
شايد تا همين دو سال پيش مسئله خانه سينما، موضوعي درون صنفي بود كه با همدلي صنوف سينمايي و بدون جار و جنجال ختم به خير ميشد اما سوءمديريت صنفي و دخالتهاي بيجا از بيرون، باعث شد تا قضيه به جايي برسد كه رئيسجمهور هم پايش به داستان خانه سينما باز شود و رئيس پليس تهران كه قاعدتاً برنامه كاري فشردهاي دارد، در يك روز گرم تابستاني همه وظايفش را تعطيل كند و در كوچه سمنان حاضر شود تا شايد بتواند معترضان به پلمب خانه سينما را آرام كند. جالب اينجاست كه برخي از هنرمنداني كه در روزهاي عادي بسيار اتو كشيده رفتار ميكنند، آنچنان از خود شور و حرارت نشان ميدادند كه اگر حضور به موقع نيروي انتظامي و سخنراني سردار فرماندهي انتظامي تهران نبود، علاوه بر پلمب و قفل حتي در خانه سينما را از جاي درميآوردند. به راستي چه شد كه اينگونه شد؟
ميگويند ديوانهاي سنگي در چاه مياندازد و 40 عاقل نميتوانند آن را دربياورند. داستان خانه سينما هم چندان با اين سنگ انداختنها بيربط نيست. براي پي بردن به ريشه مشكلات، ابتدا بايد اين تصور را كه عدهاي ميپندارند قانون مانند مرگ فقط براي ديگران خوب است، در خودمان بكشيم. هر وقت دوستان سينماگر به اين نتيجه رسيدند كه آنها هم مانند ساير شهروندان ايراني از حقوق مشخصي برخوردارند و نميتوانند با استفاده از اهرم محبوبيت، قانون را دور بزنند، راه براي حل و فصل دموكراتيك مشكلات باز ميشود. يكي از سنگهاي بزرگي كه در چاه خانه سينما افتاد، همين خود فراقانونپنداري دوستان بوده است. مجمعي صنفي تخلفات قانوني داشته و بايد مطابق با قانون با آن برخورد شود، چرا سينماگران فكر ميكنند تنها صنف آنهاست كه مشكلات حقوقي پيدا كرده است؟
داستان صنوف روزنامهنگاران كه چند سال پيش اتفاق افتاد، نمونه روشني در اين مورد است. حال اگر قبول كنيم همه در برابر قانون برابريم، به مرحله بعدي ميرويم و آن ورود گروههايي صاحب نفوذ اما بيربط به داستان خانه سينما است. چرا هيچ وقت از خودمان نپرسيدهايم كه چرا رئيسجمهور بايد در مسئله خانه سينما دخالت كند! متأسفانه اين عمل رئيسجمهور باعث ايجاد تعارض در دولت شد. از طرفي وزارت ارشاد و سازمان سينمايي كه زير مجموعه دولت هستند، بنا به استناد به مواد قانوني در حال ايجاد ساز و كار جديدي براي رسيدگي به امور صنفي اهالي سينما هستند. از سوي ديگر احمدي نژاد تصميم ميگيرد كه خانه سينما را بازگشايي كند و تأكيد دارد كه اين كار را حتماً تا پيش از پايان دولت به انجام برساند. اين كار رئيسجمهور باعث ميشود كه سازمان سينمايي نيز تمام تلاش خود را به كار ببرد تا با ايجاد خانه سينماي جديد، هم حرف رئيسجمهور عملي شود و هم دست هيئت مديره سابق خانه سينما را كوتاه كند. اين كار باز هم سنگ ديگري بود كه در چاه خانه سينما انداخته شد؛ كاري كه باعث ايجاد دو دستگي در ميان سينماييها شد. از يك طرف عدهاي همان ساختار قبلي را ميپسندند و عدهاي ديگر در پي تصرف خانه سينما به عنوان آخرين سنگر هيئت مديره سابق ميباشند. سوء مديريت در حوزه سينما، اهالي صنوف را رو در روي يكديگر قرار داده است. سينماگران كاري كردند كه هيچ صنف ديگري تا به حال انجام نداده بود.
آنها كه بايد در راستاي منافع مشترك حركت كنند براي يكديگر شمشير را از رو بستند و هر كدام، ديگري را به غيرقانوني بودن محكوم ميكنند. پلمب خانه سينما و تجمعات بعد از آن نشان داد كه ما هنوز تا رسيدن به فرهنگ قانونمداري فاصله زيادي داريم. گويا بعد از نزديك به پنج دهه از ساخت «قيصر» هنوز هم مشكلات با حكم «تيزي» حل و فصل ميشود. صحنههاي متأثركننده حمله برخي از اهالي سينما براي شكستن پلمب و قفل خانه سينما، نشان ميدهد كه دوستان عزيز سينماگر پيش از آنكه به فكر مسائل صنفي باشند بايد يك بار ديگر فرهنگ شهرنشيني و زندگي قانونمند را مطالعه كنند تا شايد ريشه اصلي مشكلشان را پيدا كنند و متوجه شوند كه چه كسي سنگ را در چاه انداخته است.