کد خبر: 602109
تاریخ انتشار: ۲۳ تير ۱۳۹۲ - ۲۱:۰۵
اكنون چگونه مي‌توان باور كرد كه دولت امريكا با نيتي صادقانه و خالص به دنبال برقراري رابطه با رئيس‌جمهور جديد ايران است و بر اساس چه منطقي بايد پذيرفت كه كاترين اشتون ....
علي رضائي

طي روزهاي اخير روزنامه وال‌استريت‌ژورنال، به نقل از يك مقام ارشد كاخ سفيد گزارش داده دولت باراك اوباما به دنبال برقراري ارتباط با رئيس‌جمهور جديد ايران است و هماهنگي‌هاي آن از طريق كاترين اشتون انجام خواهد شد. اين مقام ارشد كاخ سفيد گفته كه دولت باراك اوباما به دنبال برقراري ارتباط با رئيس‌جمهور جديد ايران است و خواهان مذاكرات مستقيم درباره برنامه هسته‌اي اين كشور طي هفته‌هاي آتي است. اين موضوع اگرچه در حال حاضر در حد يك ادعاي رسانه‌اي مطرح است، اما در همين حدود نيز سؤالات بزرگي را به وجود مي‌آورد كه در ادامه به آن خواهيم پرداخت.

تلاش امريكا براي ارتباط با ايران، با كدام سيگنال؟

بر اساس ساده‌ترين و ابتدايي‌ترين معادلات و اصول موجود و معلوم در روابط بين‌الملل اين امر براي تمامي دولت‌ها بديهي است كه قصد برقراري ارتباط با دولتي ديگر بايد همراه با تمايل و سيگنال‌هاي مثبتي باشد تا اعتماد دولت مقابل را جلب كند، در غير اين صورت كمتر دولتي حاضر مي‌شود قدم در وادي ارتباط و دوستي با دولت‌هايي بگذارد كه نسبت به آينده آن مشكوك باشد.

دولت امريكا كه طي سال‌هاي پس از انقلاب اسلامي تاكنون همواره در مسير تخاصم با ايران قدم برداشته و به صراحت مي‌توان گفت شايد عمل توطئه‌آميزي باقي نمانده باشد كه امريكا در راستاي براندازي نظام جمهوري اسلامي به كار گرفته نباشد، بعد از آنكه حجت‌الاسلام حسن روحاني در انتخابات اخير به عنوان رئيس‌جمهور جديد ايران انتخاب شد، دور تازه‌اي از تحريم‌ها را كه به طور كامل ملت ايران را نشانه رفته است، به كار گرفت و به ادعاي مسئولان امريكايي اين تحريم‌ها به گونه‌اي است كه هرگونه راه و امكان دور زدن تحريم‌ها از سوي دولت ايران نيز مسدود شود. هفته گذشته نيز 43 عضو كنگره امريكا با ارسال نامه‌اي به كاخ سفيد انتخاب روحاني به سمت رياست جمهوري در ايران را برنامه‌اي طرح‌ريزي شده از جانب حكومت ايران به منظور خريدن زمان براي برنامه‌هاي هسته‌اي ايران دانستند و به مقامات كاخ سفيد هشدار داده‌اند كه به بهانه انتخاب روحاني فشارهاي تحريمي را عليه ايران كاهش ندهند.

انديشكده «امريكن پروگرس» نيز به تازگي در گزارشي نوشته است: «نبايد تصور كرد كه حسن روحاني در برابر خواسته‌هاي غرب به راحتي تسليم مي‌شود، چون سوابق وي حاكي از آن است كه اولويت اصلي برنامه‌هاي روحاني، تأمين منافع و حقوق ايران از جمله در موضوع هسته‌اي است.»

بر اين اساس اين سؤال شكل مي‌گيرد كه دولت امريكا كه از مواضع حسن روحاني خصوصاً در نشست خبري وي پس از اعلام نتايج انتخابات مطلع است و به درستي مي‌داند با روي كار آمدن او به عنوان رئيس‌جمهور تازه ايران، چرخشي در رويكرد هسته‌اي ايران رخ نخواهد داد، از چه باب اكنون به دنبال برقراري ارتباط با رئيس‌جمهور جديد ايران است؟ و اگر حقيقتاً در اين قصد و نيت خود صداقت دارد چگونه است كه سيگنال‌هاي آن را با تحريم‌هاي تازه به سوي ملت ايران ارسال مي‌كند؟ آيا اين راهبرد دور تازه‌اي از روابط بين‌الملل امريكا بر اساس معادلات و سياست‌هاي چماق و هويج نيست؟

هماوايي امريكا و اسرائيل در برابر ايران

در همين حال روزنامه «تايمز او اسرائيل» به نقل از يك شبكه تلويزيوني رژيم صهيونيستي اعلام كرد كه اگر تلاش‌هاي جديد «براي ديپلماسي عمومي» در رابطه با ايران با شكست روبه‌رو شود، بنيامين نتانياهو، نخست‌وزير رژيم صهيونيستي بايد در رابطه با حمله به ايران در زمستان تصميم‌گيري كند.

نخست‌وزير رژيم صهيونيستي كه رژيم متبوعش از تغيير فضاي بين‌المللي بعد از انتخابات اخير ايران به شدت آشفته شده، به دنبال متقاعد كردن دولت باراك اوباما براي تشديد مواضع سخت و تأكيد بر گزينه نظامي عليه ايران است.

