
آلودگی هوا این روزها آنقدر تکراری شده است که شاید کمتر کسی حوصله شنیدن درباره آن را داشته باشد ، اما چارهای نیست؛ باید آنقدر گفت و نوشت تا شاید کسی به فکر یافتن راهی برای این معضل بیفتد. آلودگی هوا از دردسرهای زندگی مدرن و شهری در دنیای امروز است. روزانه هزاران دستگاه خودرو در کشور تولید میشود که معمولا نخستین مقصد آنها نیز پمپهای بنزین است. باک خودروها پر میشود از بنزین و این خیابانهای نحیف و کم ظرفیت شهر هستند که در مرحله بعد تبدیل میشوند به جولانگاه خودروها. موتورسیکلتها درمیان خودروها ویراژ میدهند، خانهها هم که مجهز به انواع تجهیزات حرارتی گازسوز و گازوئیل سوز هستند. کارخانههای اطراف شهر هم که با قدرت تمام کار میکنند. اینها برخی از دلایل آلایندگی هوای شهرها هستند که در روزهای سرد سال و بروز پدیده وارونگی هوا، دردسرساز میشوند..حالا روزهای سرد گذشته اما همچنان آلودگی بر آسمان بسیاری شهرها از جمله تبریز چنبره زده و راه نفس مردمانش را بسته است.
***
باغ شهر،آلوده ترین شهر
کارشناسان و مجامع زیست محیطی در عرصههای جهانی به این نتیجه رسیدهاند که در پیش گرفتن راههای موثر حمایت از محیط زیست و منابع طبیعی امری اجتنابناپذیر و حیاتی است. کلید اصلی موفقیت در تثبیت اقلیم زمین، کاهش مصرف سوختهای فسیلی است.
باتوجه به بحرانهایی که در طی سده گذشته از طریق انتشار مواد آلوده کننده در محیط زیست بوجود آمده، مبارزه برای داشتن هوای تمیزتر در چند دهه اخیر همه گیر شده است و این مبارزه بصورت یک واقعیت بینالمللی ظاهر گردیده، زیرا هوا مرزهای بینالمللی را به رسمیت نمیشناسد و هیچ کس در مقابل تهاجم هوای آلوده ایمن نیست. در شرایط کنونی مسئله اصلی به شهرهای عمده و پرجمعیت و مناطق شهری مربوط میشود.
سوال اینجاست که آیا میتوان فقط با توسعه شبکه حملونقل عمومی اعم از مترو و اتوبوسرانی به فکر رفع معضل آلودگی هوا بود؟ البته که این اقدامات تأثیرگذارند اما تا زمانی که میلیونها خودرو و موتورسیکلت آلاینده و دودزا بنزین بیکیفیت میسوزانند، نمیتوان برای کاهش آلودگی هوا کاری کرد. آلودگی هوا مسئولانی مشخص دارد؛ سازمان حفاظت محیطزیست بهعنوان اصلیترین مسئول آلودگی هوا باید به فکر چاره باشد؛ چارهای که سالها قبل اندیشیده شد اما بنا به دلایلی که مشخص نیست، بهطور کامل و روشن اجرایی نشده است.
استاندارد خودروهای تولید داخل کشور باید ارتقا مییافت و به یورو چهار میرسید اما این کار هنوز صورت نگرفته است. کیفیت بنزین نیز نیاز به بازبینی جدی دارد. معاینه فنی خودروها که قبلا هر دوسال یکبار بود به مرحمت نمایندگان مجلس به پنج سال یکبار ارتقا پیدا کرده است. کارخانههای اطراف شهرها هم هنوز بهطور کامل مجهز به فیلترهای تصیفهکننده آلایندهها نشدهاند. حملونقل عمومی در شهرها نیز حال و روز چندان خوشی ندارد.
تا همین سه دهه پیش آلودگی هوای شهر تبریز چندان جدی نبود. متهم اصلی آلودگیهای جزئی هم چند کارخانه دودزای خارج از شهر بود.
تا همین دو سه سال پیش "ریز گردها" اصلا موضوعیت نداشت و کسی هم اصراری نداشت بداند که این عبارت یعنی چه و آیا اصلا چنین چیزی واقعیت دارد؟!
اما در حال حاضر، همه مردم آذربایجان شرقی و بهویژه شهر تبریز که همگان آن را بهعنوان باغ شهر میشناسیم، تجربه تلخ تنفس در هوای خاک آلود را با ریههای خسته خویش احساس میکنند.
تبریز روزگاری باغ شهر بود اما حالا نه تنها از آن روزها دیگر چیزی باقی نمانده بلکه در گرداب آلودگی هوا نیز گرفتار شده است.
این کلانشهر از یک سو به جهت داشتن کارخانه های متعدد و از سوی دیگر با افزایش جمعیت در طول سالیان و تعداد خودروها و همچنین مشکل دریاچه ارومیه در همسایگی خود با معضل آلودگی هوا به طور جدی روبه رو شده به طوریکه جزو آلودهترین شهرهای کشور محسوب میشود.
