
هنوز چند روزي از برگزاري يازدهمين انتخابات رياست جمهوري نگذشته بود كه گمانهزنيها درباره انتخاب وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي قوت گرفت. رسانهها و چهرههاي مشهور هر روز يك نفر را بر صندلي اين وزارتخانه مينشاندند و شروع به نقد و ارزيابي آن شخص ميكردند. اين روزها مطرح كردن يك نام و چانهزني براي او مانند هفتههاي بعد از 24 خرداد داغ نيست و كمي از تب و تاب اوليه افتاده و ديگر كمتر نامي مطرح ميشود اما باز از گوشه و كنار زمزمههايي شنيده ميشود كه هنوز برخي در حال مطرح و پررنگ كردن نامها هستند. به هرحال كار منطقي اين است كه دست از اين پيشبينيها و مطرح كردن اشخاص برداشت و تا روز تشكيل كابينه دولت و گرفتن رأي اعتماد از مجلس صبر كرد.
تمام اين حساسيتها روي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نشان از اهميت و جايگاه اين وزارتخانه بين مردم و اهالي رسانه دارد. براي اصحاب رسانه انتخاب معاون مطبوعاتي وزير، امري بسيار مهم و حياتي است و همه نگاهها به سوي كسي كه در آينده بر صندلي اين معاونت مينشيند خواهد بود. فارغ از تمام اين حدس و گمانها نگاهي به وضعيت فعلي اين معاونت و كارهاي صورت گرفته توسط محمدجعفر محمدزاده، معاون مطبوعاتي دولت محمود احمدينژاد مياندازيم.
محمدزاده آرام به جاي رامين جنجالي
محمدزاده در سال 89 با حكم وزير ارشاد جاي محمدعلي رامين را در معاونت مطبوعاتي گرفت. اهالي رسانه خاطرات خوبي در زمان تصدي يكساله رامين بر اين معاونت نداشتند و بيشتر اين روزهاي معاونت رامين به كشمكش و جنجال با رسانهها گذشت. همان زمان گفته ميشد كه نظر محمد حسيني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي روي انتصاب رامين در اين جايگاه نبوده و او با توصيه و تأكيد دولت و برخلاف ميل و نظرش، رامين را در اين پست گذاشته است. اما آمدن جعفرزاده كه ميتوان او را يكي از نفرات موفق دولت احمدينژاد دانست، باعث برقراري رابطهاي خوب بين رسانهها و مسئولان معاونت مطبوعاتي شد. جعفرزاده در اولين اقدام خود از لزوم تغيير ساختار 17 سال گذشته و اعمال تغييرات اساسي در ساختار نمايشگاه خبر داد. او در عمل هم توانست به حرفهايش جامه واقعيت بپوشاند. برگزاري نشستها و كارگاههاي آموزشي مختلف در كنار ايجاد فضايي خوب و مناسب براي رسانهها در نمايشگاه مطبوعات، از نقاط قوت كارنامه كاري محمدزاده به حساب ميآيد.
بحران كاغذ و روي ديگر سكه
اما بحران و گراني كاغذ در چند وقت اخير روي ديگر سكه را هم به روزنامهنگاران نشان داد. نشان داد كه نشريات چاپي چه ميزان در مقابله با نوسانات بازار كاغذ و چاپ، شكننده هستند و به يارانههاي دولتي نياز دارند. شايد محمدزاده از لحاظ سختافزاري و ساختاري كارهاي قابل قبولي انجام داد اما از لحاظ نرمافزاري نتوانست كار زيادي براي پيشرفت، دوام و ماندگاري مطبوعات انجام دهد. در اين سالها توجه زيادي به زيرساختهاي حرفه خبرنگاري و روزنامهنگاري نشد و هنوز بيثباتي و نداشتن امنيت شغلي دغدغه اصلي روزنامهنگاران و خبرنگاران است. يا به قول فريد قاسمي از روزنامهنگاران باتجربه كشور هنوز در حل مسائل ريشهاي و اساسي حرفه روزنامهنگاري ماندهايم: «در اين تاريخ 16 ساله يارانه مطبوعاتي، به جاي آنكه يارانه را به سمت زيرساختها هدايت كنيم ثروت ملي را به جيب افرادي روانه كرديم كه بيشترين شأن روزنامهنگاري را نه در علم و هنر و فن و حتي صنعت بلكه در بازرگاني دانستهاند. اگر يك صدم پولي كه از محل درآمدزايي مطبوعاتي به دست آمده، صرف رشد و توسعه اين حرفه ميشد، امروز روزنامه نگاراني را كه امنيت شغلي نداشتند، نداشتيم. آنچه در اين سالها به عنوان هديه به بعضي از روزنامهنگاران داده ميشد، اگر صرف زيرساختها، ايجاد باشگاه و صندوق قرضالحسنه و نظاير اينها ميشد براي اهل حرفه به مراتب بهتر بود.» در اولين قدم از هر كسي كه بر صندلي معاونت مطبوعاتي مينشيند انتظار داريم هر اقدام خوبي كه در زمينه مطبوعات صورت گرفته را ادامه دهد و با آمدن مسئول جديد، كارهاي نفر قبلي از بين نرود. روند كاري مسئولان جديد به گونهاي نباشد كه با ناديده گرفتن كارهاي انجام شده نفرات قبلي، قصد شروع كارها از صفر را داشته باشند. در كنار اين مسائل برنامه اصلي معاون مطبوعاتي تازهكار اين باشد كه رسانههاي كشور را به سمت حرفهاي شدن ببرند و زيرساختهاي لازم براي اين كار را فراهم كنند. فضاي رسانهاي كشور امروز تشنه ديدِ حرفهاي به اين حرفه است.