محمد اسماعيلي| چندصباحي است كه بسياري از چهرههاي مطرح و درگير در فتنه88 به شكلي گسترده در محفلهاي سياسي حضور پيدا كرده و از هر تريبوني براي مطرح شدن خود در سطح رسانهها بهرهگيري ميكنند.
گستره اين فعاليتها هم به گروه يا شخصيتي خاص منحصر نميشود و از مجرمان سياسي ـ امنيتي در انتخابات دهم رياست جمهوري گرفته تا رهبران آشكار و پنهان در آن غائله را شامل ميشود. يك روز حماسه سياسي مردم را به نام خود ميزنند، روز ديگر روحاني را اصلاحطلب معرفي ميكنند و فرداي آن روز براي چينش كابينه تعيين تكليف كرده و افراد تندرو را براي وزارتخانههاي كابينه يازدهم رسانهاي ميكنند.
آنچه در اين ميان مهم مينمايد اين است، چرا افرادي كه از هيچ وسيلهاي براي ضربه زدن به حاكميت سياسي كشور در چهار سال گذشته دريغ نكردند و پس از خاموش شدن فتنه از حضور در محافل مختلف به شدت پرهيز داشتند و از گفتوگو با رسانهها شانه خالي ميكردند، امروز اصرار دارند تيتر يك روزنامههاي زنجيرهاي شوند و مهمترين دغدغه خود را اعتلاي نظام و مردم كشورمان معرفي ميكنند.
يكي از شخصيتهاي فعال و اثرگذار در بحران 9 ماهه سال88 در مراسمي كه شامگاه 22 تيرماه با حضور گستردهاي از سينماگران و از جمله اصغر فرهادي تشكيل شده اظهار ميكند:«در جمع اصحاب هنر، صحبت كردن براي كسي كه با هنر آشنا نيست، كمال بيهنري است... خيلي خوشحالم كه هنر پوياي كشورمان در عرصه بينالمللي تأثير گذاشت و اميدوارم در دولت آينده شاهد حضور وزيري باشيم كه در عرصه هنر و فرهنگ و ارشاد متناسب با وضعيت گام بردارد.» وي همچنين در ادامه ابراز اميدواري ميكند كه احمد مسجد جامعي وزير ارشاد دولت يازدهم شود.
ليدر جريان اصلاحات در حالي برخلاف عرف سياسي كشور گزينه مطلوب خود را به رئيس دولت
يازدهم- پيشنهاد كه نه ـ تحميل ميكند كه مديريت اين فرد بر وزارتخانه فرهنگ و ارشاد دولت هشتم هزينههاي زيادي را براي عرصه هنر و فرهنگ كشور و به تبع آن نظام اسلامي به همراه داشت. هرچند بدون ترديد مطرح كردن غيرمنتظره وزير فرهنگ و ارشاد دولت دكتر روحاني توسط يكي از رهبران اين جريان دفعتاً صورت نگرفته و ميتواند حاصل برنامه و اهدافي باشد كه در جلسات پنهاني مورد توافق قرار گرفته است.
شمهاي از عملكرد مسجدجامعي
احمد مسجدجامعي كه در انتخابات اخير شوراها به عنوان نماينده مردم تهران به پارلمان شهري راه پيدا كرده است، قائممقام سيدعطاءالله مهاجراني
- كارشناس اين روزهاي شبكههاي معاند فارسيزبان ـ بود كه پس از استعفاي مهاجراني در سال 79 با گرفتن رأي اعتماد از مجلس، مسئول وزارت ارشاد شد و تا پايان دوره دوم خاتمي حضور داشت. يكي از مهمترين اقدامات اين وزارتخانه در دوران مسجدجامعي مربوط به انتشار دو كتاب «زنان موسيقي ايران» و «زنان پردهنشين و مردان جوشنپوش» است. نويسندگان اين دو كتاب، ناشر آنها و حتي رئيس اداره كتاب وزارت ارشاد، متهمان پروندهاي بودند كه جرم اين افراد اهانت به مقدسات دين بود. در سال 1381وزارت زير نظر مسجدجامعي، رمان «شهري كه زير درختان سدر مرد» را به عنوان رمان قابل تقدير سال 1380 معرفي كرد كه نويسنده اين رمان توانسته بود هوشمندانه، مشخصات ظاهري ضدقهرمان ديكتاتور و مستبد رمان خود را مانند بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران نظيرهسازي كند، حتي در اين رمان، شخصيتهاي منفياي وجود داشتند كه دست و پاي خود را در راه رسيدن به اهداف ضدقهرمان رمان، از دست داده بودند و حالا به او پشت كرده بودند.
