خطهاي سفيد و رنگي كف خيابانها و معابر چه نقشي در ايمني عابران و ترافيك روان بازي ميكند؟ آيا معابر و مسيرهاي عبوري مجاز براي شهروندان ايمنسازي شده است؟ تا چه ميزان مسئولان به خطكشيهاي مسيرهاي عبوري عابران و وسايل نقليه اهتمام ميورزند؟ آيا مشق بدخط معابر و جادهها و مسيرهاي عبور اصلاح ميشود يا به دليل بد خط بودن اين مشقها بايد عابران هزينههاي بسياري بپردازند؟
اين سؤالها و سؤالهايي از اين دست همچنان ميتواند در صورت پاسخگويي از سوي مسئولان متولي و ذيربط همچون شهرداري و راهنمايي و رانندگي به حفظ ايمني و جان شهروندان و حتي كاهش تصادفات و افزايش ترافيك روان كه در حال حاضر ملموسترين و حادترين مسئله شهري است، ختم شود.
در بسياري از مسيرهاي عبوري اتومبيلها در معابر گوناگون شهري، خطكشيهاي بسياري بر كف خيابانها و معابر كشيده شده است كه هركدام با رنگ و شكل و فرم خطكشيها پيامهاي بسياري براي عابران و رانندگان وسايل نقليه به همراه دارد. به گونهاي كه اگر پيامي ديده نشود يا به آن بياعتنايي صورت بگيرد ديگر نبايد انتظار داشت كه ترافيك و آمد و شد شهري به نظم و انضباط ختم شود!
متأسفانه به دلايل بسياري برخي خطكشيهاي سطح معابر و خيابانها يا صورت نگرفته است يا به دليل كيفيت بد مواد مورد استفاده از روي معابر پاك شده يا در حال از بين رفتن است. گاه كيفيت بد آسفالت معابر و خيابانها و گاه كندهكاريهاي صورت گرفته، سبب ميشود تا خطكشي از فرم و نرم خاص خود خارج شود و نه تنها نقشآفرين در روانسازي ترافيك نباشد بلكه كاركرد معكوس داشته باشد.
از سوي ديگر به دليل بيتوجهي رانندگان به خطكشيها، همواره شاهد تجاوز وسايل نقليه در زمان عبور عابران به محل خطكشيها هستيم بهگونهاي كه در يك فاز زماني در مسير خطكشي عبور عابر پياده، هم عابران حضور دارند و هم وسايل نقليه عبوري حالا حق با كيست؟ درصورت نبود افسر يا چراغ راهنمايي مشخص نيست كه مقصر كيست و حق با وسايل نقليه است يا عابر پياده؟!
گاه به دليل عمر زياد خطكشيها و كمرنگ شدن و از بين رفتن بخشي از خطكشيها رانندگان عبوري به حريم اتومبيلهاي در حال حركت ديگر وارد شده و نتيجه آن هم مشخص است؛ خسارت جاني و مالي و دردسرهاي ديگر، اين اتفاق كه همه از آن آگاه هستيم!
بر اين اساس بارها سفارش شده است كه اتومبيلهاي عبوري ميان خطوط حركت كنند تا زودتر به مقصد برسند چراكه كوتاهترين مسير بين دو نقطه مبدأ و مقصد، مسير مستقيم است، نه اينكه رانندگان با كشيدن لايي و عبور غيرمجاز و سبقت به مسير ديگر اتومبيلها وارد شوند.گاه به دليل تغيير مسير خيابان خطكشي باقي مانده توسط مراكز ذيربط از بين نميرود و باقي مانده آن خطكشي اگر در شب توسط رانندگان اتومبيل دنبال شود خدا ميداند رانندگان از كجا سر درميآورند!
متأسفانه رعايت و توجه به مسائل راهنمايي و رانندگي و دقت در پيامهاي خطكشي گاه از سوي عابران پياده فراموش ميشود و اين رانندگان هستند كه بايد جور بيتوجهي عابران را بكشند هرچند ميگويند حق با عابر پياده است اما نبايد به حق و حقوق رانندگان نيز بيتوجهي صورت بگيرد.
در اين ميان به دليل برخي بيتوجهيهاي صورت گرفته توسط مسئولان متولي، بحث آموزش قوانين در مورد خطكشيها مورد بيمهري قرار گرفته و بر اين اساس برخي رانندگان و عابران حتي نميدانند كه چرا فرم اين خطكشيها اينگونه است و رنگ و پيام اين خطكشيها چيست؟
آنچه بايد درباره خطكشيها به آن پرداخته شود، آن است كه مشق جادهها و معابر و مسيرهاي عبوري خوب نوشته شود و خوب هم خوانده شود والا نميتوان انتظار داشت كه نظم و انضباط به ترافيك شهر سامان دهد.
بايد بحث آموزش الفباي ترافيك به كودكان در مدارس دنبال شود ولي لازم است تا اين آموزشها جنبههاي كاربردي توأم با نشاط و شادابي داشته باشد تا كودكان و نوجوانان بيشتر بتوانند با اينگونه مباحث آشنا شوند. در اين زمينه فعاليتهاي صورت گرفته همچون هميار پليس كه با همكاري آموزش و پرورش در پاركهاي ترافيك و سراي محلات صورت ميگيرد ميتواند در كنار برنامههاي صدا و سيما به بهترين شكل ممكن مباحث و قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي را به كودكان انتقال دهد. آنچه نبايد فراموش كرد، آن است كه كودكان رفتارهاي ما را ميآموزند پس اگر ما خوب بتوانيم مشق جادهها، مسيرها و معابر را بخوانيم، كودكان هم از ما خواهند آموخت كه چگونه الفباي ترافيك را بياموزند.