فهم اعتدال كه قرار است به گفتمان غالب تبديل شود، توسط افراط معنابخشي ميشود. به تعبير ديگر تا فهم افراط يا تفريط روشن نشود، اعتدال نيز قابل فهم نيست. اصولاً در نظام خلقت اين دوگانهها هستند كه همديگر را معني مينمايند، به طور مثال با وجود شب، روز معني مييابد، با ديدن بلندي، گودي معني ميشود و وجود زن است كه مرد را مفهوم ميبخشد. در جامعه و دولت ما چه چيزي افراط محسوب ميشود كه نقطه مقابل آن اعتدال است؟ به طور مثال كساني كه براندازند افراطي هستند يا كساني كه براي حفظ نظام جمهوري اسلامي جان خويش را آماده نثار كردهاند؟ بنابراين همانطور كه اعتدال بايد تفسير شود تا به سرنوشت اصلاحات دچار نشود، افراط نيز بايد شاخصگذاري و شناسايي گردد. فهم افراط در جامعه ايران به دو طريق قابل درك است. اول تجربه گذشته كشور و انقلاب و دوم متون و مباني ديني ما كه مسير اعتدال را تجويز مينمايد كه برجستهترين آن «خير الامور اوسطها» ميباشد. بنابراين در صحنه سياسي- اجتماعي كشور و در روابط نيروهاي اجتماعي و قدرت، ميتوان موارد ذيل را مصداق افراط ناميد.
1- خود را همتراز انقلاب دانستن: برخي افراد يا جريانات آنقدر دايره نيروهاي انقلاب را تنگ ميبينند كه فقط خود را همتراز و هم وزن انقلاب ميدانند. اين نگرش در هر دو جناح وجود دارد. حتي براندازان نيز مدعي خط امام هستند و بسياري از نيروهاي انقلاب را مخالف امام و انقلاب معرفي ميكنند.
2- عصيانگري بر چارچوبهاي نظام: برخي از كساني كه خود را در خانواده انقلاب تعريف ميكنند بارها عمل گريز از مركز را داشتهاند و حتي از اصول و آرمانها و ارزشهاي انقلاب عدول كردهاند و بارها عليه نوع نظام مستقر، رهبري و قانون اساسي، سخنفرسايي و قلمفرسايي نمودهاند، حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب مصداق قطعي و عيني اين مهم ميباشند.
3- تأثير رفتار توسط دشمنان: كساني كه موجب خوشحالي دشمنان ميشوند دو دستهاند؛ عدهاي كه ميفهمند با رفتار و منش خود، دشمن را خوشحال ميكنند و تعمداً به اين مهم ميپردازند. اين جماعت اصولاً به چيزي به نام دشمن اعتقاد ندارند و براي توصيف روابط خصمانه امريكا با نظام جمهوري اسلامي ايران از مفهوم «توهم توطئه» استفاده ميكنند و غرب از روي كارآمدن آنها بسيار مسرور ميشود. دسته ديگر كساني هستند كه هدف آنان خوشحال كردن دشمن نيست اما طوري عمل ميكنند كه به تعبير مقام معظم رهبري پازل دشمن را تكميل و بهانهاي به دست دشمن ميدهند. اين جماعت را ميتوان بين كساني كه معتقد به انقلاب نيز هستند، يافت.
4- سياهنمايي از وضعيت كشور: افراط گران كساني هستند كه براي رسيدن به قدرت، تفسيري از كشور و نظام ارائه ميدهند كه گويي همه چيز در نقطه صفر است و هيچ روزنهاي وجود ندارد، سياه و سفيد ديدن صحنه كشور مصداق افراط و تفريط و نسبي ديدن نقاط قوت و ضعف عين اعتدال است.
5- غلتيدن در عرصه اسلاميت يا جمهوريت: اصولاً «جمهوري اسلامي» خود معادل اعتدال است و دو دسته در كشور ما هستند كه مدل ديگري براي اداره كشور مدنظر دارند. برخي معتقد به «حكومت اسلامي» به جاي «جمهوري اسلامي» هستند و برخي معتقد به «جمهوري» هستند و حاكميت دوگانه را چند سال پيش طرح و اسلام و مردم سالاري را فاقد شاخصهاي همبستگي معرفي كردند. اين دو نگرش به نظام مستقر، مصداق افراط يا تفريط است. بنابراين روحاني طرفدار جمهوري اسلامي است و به طرفداران حكومت اسلامي و جمهوري ميدان نخواهد داد.
7- جلو رفتن و عقب ماندن از رهبري: در صلوات شعبانيه آمده است كه هر كس از اهل بيت جلو برود و عقب بماند بيچاره است و صراط مستقيم، همراه آنان بودن است. در نظام جمهوري اسلامي نيز اينگونه است. جلوتر از رهبري حركت كردن يا از وي عقب ماندن مصداق افراط و تفريط است.
7- اتهام و ترور شخصيتها در درون خانواده انقلاب: بيحيثيت كردن افراد، ايراد اتهام قبل از اثبات جرم، آلوده نشان دادن شخصيتهاي همراه نظام، فاسد نشان دادن بخشهايي از نظام كه همفكران ما آن را در اختيار دارند، اتهام به نهادهاي انقلاب و ... مصداق افراط و عملي غيراخلاقي است.
8- دگرديسي در رفتار و مواضع: مديران و سياسيون كشور داراي تصويري مشخص و قابل قضاوت در بين مردم هستند اما تغيير 180 درجه مواضع، حركت در بين «اضداد» (مثل مخملباف، اكبر گنجي، پورنجاتي و...) مصداق افراط و تفريط است. تحول معرفتي و خروج از معرفت ديني مصداقي از افراط مدرن است.
9- پيمودن راههاي غيرمتعارف براي رسيدن به قدرت: انديشيدن به راههاي غيردموكراتيك براي رسيدن به قدرت همانند حوادث سال 1388، تخريب رقيب، عوامفريبي، زد و بند، وارونه جلوه دادن حقايق، نفاق با نيروهاي اصيل و اتهام به نظام نيز از مصاديق افراط است.
10- بياعتقادي به فصلالخطاب در اداره كشور: مشي روشنفكري، تأكيد به خودفهمي و خوداشتهادي و عبور از خطوط قرمز نظام و هميشه بر ساز مخالف سوار شدن و منفيگرايي مطلق از مصاديق افراط است و دهها مورد ديگر كه ميتواند روي ديگر سكه آن اعتدال باشد. اميد است اعتدال، مصادره افراط نشود.