در حوزه فيلمسازي نيز اتفاقات مشابهي افتاد، بهمن فرمانآرا كه به خارج از كشور گريخته بود، بعد از 20 سال به وطن بازميگردد و فيلم «خانهاي روي آب» را ميسازد (در انتهاي فيلم، يك پزشك زنان بيبند و بار نشان داده ميشود كه در بهشت موعود، هم رتبه يك نوجوان حافظ قرآن است)؛ فيلمي كه در جشنواره فيلم فجر سال 1380، فيلمنامهاش به عنوان بهترين فيلمنامه ديني! برگزيده ميشود.
در حوزه ادبيات نيز نادرنادرپور، عضو مركزيت يكي از گروههاي سلطنتطلب از ديگر شاعراني است كه در فضاي جديد ايران دوران اصلاحات، كتابهايش تجديد چاپ شد و عكس او با كراوات، روي جلد كتابها نقش بست. از ديگر قهرمانان فضاي جديد، رضا براهني است. او در مهمترين رمان خود، به تبليغ تنفر ميان اقوام ايراني و تأييد گرايشهاي تجزيهخواهانه پرداخته بود. در مهر ماه 1382هم كه غرب تصميم گرفت با انتخاب شيرينعبادي به عنوان برنده جايزه صلح نوبل، جبهه جديدي را عليه ايران باز كند. مسجد جامعي اولين و بلندپايهترين مقام رسمي جمهوري اسلامي بود كه به شيرين عبادي تبريك گفت. او پيشبيني كرد «فضاي داخلي ايران، همچنان افتخارات ديگري را براي ايرانيان رقم خواهد زد.»
حمله رسانههاي زنجيرهاي به مباني ديني
«ساختارشكني و حمله به مباني ديني» از خصوصيات بارز مطبوعات وابسته به حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب طي دوره حاكميت دولت اصلاحات بود. در اين مسير برخي از نويسندگان دوران پهلوي نيز به ميدان آمدند و همهجانبه به خطوط قرمز جمهوري اسلامي يورش بردند.
حملات روزنامههاي زنجيرهاي به انديشههاي ديني و نظام جمهوري اسلامي در زمان تصدي وزارت فرهنگ و ارشاد توسط مسجدجامعي تا جايي شدت گرفت كه رهبر معظم انقلاب در سخنرانيهاي متعددي هشدارهاي فراواني در اين رابطه دادند و از «شبيخون فرهنگي در پوشش مطبوعات» سخن گفتند: «ما با يك تهاجم و جنگ حقيقي و سازمانيافته مواجه هستيم... كساني كه نسبت به مسائل فرهنگي حساسيت داشته باشند، متوجه تهاجم فرهنگي خواهند شد و نشانههاي بارز و بيشماري را در اين زمينه مشاهده خواهند كرد.» برخي عباراتي كه طي اين سالها در روزنامههاي زنجيرهاي و ديگر مطبوعات اين طيف به كار رفته بود عبارتند از:
- «به خدا هم ميتوان اعتراض كرد و او را فتنهگر ناميد.» ( كاظم اصفهاني. روزنامه ايران/ ۲۴ تير ۷۹)
- «قوانين شرعي در مورد زنان ظالمانه است» (مهرانگيز كار، ۷ بهمن ۷۸، عصر آزادگان)
- «هيئتهاي مذهبي، منشأ خشونتند» (محمد قوچاني، ۲۰ فروردين ۷۹، عصر آزادگان)
- «نظريه غيرت ديني، ويرانكننده انديشه و فرهنگ و تمدن است» (عطاءالله مهاجراني. آريا، 16/1/79)
خاتمي چه چيزي را دنبال ميكند؟
سؤال اساسي اين است كه چرا خاتمي گزينهاي را مطرح ميكند كه براساس آنچه گفته شد، عملكرد مناسبي در اين حوزه از خود به جاي نگذاشته و به احتمال فراوان نميتواند رأي قابلي از مجلس اصولگرا تصاحب كند؟