بر اساس گزارش كانال 2 تلويزيون رژيم صهيونيستي نتانياهو قصد دارد تلاش جديدي را به رهبري امريكا در عرصه ديپلماسي عمومي با هدف افزايش فشار بر ايران آغاز كند كه به ويژه شامل در نظر گرفتن مجدد يك گزينه نظامي معتبر در صورت متوقف نشدن برنامه هسته‌اي ايران باشد. اگر اين تلاش وي با شكست روبه‌رو شود بايد در چند ماه آينده تصميم‌گيري كند كه در زمستان به ايران حمله كند يا خير. اين گزارش مدعي است كه كابينه اين رژيم حمايت گسترده‌اي از گزينه نظامي دارد.

در همين ارتباط روزنامه هاآرتص روز گذشته در پايگاه اينترنتي خود در مقاله‌اي نوشت كه منابع ديپلماتيك امريكا گفته‌اند: «دولت باراك اوباما رئيس‌جمهور امريكا به مقامات اسرائيلي اطمينان داده است فشار بر ايران را براي توقف برنامه هسته‌اي اين كشور پس از انتخاب حسن روحاني كاهش نخواهد داد.»

مطابق اين گزارش‌ها اين سؤال مطرح مي‌شود كه آيا امريكا در راستاي خواست اسرائيل برنامه‌هاي بين‌المللي خود در قبال ايران را پيگيري مي‌كند؟

شايد مختصرترين و صريح‌ترين پاسخ به اين سؤال را چاك هيگل، وزير دفاع امريكا داده باشد كه چند ماه پيش در ديدار از اسرائيل ضمن آنكه اسرائيل را مختار دانست تا خود درباره حمله به ايران تصميم بگيرد تأكيد كرد: «ايران به يك اندازه براي امريكا و اسرائيل تهديد به شمار مي‌آيد.»

يك احتمال و يك يقين

اكنون چگونه مي‌توان باور كرد كه دولت امريكا با نيتي صادقانه و خالص به دنبال برقراري رابطه با رئيس‌جمهور جديد ايران است و بر اساس چه منطقي بايد پذيرفت كه كاترين اشتون براي انجام اين كار، گزينه مناسبي است؟ حال آنكه وي در مذاكرات ايران با 1+5 نيز تاكنون نتوانسته فضاي مثبتي ايجاد كند زيرا تنها چاره كار را در تحقق خواست‌هاي اسرائيل مي‌داند. آنگونه كه هر بار پس از پايان مذاكرات به اسرائيل رفته و گزارش مذاكرات را در اختيار صهيونيست‌ها گذاشته است.

بنابراين اگر كاترين اشتون بخواهد مسئول برقراري رابطه امريكا با رئيس‌جمهور جديد ايران باشد احتمالا ايران بايد تن به خواسته‌هاي نتانياهو بدهد كه به تازگي در ديدار كاترين اشتون گفته است: «آزمون واقعي درباره انتخابات ايران اين است كه اين كشور غني‌سازي اورانيوم را متوقف كرده، مواد هسته‌اي را به خارج بفرستد و تمام تاسيسات فردو را تعطيل نمايد.» نتانياهو مي‌گويد: «روحاني طرفدار راهبردي است كه من اسم آن را بگو، بخند، مذاكره كن و غني‌سازي كن مي‌خوانم. من سخنان روحاني را در سال 2004 بازگو مي‌كنم كه گفته بود «در حالي كه ما با اروپايي‌ها در تهران مذاكره مي‌كرديم، در حال نصب تجهيزات در تاسيسات اصفهان هم بوديم. درحقيقت با ايجاد يك فضاي آرام ما توانستيم كار را در اصفهان تكميل كنيم.» ما نمي‌توانيم به ايران اجازه دهيم چنين بازي را انجام دهد. آنها براي خريد زمان بازي مي‌كنند و به غني‌سازي ادامه مي‌دهند. تهران در عين حال پايگاه برنامه هسته‌اي خود را وسيع‌تر مي‌كند.»

نتانياهو همچنين در مصاحبه با روزنامه واشنگتن پست «به ايالات متحده هشدار مي‌دهد فريب ظاهر اعتدالگراي روحاني را نخورد. روحاني در گذشته نيز مأموريت داشته در مورد برنامه اتمي ايران با غرب گفت‌وگو كند، و همزمان به پيشبرد برنامه ادامه داده است. هدف از گفت‌وگو با ايران بايد قطع كامل غني‌سازي اورانيوم باشد.»

با توجه به اين گزاره‌هاي خبري اين سؤال مطرح مي‌شود كه آيا هدف دولت امريكا از طرح رابطه با ايران، تحقق خواسته‌هاي صهيونيست‌ها است؟ در حالي كه امريكا نسبت به مواضع ثابت ايران در مباحث ملي مطلع است و از سوي ديگر خود را شريك سياسي اسرائيل مي‌داند، آيا قصد دارد اسرائيلي‌ها را از مسير ميانبر به ظاهر بين‌المللي به خواسته خود كه حمله نظامي به ايران است، برساند؟ بدين گونه كه افكار عمومي در سطح جهان را فريب دهد و اينطور وانمود كند كه ما قبل از به كارگيري آخرين گزينه، بار ديگر سعي كرديم با ايران ارتباط برقرار كنيم!

در برابر اين احتمال البته يك يقين وجود دارد كه ملت ايران از همان روز بعد از پيروزي انقلاب اسلامي آماده مقابله با امريكا و سگ‌هاي نگهبان امريكا در منطقه بوده است و امروز كه نزديك به 35 سال از انقلاب گذشته و بر قدرت داخلي و بين‌المللي جمهوري اسلامي ايران افزوده شده، ملت ايران آماده پاسخگويي به هر تعرضي از هر جانبي است؛ روزگاري اگر شن‌هاي بيابان طبس هواپيماهاي امريكايي را در هم كوبيد، امروز ملت ايران آماده است تا در صورت كوچكترين تجاوز به خاك كشور، همچون تندبادي باشد بر سر دشمنان اسلام.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار