
نگار حسيني| صدای زبلخان، گان در گالیور همان شخصیتی که مدام ساز مخالف میزد و میگفت من میدونم ... یا پوآرو با آن لهجه غلیظ فرانسوی زیبایش در ذهن همه به خوبی نقش بسته است. همه این صداها ما را ناخودآگاه به یاد اکبر منانی، دوبلور توانا میاندازد؛ فردی که به اندازه نقشهایش نامش شنیده نشده است. او علت این موضوع را عدم تبلیغات مناسب برای نقش خودش میداند. اکبر منانی کار حرفهای دوبله را سال ۱۳۴۰ شروع کرد و مدیر دوبلاژي بسیاری از آثار ماندگار را بر عهده داشت. گفتوگوی متفاوت ما را با او میخوانید.
طي سالهاي اخير يكي از اشكالاتي كه دوبله با آن مواجه است بحث تكراري بودن صداهاست، به طوري كه گاه ما شاهد آن هستيم يك فرد همزمان در چند فيلم و سريال حضور دارد بدون اينكه حتي كوچكترين تغيير در نحوه ديالوگگويي خودش ايجاد كند؟
بله، اين يكي از ضعفهاي اين روزهاي دوبله ماست كه طي سالهاي گذشته ما با آن مواجه بودهايم. تعدد رلگويي توسط يك شخص آن هم بدون صداسازي باعث ميشود يك فرد حتي اگر تواناييهاي زيادي هم داشته باشد براي مخاطب صدايش عادي شود و ديگر تمايل چنداني به شنيدن صداي او نداشته باشد، براي من جاي بسي تعجب دارد كه ميبينم كه يك فرد همه رلهايي كه ادا ميكند، شبيه به هم است و ما شاهد تفاوتي در زمينه رلگويي او بين رلهاي يك فرد سالم، بيمار، معلول، ميانسال و... نيستيم.
با اين اوصاف شما بر اين باور هستيد كه يك دوبلور مدام بايد در حال صداسازي باشد؟
اگر غير از اين باشد بايد تعجب كرد، چون شما زماني گوينده موفقي هستيد كه بتوانيد صداآفريني كنيد و در قالبهاي مختلف تواناييتان را نشان بدهيد، وگرنه صرف اينكه فلاني صداي خوبي دارد و هميشه ميتواند رل يك جوان را به زيبايي بگويد كه درست نيست. در دوبله يكسري ظرافتهايي وجود دارد كه اين روزها كمتر كسي به خاطر سختي كار تن به آن ميدهد.
چه ظرافتهايي؟
بخش زيادي از اين ظرافتها مربوط به خلق كردن نوع صدا براي كاراكتر است. فراموش نكنيد فردي كه در حال راه رفتن، خوابيدن و. . . است، صدايش درست شبيه زماني نيست كه ايستاده است. از آن مهمتر رل گفتن به جاي يك كودك يا پيرمردي درگير صرفاً به اين نيست كه ما صدايمان را جوان يا پير بكنيم. ما بايد با ظرفيتهاي زياد حنجرهمان به طور كامل آشنا شويم و از آن مهمتر براي نقشي كه قرار است به جاي آن حرف بزنيم وقت بگذاريم و صرفاً به يك ماشين ديالوگگو تبديل نشويم بلكه به قدري درگير كار شويم كه كوچكترين موضوعي پيرامون نقش از چشم ما دور نماند.
با اين اوصاف يك گوينده بايد پيش از هر چيزي در كار شما دست به بازيگري بزند؟
بله، آن هم به معناي واقعي بازيگري. متأسفانه طي سالهاي اخير دوبلورها آنطور كه بايد براي گويندگي وقت نميگذارند و صرفاً ميخواهند نقششان را بگويند و بروند، شايد به همين خاطر هم است كه آن طور كه بايد ديگر كارهاي زيبا و ماندگار نميشنويم. در وهله اول يك گوينده بايد با نقشش زندگي كند و همه خصوصيات اخلاقي آن فرد را دريابد و سپس متناسب با چهره و نقش بازيگر صداي مناسب را براي آن فرد طراحي كند وگرنه اينكه بخواهد هميشه با يك لحن و بيان يا يك و دو تيپ تكراري حرف بزند، هنري نكرده است.
وقتي با گويندگان راجع به شتابزدگي كارها صحبت ميكنم و علت را از آنها جويا ميشوم، بيشتر آنها مسائل مالي را بهانه قرار ميدهند؟
اين دوستان بيشك در بخشي از موارد حق دارند. متأسفانه دستمزد در كار دوبله در سطح پاييني قرار دارد و به همين جهت آنها مجبور هستند مدام از اين استوديو به آن استوديو بروند و خب همين موضوع روي خروجي كار آنها تأثير ميگذارد چون متأسفانه به نوعي سر كاري دچار ميشوند و براي رلگويي ديگر آن وقتي كه بايد را صرف نميكنند، در هر حال شايد نتوان به اين دوستان خرده گرفت، چون هزينه زندگي به شدت بالاست اما خب من بر اين باورم كه يك هنرمند بايد براي هنري كه انجام ميدهد، ارزش قائل باشد و هنري كه ارائه ميدهد درست باشد و بعد از اينكه اين هنر را هم به درستي ارائه داد، صرفاً به دنبال تشويق و... نباشد بلكه حس كند اين موضع وظيفهاش بوده و اگر غير از اين كاري انجام ميداد به بيراهه رفته بود.
به نكته جالبي اشاره كرديد «انجام دادن درست كارها، بدون داشتن توقع»؛ موضوعي كه اين روزها كمتر كسي به آن ميپردازد.
شايد بخشي از اين نگاه برگرفته از نوع زندگي من باشد. هيچگاه در طول دوراني كه مشغول به كار دوبله بودم، به اين موضوع فكر نميكردم كه خلق تيپهاي مختلف صرفاً با بهرهگيري صدايم بايد مورد توجه ويژه افراد قرار بگيرد و به خاطر آن من را تشويق كنند، به همين خاطر هميشه از مراسمهايي كه ميدانستم در آن از من تقدير خواهد شد، فراري بودم و صرفاً همه توان و تمركزم را روي ارتقاي سطح كارم داشتم و هر گاه افرادي از من پيرامون رلگوييهايم تشكر ميكردند و معتقد بودند برخي از كاراكترها مانند پوآرو و. . . صرفاً به واسطه صداي من در ايران به اين ميزان از محبوبيت رسيدهاند به آنها ميگويم، من كار خاصي انجام ندادهام بلكه تنها وظيفهام را به درستي انجام دادهام و فردي كه صرفاً به اين موضوع فكر كند، نبايد منتظر تشويق و تقديرنامهها باشد.
شايد حرف زدن در مورد اين موضوع ساده باشد اما خب باور داشتن به آن كار دشواري است، چون هنرمندان معمولاً به ديده شدن و تشويق و تقديرها فكر ميكنند؟
بله و خب شايد همين موضوع هم باعث شده كه در بعضي از موارد از اصل كار كه همان درست انجام دادن كار است دور بمانيم. در طول دوراني كه كار ميكردم هيچ وقت به شهرتطلبي فكر نكردم، شايد به همين خاطر هم هيچگاه جلوي دوربينها ظاهر نشدم و تن به مصاحبه ندادهام، در هر حال در مقطعي براي من هم شهرت جذابيتهاي خودش را داشت، حتي در ابتداي ورودم به عرصه هنري دوست داشتم كه بازيگر شوم اما خب رفتهرفته اين تفكر رنگ باخت و به اين موضوع پي بردم، زماني موفق هستم كه بتوانم كارم را صرفاً درست انجام بدهم.
