واژه اعتدال اين روزها جزو عباراتي است كه در فضاي سياسي و رسانهاي كشور مرتب تكرار ميشود بدون آنكه تعريف و حدود و ثغور مشخصي از آن در دست باشد. در ابتداي مواجهه با اين كلمه تنها چيزي كه به ذهن متبادر نميشود تندروي است و پر واضح است كه تندروي خلاف مشي اعتدالگرايي است. اما عجبا كه تندروترين و افراطيترين چهرههاي اصلاحطلب كه تندروي و افراطيگري ايشان در دوران اصلاحات پيش روي نگاه همگان نمايان شده و باعث طرد ايشان از سوي مردم گرديده اين روزها منادي اعتدالگرايي شدهاند و به دنبال جا انداختن تعاريف افراطي خويش به جاي واژه اعتدال هستند. اين موضوع وقتي پررنگتر ميشود كه هيچ اظهارنظري از سوي ابداعكنندگان اين واژه در اين خصوص صورت نميگيرد. با تورق روزنامهها و بازديد از سايتهاي خبري گوناگون در اين ايام چيزي كه بسيار جلوهگري مينمايد حضور افراطيون طرد شده از سوي مردم در چندين انتخابات قبلي و از جمله انتخابات رياستجمهوري اخير و تلاش ايشان براي مصادره به مطلوب واژه اعتدال است. يكي ژن اعتدالگرايي و اصلاحطلبي را يكي ميداند و بيان ميدارد كه اعتدال نياز به تبيين ندارد و ديگري آن را ادامه مسير اصلاحطلبي قلمداد ميكند! عجبا كه افراطيون منادي اعتدالگرايي شدهاند!
به نظر ميرسد رئيسجمهور منتخب اگر به دنبال قرار دادن اعتدال در سرلوحه عملكرد خويش در آينده است بايستي هرچه سريعتر و قبل از آنكه اين واژه نيز به سرنوشت شوم واژه «اصلاحات» گرفتار آيد منظور خويش و حدود عرصه اعتدالگرايي را تبيين و اعلام نمايد.
ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه همانگونه كه اعتدال را به هيچ وجه نميتوان اصلاحطلبي دانست بايد از حركت تعريفي اين واژه به سمت محافظهكاري، فاصله گرفتن از روحيه انقلابي و گير كردن در بنبستهاي كاذب دشمن ساخته و پذيرفتن واقعيتهاي به ظاهر موجود اما طراحي شده از سوي دشمنان اين مرز و بوم واهمه داشت. واقعيتهايي كه در حقيقت واقعيت نيستند اما دشمن خارجي بذر واقعيتنمايانه آن را در دل برخي اذناب داخلي خويش نمايانده و حقيقت جلوه داده است.
مبادا با عدم ايفاي نقش بسيار مهم در اين مقطع حساس از سوي منتخب يازدهمين دوره انتخابات رياستجمهوري اعتدال به معني و مفهوم بازگشت تندرويهاي به ظاهر اصلاحطلبانه و يا محافظهكارهاي ليبرال مسلكانه تعبير گردد كه اگر چنين شود در هر دو حالت ارتجاع سياسي و بازگشت به گذشته و تلاش براي پيمودن مسيرهاي غلط طي شده و آزموده شده قبلي است. در انتخابات 24 خرداد 92 اگرچه اقبال مردم شريف ايران اسلامي به واژه اعتدال كمي بيشتر از 50 درصد آرا بود و نميتوان آن را نظر اكثريت قاطع شركتكنندگان در انتخابات دانست اما به هر حال اين شعار اعتدال بود كه توانست براساس قانون پيروز انتخابات رياستجمهوري گردد.
اين حق مردم است كه شاهد حضور دولتي معتدل و اعتدالگرا به مفهوم عمومي، ظاهري و منطقي آن باشند نه اينكه پس از انتخاب دولت با شعار اعتدال، شاهد حضور تندترين و افراطيترين چهرههايي كه تعدادي از آنها نيز جزو حمايتكنندگان و نقشآفرينان در فتنه امريكايي- اسرائيلي 88 بودهاند، در كابينه يا ديگر بخشهاي دولت يازدهم باشند. احترام به رأي مردم وقتي نمود مييابد كه براساس همان منشي كه مردم انتخاب نمودهاند اركان و اجزاي دولت سامان يابد كه اگر غير از اين باشد خيانت به آراي مردم بوده و نتيجهاي جز شكست و سلب اعتماد تودههاي عمومي مردم به دولت را در بر نخواهد داشت.