
احمد كاظمزاده| موشه يعالون وزير جنگ رژيم صهيونيستي روزپنج شنبه 20 تيرماه 92 در مطلبي در صفحه فيسبوك خود از طرح انقلابي براي لزوم تغيير ساختار ارتش اين رژيم خبرداد. به نوشته يعالون «براي همگام شدن با تغيير و تحولات منطقه و تقويت ظرفيتهاي ارتش، لازم است اصلاحاتي عميق در ارتش ايجاد شود. اين اصلاحات شامل سرمايهگذاري در زرادخانهها و سامانههايي است كه به ارتش اسرائيل اين امكان را خواهد داد در عرصه فناوري برتري چشمگير خود را بر ارتش كشورهاي منطقه و سازمانهايي كه ما را احاطه كردهاند، حفظ كند.» وي با تأكيد بر اينكه عرصههاي نبرد كنوني و آينده كاملاً با گذشته متفاوت خواهد بود، خاطرنشان ساخت ارتش اسرائيل سرمايهگذاريهاي خود را براي تقويت تسليحات و مهمات، فعاليتهاي اطلاعاتي، پدافند عامل و دفاع سايبري مؤثر حفظ خواهد كرد.
يك دهه، سه برنامه
بررسيهاي موجود حاكي از اين است كه رژيم صهيونيستي از همان سالهاي نخست شكلگيري در خلال سالهاي 49- 1948 يك روند مشخص برنامهريزي دفاعي داشته و نيازهاي تسليحاتي آن با ساختار نيرو و مفاهيم عملياتي برگرفته از جنگ و سياستهاي امنيتي هماهنگ شده است. ارتش در انتخاب و تطبيق تجهيزات و جنگ افزارها، همواره به استراتژي و تاكتيكهاي رزمي توجه داشته است. در واقع عوامل ثابت و پايداري چون فقدان عمق استراتژيك، محاصره جغرافيايي، اندك بودن جمعيت و منابع محدود اقتصادي شرايطي به وجود آورده كه امنيت به نگراني اصلي مهاجران صهيونيست تبديل شود. از اين رو، از نخستين روزهاي تشكيل موجوديت صهيونيستي، سياست امنيتي آن از سوي حكومتهاي مختلف اعم از چپ و راست براساس اصولي چون يك ملت مسلح، دفاع استراتژيك و تهاجم عملياتي، جنگهاي كوتاه براي اهداف محدود، گروه تانك و جنگنده بمبافكن، كيفيت در برابر كميت، خط قرمز و مجازات، خوداتكايي و كوشش براي كسب حمايت يك قدرت بزرگ پشتيبان پايهگذاري شده است. هرچند اين اصول تحت تأثير عواملي چون تكنولوژي، استراتژي، اقتصاد و جامعه، به مرور زمان دچار تحول شدهاند اما گستره اين تحولات به گونهاي نيست كه ماهيت وجودي آنها زير سؤال رفته باشد. در واقع، تحول اساسي بيشتر در محيط منطقهاي و بينالمللي رژيم صهيونيستي اتفاق افتاده و رژيم صهيونيستي نيز متناسب با اين تحولات كوشيده است با ارائه برنامههاي جديد خود را با اين تحولات هماهنگ سازد و تغييراتي در اولويتهاي نظامي و امنيتي خود ايجاد كند. از جمله اينها در سالهاي اخير ميتوان به برنامههاي 2000، 2003 و 2010 اشاره كرد. براساس برنامه سال 2000 كه در تهيه آن 15 تن از ژنرالهاي ارتش نقش داشتند قرار شد ارتش فرامرزي با يك فرماندهي استراتژيك مدرن براي مقابله با تهديدات آتي نسبت به دولت يهود از سوي دولتهاي مسلمان دوردست نظير ايران، پاكستان و تروريسم جهاني اسلامي (به زعم آنان) تأسيس شود. طبق برنامه 2003 مقرر شد ضمن كاهش 3000 نفر از تعداد نفرات ارتش، اندازه و ساختار نيروي دائمي با برآورد تهديدات جديد تطبيق داده شود. طبق برنامه 2010رژيم صهيونيستي تصميم گرفت فناوريهاي پيشرفته جديد از جمله موشكها، هواپيماهاي جنگي بدون سرنشين و تكنولوژي پيچيده جنگ اطلاعاتي را وارد ارتش كند. همچنين قرار شد 11 تا 13 هزار دانشمند، تكنسين و مهندس از سوي وزارت دفاع به استخدام ارتش درآيند. همچنانكه ملاحظه ميشود ايجاد تغيير در ساختار ارتش و هماهنگ كردن آن با تحولات محيطي و نيازهاي ناشي از آن مسبوق به سابقه بوده و همواره اجرا ميشده است اما آنچه اظهارات اخير موشه يعالون وزير جنگ اين رژيم را درباره ايجاد تغييرات انقلابي سؤالبرانگيز كرده اين است كه چه تحولات جديدي در منطقه صورت گرفته است كه ايجاد اين تغييرات را براي اين رژيم اجتنابناپذير كرده است.
