شاخص كل بورس بر مبناي فرمول محاسباتي خود با در نظر گرفتن همزمان سود نقدي و بازده قيمتي براي سرمايهگذاران و فعالان بورسي معياري گمراهكننده به نظر ميرسد. چراكه بسياري از مسئولان كشور و مديران بازار سرمايه از روند شاخص كل به عنوان روند ارزش بازار بهره ميگيرند. حال آنكه شاخص كنوني با توجه به تغيير مبناي محاسبه آن از سال 87 نشاندهنده ميزان بازدهي بازار است كه البته به ميزان بازدهي را نيز به درستي اعلام نميكند.
شاخص قيمت و بازده نقدي پس از آنكه دستخوش تغييراتي شد، همچنان با اشكالاتي جدي مواجه است و هيچ گاه مسئولان حاضر به رفع ابهامات آن نشدند. به عنوان مثال ميزان سود نقدي تقسيمي شركتها در حالي پس از برگزاري مجامع عادي سالانه در رقم شاخص كل اعمال ميشود كه بسياري از آنها سود خود را حتي در مهلت قانوني تعيين شده يعني حداكثر هشت ماه پس از برگزاري مجمع نيز به سهامداران پرداخت نميكنند.
به طور طبيعي، شاخص كل بورس بايد بيانگر رشد اقتصادي شركتها باشد كه اين خود در رشد ارزش آنها نهفته است. اما در عمل شاخص كل هماكنون نميتواند به خوبي اين وضعيت را نشان دهد. در توضيح بيشتر اين مطلب ميتوان گفت شاخص كل در ابتداي تير ماه سال 84 در محدوده 12 هزار و 500 واحدي در نوسان بود، اما طي هشت سال گذشته با رشدي 336 درصدي به رقم 55 هزارواحد در تير ماه امسال رسيد. اما آيا ارزش شركتها نيز در اين دوره به همين ميزان رشد داشته است؟
به طور مثال ميتوان در صنايعي همچون سيمان، خودرو، بانكهاي خصوصي و نيز سرمايهگذاريها مقايسهاي انجام داد بين ارزش قبلي با ارزش فعلي آنها، به طوري كه با توجه به افزايش سرمايه صورت گرفته در شركتها تاكنون و تعديلهاي صورت گرفته در قيمت سهام آنها، به طور قطع اين قبيل سهام يا پايينتر از ارزش خود در سال 84 معامله ميشوند يا فاصله زيادي با ارزششان در سال مذكور ندارند.
در بيان دلايل رشد چند سال گذشته شاخص كل نيز به نظر ميرسد عمده رشد اين نماگر بيشتر به سودهاي تقسيمي و رشد قيمت سهمهاي مربوط به عرضههاي اوليه به ويژه در شركتهاي مشمول اصل چهل و چهاري وابسته باشد. از اين رو گرچه تغيير فرمول محاسباتي شاخص كل براي بالا نشان دادن رشد بورس پيش از اين اقدامي مؤثر بود، اما تداوم اين ترفندگمراهي سهامداران ناآشنا به زواياي پيدا و پنهان بازار را به همراه دارد.
درحقيقت شاخص فعلي با از دست دادن كارايي خود در اين بازار رو به توسعه، به معضلي جديد بدل شده و بهتر است در راستاي ممانعت از تحميل زيان به سرمايهگذاران ناآشناي تازه وارد به بورس، در اين رابطه هرچه سريع تر تدابيري انديشيده شود.
شايد در حال حاضر صحبت از حباب شاخص كل درست نباشد، اما در برخي از صنايع اين نگراني وجود دارد و به نظر ميرسد رشد قيمت آنها بدون پشتوانه منطقي باشد. به طوري كه اين سؤال مطرح است كه چرا بايد قيمت سهم يك شركت زيانده روزانه و همراه با افزايش قيمت ساير سهام فعال در بورس رشد كند. در اينجا سرمايهگذاران و سهامداران بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه شاخصها در تمام دنيا حركتي سينوسي دارند، در نتيجه بايد تصور برگشت آن را در مقطعي از زمان داشت و نميتوان رشد آن را مداوم و پايدار تلقي كرد.
از اين گذشته بهترين پيشنهاد براي سرمايهگذاراني كه علاقهمند به معاملات شخصي دربازار بورس هستند اين است كه بين روند شاخص بورس و سهام صنايع مختلف تفاوت قائل شوند زيرا امكان دارد يك سهم باوجود بيتفاوت به كاهش شاخص بورس به حركت رو به رشد خود ادامه دهد.