اولين هدفي كه در اظهارات خاتمي در مورد انتخاب وزير فرهنگ و ارشاد دولت يازدهم به ذهن ميرسد، اين گزاره است كه رئيس دولت اصلاحات تصميم دارد احمد مسجدجامعي را با توسل به فشار تبليغاتي-رسانهاي به وزارتخانه فرهنگ و ارشاد دولت دكتر روحاني تحميل كند. اين در حالي است كه خاتمي به عنوان كسي كه هشت سال رئيسجمهور كشور بوده به خوبي آگاه است كه رسانهاي كردن اين گزينه ـ احمد مسجدجامعي ـ براي يكي از وزارتخانههاي مهم دولت آينده، آن هم در جلسهاي كه خبرهاي آن قطعاً پوشش رسانهاي ميگيرد، واكنش شديد دلسوزان و وفاداران به انقلاب را به همراه دارد و اين عملاً سوختن گزينهاي مطلوب جريان اصلاحات است. به عبارتي اگر گزينه نهايي خاتمي براي اين وزارتخانه شخص مورد اشاره باشد، قطعاً آن را در سطح رسانهها مطرح نميكند و آن را به شكل زير پوستي يا حتي مكتوب از دكتر روحاني طلب ميكند چراكه با اين كار هم رسانههاي اصولگرا نميتوانند خط نقادي را براي كانديداي مورد نظر دنبال كنند و هم اگر پاسخ رئيس دولت منفي باشد، خاتمي ارج و قرب خود را به شكل ظاهري در جامعه حفظ كرده است. با توجه به آنچه ذكر شد هدف خاتمي چيزي غير از موضوع مورد اشاره است، مثلاً اينكه براي انتخاب وزير در وزارتخانه حساس و قابل اعتناي فرهنگ و ارشاد هدف اين است كه با نام بردن از مسجدجامعي از يك سو با دادن آدرس غلط به جريان رقيب انرژي رسانههاي آنها را تلف كرده و نامزد نهايي خود به دور از چشم رسانهها با فشارهاي تشكيلاتي و البته به صورت پنهاني به دولت تحميل كند. رسانههاي زنجيرهاي هم با درج عملكرد گزينه نهايي و تعريف و تمجيد از وي ميتوانند رهبران اين جريان را به هدف غاييشان نزديكتر كنند.
بر همين اساس، اينكه گمان شود فردي نظير خاتمي كه پروژههاي بزرگ سياسي را در سالهاي اخير هدايت و رهبري كرده به اين راحتي گزينههاي خود را براي وزارتخانهها معرفي كند حرف عبثي است و بايد اهداف ديگري را برخلاف آنچه اظهار ميشود، دنبال كرد، البته اين رويكرد تبليغاتي ميتواند براي گزينههاي پنهاني مورد نظر جبهه اصلاحات هم مورد توجه باشد تا بلكه اين جريان بتواند حضوري حداكثري در وزارتخانههاي دولت دهم داشته باشد.
اين را هم بايد اشاره كرد كه خاتمي در حالي در يك ماه اخير به صورت گسترده با تشكلها و گروههاي مختلف سياسي، فرهنگي و اجتماعي ديدار داشته و سعي كرده مطالبات بر زمين مانده جريان متبوع خود را پيگيري كند و به رئيس دولت يازدهم هم آنها را تحميل كند كه غالب رأيدهندگان به دكتر روحاني نيازها و خواستههاي خود را خلاف آن چيزي ميدانند كه طيف اصلاحات مطرح ميكند و شخص رئيسجمهور آينده بارها اعلام كرده كه كابينه دولت بعدي فراجناحي خواهد بود.