عوامل محيطي بسترساز تغييرات انقلابي جديد
مهمترين تحولي كه بعد از برنامه دفاعي سال 2010 در خاورميانه روي داده است موج خيزشهاي عربي در خاورميانه و شمال آفريقاست كه وضعيت توأمان تهديد و فرصت براي اين رژيم و امنيت آن پديد آورده است. اين تحولات از اين جهت تهديد بود كه به سقوط برخي از متحدان كليدي آن از جمله بن علي در تونس و به خصوص حسني مبارك در مصر انجاميد. همچنين برآيند ادامه اين موج در سوريه به گشايش جبهه جولان انجاميد و امكان تبديل آن را به جنوب لبنان جديد در افق فراهم كرد. علاوه بر اينها بحران سوريه برخلاف تصور رژيم صهيونيستي به سقوط دولت سوريه به عنوان متحد كليدي ايران نينجاميد و بر همين اساس اين رژيم از اين نگران است كه ايران با پيروزي منطقهاي كه از اين ناحيه به دست ميآورد بيش از پيش در پيشبرد برنامه هستهاي خود مصممتر شود به خصوص آنكه با استقبال گستردهاي كه جامعه جهاني از نتايج انتخابات رياست جمهوري ايران به عمل آورده است و با تخصصي كه رئيسجمهور منتخب مردم ايران درباره پرونده هستهاي دارد فضاي محيط بينالمللي نيز بيش از پيش براي سنگاندازيها و دو به همزنيهاي محافل صهيونيستي تنگتر شده است.
اما از ديگر سو برآيند بحران سوريه دستكم از دو جهت براي رژيم صهيونيستي فرصتزا بوده است كه ميتواند در تغييرات جديد در ساختار ارتش اين رژيم مدنظر قرار گيرد؛ نخست اينكه حماس به عنوان يكي از محورهاي مقاومت در فلسطين تخممرغهاي خود را روي سبد اخوانالمسلمين گذاشت كه اكنون روند تحولات در سراسر خاورميانه از جمله در مصر و سوريه برخلاف اين جنبش رقم خورده است.
دوم اينكه جنگ داخلي سوريه توان ارتش اين كشور را تا حدود زيادي به تحليل برد و اين در حالي است كه ارتش سوريه تنها ارتش عربي بود كه همچنان در خط مقدم مقابله با اين رژيم قرار داشت. از ياد نبريم كه در سالهاي 1948 و 1949، ارتشهاي مصر، لبنان، سوريه و ماوراي اردن، همگي نيروهاي تهاجمي خود را براي جنگ با اسرائيل اعزام كردند و اين نيروها در نخستين جنگ ميان اعراب و اسرائيل درگير شدند. در سال 1967، لبنان ديگر توانايي شركت در جنگ را نداشت و نبرد را به مصر و سوريه و اردن واگذار كرد. در سال 1973 اردن نتوانست در مقياس مورد نياز بجنگد و فقط مصر و سوريه جنگيدند. در سال 1982، وقتي كه اسرائيل جنگ را آغاز كرد، تنها سوريه در جنگ باقي مانده بود. در واقع از سال 1974، سوريه تنها كشور عربي است كه سنگيني ادامه رويارويي با اسرائيل را به دوش كشيده و به موجب آن در همه جبهههاي سياسي، اقتصادي و نظامي در پي موازنه استراتژيك با اسرائيل بوده است. از اينرو ضربات وارده به ارتش سوريه در خلال جنگ داخلي اين كشور براي رژيم صهيونيستي فرصت تاريخي فراهم كرد و از اين جهت شايد اين رژيم در برنامه دفاعي خود قصد ندارد از ارتش سوريه به عنوان تهديد جدي ياد كند و بودجه سنگيني براي مقابله با آن در نظر بگيرد.
در يك برآيند كلي ميتوان گفت كه ايجاد تغيير در ساختار ارتش صهيونيستي مسبوق به سابقه بوده و از نخستين سالهاي اعلام موجوديت صهيونيستي براي پاسخ به تهديدهاي داخلي و بيروني به عنوان امر رايج مد نظر بوده است و هر زمان كه تحولي به خصوص در محيط بيروني اعم از منطقهاي و بينالمللي روي ميداده اين تغييرات اعمال ميشده و متناسب با آن اولويت بندي جديد صورت ميگرفته است. اكنون مهمترين تحولي كه بعد از سال 2010 در محيط منطقهاي روي داده موج خيزشهاي مردمي در خاورميانه و شمال آفريقا بوده است كه گسترش آن به سوريه فرصتها و تهديدهايي را براي اين رژيم پديد آورده كه قاعدتاً بايد در برنامهريزيهاي جديد دفاعي با توجه به كسري بودجه نظامي اين رژيم مورد توجه قرار گيرد.