حيرتآور آن است كه با وجود اين مشكل طي سالهاي متمادي هنوز چارهاي براي آن انديشيده نشده و لذا هر از گاهي به شكلي اخبارش فراگير ميشود. تفهيم آنكه شهرت دانايي نميآورد به برخي از اين عزيزان سخت است. به اين ترتيب به نظر ميرسد صدا و سيما بايد راهكاري شفاف و مطمئن براي انتخاب مجريانش تدبير كند تا هر بار آزمودهها را نيازمايد! شما حتي اگر كارمند يك اداره معمولي باشيد هنگام كار براي انتخاب نوع پوشش خود دچار محدوديتهاي طبيعي و معمول خواهيد بود، همچنين براي نوع گفتار و رفتارتان. با اين احتساب چطور يك مجري به عنوان نيروي رسانه ملي هنگام حضور در عرصه كارش كه منظر ميليونها مخاطب و به نوعي تبليغ آن رفتار، گفتار، پوشش، كردار و... است، نبايد چنين محدوديتهايي داشته باشد. يعني تهيهكننده و مسئولان يك برنامه مناسبتي در ماه رمضان نميفهمند كسي را كه به عنوان مجري برنامه خود روي آنتن مي فرستند بايد چه نوع لباسي بپوشد؟ يا چه گفتار و كرداري و آرايش ظاهري نداشته باشد؟ بيگمان ميدانند. با اين حال چرا گاه كار اينطور از دستشان در ميرود؟ جز اين است كه مجري خود را داراي چنان جايگاهي تصور ميكند كه به جاي مرئوس بودن رياست مينمايد؟ و مسئولان ذيربط هم به هر دليل تن ميدهند به اين زيادهطلبيها؟ مشكل اصلي دقيقاً در همينجا رخ ميدهد. رسانه ملي مجموعهاي عظيم است و آدمهاي دلسوز فراواني آنجا فداكاري كرده و ميكنند، اما همين ريزهكاريها كه گاه از دست در ميرود سبب به باد رفتن بسياري از آن زحمات ميشود.