شيخ حمد بن خليفه آلثاني روز سهشنبه 25 ژوئن بر صفحه شبكه تلويزيوني دولتي قطر ظاهر شد تا با قرائت متني به صورت رسمي كنارهگيري خود از حكومت به نفع پسرش شيخ تميم بن حمد آلثاني را اعلام كند. دربار قطر همزمان بيانيهاي صادر كرد و از عموم مردم درخواست كرد تا با حضور در ديوان پادشاهي با امير جديد بيعت كنند. به اين ترتيب و در مدت كوتاه چند ساعتي امير 61 ساله پدر رفت تا پسر 33 ساله جاي او را بگيرد و سكاندار اين اميرنشين شد. اين جابهجايي بدون هيچ اتفاق خاصي انجام شد، نه اعتصابي، نه تظاهراتي و نه هيچ تحرك سياسي ديگري اتفاق نيفتاد تا شيخ تميم به مقام اميري و حكومت قطر برسد. البته نبايد فراموش كرد كه موضوع جابهجايي از مدتها قبل بر سر زبانها بود و براي مثال، روزنامه انگليسي ديليتلگراف حدود دو هفته قبل خبر تغيير قدرت را به نقل از مقامات بلندپايه قطري داده بود و خبرگزاري رويترز نيز به نقل از يك ديپلمات مستقر در دوحه اعلام كرد كه اين موضوع مدتها ذهن حمد بن خليفه را اشغال كرده بود و طي يكسال گذشته مسير وقوع آن را هموار كرده بود.
به اين ترتيب، تغيير اساسي حكومتي در قطر اتفاق افتاد اما با نگاهي به وقايع بيش از دو سال اخير در جهان عرب و چرخشهاي قدرت در كشورهاي غيرعربي منطقه بايد گفت كه اين جابهجايي قدرت پديدهاي است بسيار نادر و حتي نميتوان نمونه آن را در شيخنشينهاي كوچك همجوار با قطر يافت. اگر به وضعيت سياسي كويت در آن سوي خليجفارس نگاه كنيم حضور احزاب و گروههاي سياسي يا حداقل اعتراضات و تحركات اين احزاب و گروهها را در تصميمهاي كلان سياسي اين شيخنشين مييابيم و چند كيلومتر آن طرف قطر، بحرين قرار دارد كه احزاب و جريانهاي سياسي قدرتمندي در آن شكل گرفته و براي ايجاد يك نظام مردمي در حال مبارزه با پادشاهي مطلقه حمد بن عيسي آلخليفه است. جالب اينجاست كه جابهجايي قدرت در شيخنشين قطر در زمان كوتاهي بعد از برگزاري يازدهمين انتخابات رياست جمهوري در ايران انجام شد كه جابهجايي قدرت در اين انتخابات از طريق انتخابات و با مشاركت گسترده بيش از
70 درصدي انجام شد. انتقال قدرت در قطر برخلاف اين موارد و صرف يك تغيير درون خانوادگي است كه نيازي به رأي مردم يا نظر گروههاي سياسي ندارد. دليل بينيازي به رأي مردم يا نظر گروههاي سياسي در سيستم سياسي قطر روشن است زيرا در اين سيستم تعريفي براي رأي مردم يا گروههاي سياسي ارائه نشده تا آن كه در تعيين امير نقشي داشته باشند. اين سيستم به طور كامل ساختاري بسته دارد كه همه تصميمات كلان در آن بسته به رأي اعضاي خانواده حاكم است و نه تنها مردم يا احزاب در تصميم آنها جايي ندارند بلكه حتي فرد پرنفوذي مثل حمد بن جاسم جابر آلثاني نيز قرباني آن ميشود و نميتواند نقشي در آن داشته باشد. حمد بن جاسم 18 سال قبل از جمله افرادي بود كه در كودتاي نرم حمد بن خليفه عليه پدرش نقش اساسي داشت تا آنجا كه با اين كودتا توانست راه ترقي را از معاونت نخستوزيري به وزارت امور خارجه و بعد پست نخستوزيري را به سرعت بپيمايد و تا آخرين روز نيز همزمان پست نخست وزيري و وزارت خارجه را در دست داشته باشد. اكنون، او با تمام تجربه سياسي و توان ديپلماتيك خود نتوانست در جنگ قدرت برگ برندهاي داشته باشد و به عنوان بازنده اصلي تغيير قدرت گفته كه اكنون در وقت اضافي دوران سياسياش به سر ميبرد تا بتواند زندگي آينده خود را به عنوان يك شهروند عادي كه از قدرت كنار رفته در لندن دنبال كند. هر چند كه حمد بن جاسم در برخي از سرمايهگذاريهاي قطر ذينفع است و اين ميتواند ابزاري در دست او براي بازگشت به قدرت يا حداقل نفوذ در آن باشد اما او فهميده كه با تمام اين ابزارها و اسم و رسمش جايي در نقشه سياسي فعلي قطر ندارد و بايد به موقعيت يك شهروند عادي قناعت كند.