتگيرندگان قرار دهند.
به طور حتم چنين مسئلهاي اگر با فرهنگسازي و آگاهبخشي عمومي همراه باشد در ترويج كتابخواني و بالا بردن نمودار مطالعه تأثير خوبي خواهد داشت زيرا اغلب كشورهاي دنيا با معضل كتاب نخواندن و آمار پايين مطالعه مواجه هستند به خصوص نسل جوان كه در روانشناسي رسانه هم ازآنها به فرزندان تصوير تعبير ميشود، كمتر تمايلي به تهيه كتاب و مطالعه دارند، از سويي هرچه به جلو ميرويم سلطه و سايه سنگين رسانههاي تصويري به ويژه در حوزه مجازي بيشتر احساس ميشود؛ بنابراين فرصت مناسبي است تا از همين فضاي ايجاد شده بهره مطلوب را برد و از اين طريق ميل و ذائقه افراد را به مطالعه تغيير داد، لذا كتابخانههاي عمومي آن هم در فضاي مجازي تا حدودي تعديلكننده است به همين خاطر بد نيست تا دستاندركاران حوزه كتابخانههاي عمومي كشورمان هم روي چنين شيوهاي برنامهريزي داشته باشند البته اين فرهنگسازي بايد با تعامل و همكاري آموزش و پرورش باشد تا از همان دوران مدرسه استفاده از چنين شيوههاي كتابخواني را ترويج و نهادينهسازي كنند.
متأسفانه چيزي كه در كشور ما رواج پيدا كرده اين است كه هر سازمان و ادارهاي ميخواهد به صورت جزيرهاي عمل كند و فعاليتهاي فرهنگي مجزايي داشته باشد، براي همين به جاي توجه به منافع عمومي بيشتر منافع سازماني، بخشي و حزبي دنبال ميشود. در اين راستا يكي از اموري كه در اين خصوص كمتر مورد توجه قرار گرفته است، كتابخانههاي عمومي است كه اغلب سازمانها درصدد هستند به اسم خودشان كتابخانههايي را تأسيس كنند؛ در حالي كه در عرصه فرهنگي بهخصوص كتابخواني بايد نگاه عمومي و فراسازماني داشته باشند؛ چنانچه حضرت آقا هم بارها تأكيد داشتهاند كه بايد فرهنگ كتابخواني در جامعه رواج پيدا كند.
در اين ميان بايد راهكاري اساسي اتخاذ نمود و مطابق شيوههاي نوين روز حركت كنيم كه يكي از آنها راهاندازي كتابخانههاي عمومي ديجيتالي است به خصوص آنكه اخيراً با بحران كاغذ مواجه شديم كه متأسفانه به دليل عدم كنترل و نظارت قيمت آن فراز و فرود زيادي پيدا كرده است به صورتي كه اغلب ناشران دست بسته شدند و نويسندگان از نوشتن كنار كشيدند، به نظر ميرسد بايد در مورد كتابخانههاي ديجيتالي نگاه جديتري داشته باشيم و برنامهريزي كنيم همين الان خيلي از كتابهاي غيرمجاز در دانشگاههاي ما در فضاي مجازي حتي تلفنهاي همراه ديجيتال عرضه ميشود. چرا نبايد كتابهاي مناسب و خوب حتي ارزشي در اين فضا عرضه گردند و حتي امانت داده شوند وقتي بخش خصوصي وارد ميشود انسان به اين نتيجه ميرسد كه چون ادامه بقاي اينها به خريد مردم بستگي دارد براي همين هر كتابي را كه سودآوري داشته باشد در اين فضا ارائه ميدهند اما دركشوري كه بيشتر ناشران آن دولتي هستند و پول كاغذ را دولتي دريافت ميكنند اين سؤال به ذهن متبادر ميشود كه چرا اين سازمانها و نهادها نميخواهند فرهنگ كتابخواني به واقع در جامعه رواج پيدا كند. ما ظرفيتهاي زيادي براي عرضه كتابهاي خوب با محتوا به جامعه داريم كه بايد هزاران سايت فعال در عرصه كتابخانههاي ديجيتال داشته باشيم اما متأسفانه ورودمان ضعيف و كمرنگ بوده است اگر ناشري هم وارد شود همين نهادها و سازمانها بدون در نظرگرفتن حقوق آن نهاد يا فرد عمل ميكنند كه نياز به فرهنگسازي در اين مسئله است؛ زيرا در فضاي كتابخانههاي ديجيتالي امكان كپيرايت و تضييع حق نويسنده فراهم ميشود كه بايد قبل از عموميت و فراگيري اين شيوه در كتابخانههاي عمومي ابتدا بستر فرهنگي آن آماده شود تا به غير از آن به جاي كتابهاي مبتذل و غيرارزشي، كتابهاي خوب و سالم در فضاي مجازي رد و بدل و به امانت گذاشته شوند.
در هر حال چه بخواهيم و چه نخواهيم دنيا به سمت الكترونيكي شدن پيش ميرود و ما هم بايد به اقتضاي زمان و نيازآفرينيهاي جديد حركت كنيم اما همراه با نظارت جدي و منطقي تا بتوانيم نياز نسلي كه بيشتر در فضاي مجازي گشت و گذار دارد را تأمين نماييم.