مصرف روزانه 1.7 میلیون لیتر سوخت
مدیر کل محیط زیست آذربایجانشرقی در گفتوگو با جوان با بیان اینکه تعداد روزهای آلوده نسبت به ذرات معلق در سال گذشته 26 روز بوده است، افزود: دستگاههای سنجش آلودگی در استان کاهش 13 درصدی غلظت ذرات معلق در هوا در سال 91 را نشان می دهند.
وی میزان مصرف روزانه سوخت در حمل و نقل شهری تبریز را 1.2 میلیون لیتر بنزین، 453 هزار لیتر گازوییل، 56 هزار لیتر گاز مایع و 467 هزار متر مکعب سی ان جی (CNG) اعلام کرد.
طبق گزارشات در سال گذشته روزانه 402 تن منواکسید کربن در اثر فعالیت خودروها، 44 تن هیدروکربنها، 36 تن اکسیدهای نیتروژن، 29 تن ذرات معلق و 11 تن اکسید گوگرد تولید میشد که رقم کمی نیست.
آلودگی نیروگاه تبریز هم از جمله موارد آلاینده در شهربود که مدتها مورد بحث و جدل قرار داشت. مدیر کل محیط زیست آذربایجانشرقی دراین خصوص با اشاره به در جریان بودن پرونده قضایی نیروگاه تبریز گفت: این نیروگاه به دلیل محدودیت استفاده از گاز، از مازوت استفاده می کند که ضروری است از فیلتر جداسازی مازوت در این نیروگاه استفاده شود.
بنا به گفته رییسی در شعاع پنج کیلومتری از مرکز استان عمدهترین منابع آلوده کننده خودروها بوده و در شعاع بیش از پنج کیلومتر صنایع بزرگ عامل اصلی آلودگیها هستند.
وی دلیل استفاده نکردن از گازوییل کم گوگرد در دستگاههای حمل و نقل عمومی شهری را فقدان جایگاه و مخزن لازم و سازگار نبودن اتوبوس ها با سوخت پاک عنوان کرد.
تبریز در خطر حمله نمکی
پایه های عدم رونق توسعه در محیط زیست استان ها آلاینده هاست و در هر روز 522 تن آلاینده در تبریز تولید میشود که مونوکسیدکربن رتبه نخست را در بین مجموع آلایندهها دارد.
مدیر کل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی رئیسی با بیان این مطلب افزود: آلایندگیها حاصل فعالیت حمل و نقل خودروها در شهرهاست و عمده ترین آلودگی ها را خودروها با 67 درصد ایجاد میکنند.
از سوی دیگر احتمال وقوع حمله نمکی از سوی دریاچه ارومیه به سوی تبریز و حومه آن از دیگر عواملی است که هوای پاک و سلامتی مردمان این خطه را به خطر انداخته است و این درحالی است که یکی از معضلات هوا و سلامتی مردم تبریز در اوایل سال جاری خشکسالی دریاچه ارومیه و تبعات ناشی از آن بود که بی شک با شروع فصل گرما این مشکلات فراموش شده بار دیگر زنده می شود.
این حمله نمکین اراضی و درختان را نیز تهدید می کند به طوریکه مسعود محمدیان رئیس سازمان جهاد کشاورزی آذربایجان شرقی در اردیبهشت سال جاری در گفتگو با خبرنگاران اخطار داد: با توجه به بادهای منطقه دریاچه ارومیه با انتشار نمک، اراضی کشاورزی و درختان استانهای آذربایجان شرقی و غربی را مورد حمله قرار داده است.
دریاچه ارومیه و معضلاتش که در پی بارندگی های فصل سرما به فراموشی سپرده شده همچون گذشته با آغاز فصل گرما بار دیگر داغش تازه خواهد شد و بی شک آن زمان باید برای استنشاق نمک نیز چاره ای جست!
معاون آب و خاک وزیر جهاد کشاورزی خطرات، عواقب و اثرات خشک شدن دریاچه ارومیه را فراتر از ریزگردهای عربی دانست و گفت: ریزگردهای ناشی از خشک شدن دریاچه ارومیه همراه با نمک و فلزات سنگین هستند که خطرات، عواقب و اثرات آن با یک شست وشو یا بارش قابل جبران نخواهد بود.
میرحمید سجادی افزود: این پدیده نه تنها 750 کیلومتر حاشیه دریاچه، بلکه مزارع و زمین های کشاورزی آن را به نابودی می کشد و تا تهران نیز پیش خواهد آمد.
بنا به گفته سجادی لایروبی قنوات، آبیاری تحت فشار، تغییر الگوی کشت و حتی تعطیلی کل کشاورزی دیگر چاره کار دریاچه ارومیه نیست بلکه باید از این نسخه های درمانی با کاری عملی گذر کنیم.
سجادی در این رابطه به اعداد یک میلیارد و 100 میلیون متر مکعب برای نجات این زیستگاه و 3 میلیارد متر مکعب آب مورد نیاز برای حفظ پایه ای محیط زیست در آن اشاره کرد و گفت: در مقابل این اعداد نیز حق آبه ایران از ارس بیش از 2.5 میلیارد متر مکعب است و نزدیک به 2 میلیارد متر مکعب از آب ارس به دریای خزر می ریزد.