يكي از كاراكترهايي كه شما به جاي آن حرف زديد و طرفداران بسياري پيدا كرد پوآرو بود، هر چند بسياري شبيه به اين فرد بارها حرف زدند اما هيچ يك از آنها جاي نسخه واقعياش را نگرفت؟
براي طراحي صداي اين كاراكتر زحمت زيادي را كشيدم و مدتها روي آن فكر كردم، دلم نميخواست يك صداي عادي روي اين نقش بگذارم و بعد پشت ميزدوبله قرار بگيرم بلكه دوست داشتم صدايي روي آن قرار بدهم كه شبيه به نسخه اوليه باشد و از طرفي لحن او براي مخاطب ايراني قابل درك باشد. در هر حال دوبله اين كار به قدري در ذهن مردم ماندگار شد كه وقتي بنا به دلايلي در سري جديد آن از صداي من در چند قسمت استفاده نكردند، اعتراضات زيادي پيرامون اين موضوع به عمل آمد، در هر حال صداي من به اين كاراكتر در ايران هويت داد. اين سريال در كشورهاي مختلفي دوبله شد اما دوبلهاي كه ما در اين زمينه انجام داديم تقريباً تك بود، طوري كه حتي بازيگر اين نقش از من تشكر كرد و گفت: «حس نقشم را به درستي به مخاطب منتقل كردي؛ كاري كه معمولاً كمتر گويندهاي موفق به انجام آن ميشود.»
حتماً اين روزها دوبله اين كار را در شبكههاي ماهوارهاي ديدهايد؟
بله، ظاهراً اين موضوع با انتقاد مخاطبان مواجه شده و بسياري آن را پس زدهاند چراكه مردم پوآرو را با صداي من ميشناسند و زماني كه با صداي ديگري ميشنوند حس ميكنند نوستالژياي كه با اين اثر داشتند زير سؤال قرار گرفته است، بعد از پخش اين اثر افراد زيادي با من تماس گرفتند و گفتند ما حتي نميتوانيم يك قسمت از اين سريال را با دوبله ضعيفي كه دارد، تماشا كنيم.
البته تقليد كاريكاتورگونهاي كه گوينده پوآرو از صداي شما دارد هم به دوبله كار لطمه زيادي وارد كرد؟
همين طور است. شايد اگر اين فرد صرفاً با صداي خودش حرف ميزد و تا اين حد كپيبرداري تصنعي و به قول شما كاريكاتورگونهاي انجام نميداد تا اين حد از جانب مردم پس زده نميشد.
به نظر شما علت موفقيت دوبله اين سريال در ايران چه بود؟
خوشبختانه تيمي كه روي اين سريال كار ميكردند بسيار حرفهاي و كاربلد بودند و دقيقاً ميدانستند كه از دوبله اين كار چه ميخواهند. مرحوم كاملي مدير دوبلاژ اين كار بودند و اتفاقا به واسطه دوبله اين كار مورد تقدير مسئولان وقت صدا و سيما قرار گرفتند، هر چند در آن مقطع در هيچ جايي نامي از گوينده اصلي اين كار كه در واقع اين نقش با صداي او در ايران مطرح گشت برده نشد اما خب من چون دنبال اين مسائل نبودم از اين عمل چندان ناراحت نشدم.
تا به حال براي شما پيش آمده كه مردم به واسطه صدايتان شما را بشناسند؟
بله و خب اين يكي از لحظات شيريني است كه براي من رقم ميخورد. من هميشه سعي كردهام نوع زندگيام شبيه به مردم باشد و خودم را چندان از آنها جدا نكنم، به همين خاطر مثل اكثر مردم در صف نانوايي و. . . قرار ميگيرم و شاهد لطف و محبتشان هستم و برخي از آنها به خاطر اينكه من را در جاهاي اينچنيني ميبينند، تعجب ميكنند و گاهي ميخواهند جايشان را به من بدهند يا. . . اما خب من نميپذيرم چون دوست دارم مانند آنها زندگي كنم، البته مدتي قبل يك اتفاق جالب در برخورد با مردم برايم پيش آمد.
چه اتفاقي؟
سالها پيش در يكي از جادهها به دليل عجلهاي كه داشتم با سرعت در حال رانندگي بودم و پليس جاده دستور توقف به من داد، وقتي از ماشين پياده شدم و ميخواستم برگه جريمهام را بگيرم، ناگهان پليسي كه من را جريمه ميكرد با تعجب به من گفت شما زبلخان نيستيد، من هم گفتم چرا خودم هستم و از او خواستم به وظيفهاش عمل كند و هر مبلغي كه بايد من را جريمه كند، ايشان با صداقت و مهرباني خاصي به من گفتند شما سرمايه اين كشور محسوب ميشويد و سالهاي سال بايد زنده بمانيد و اين سرعت بالا ممكن است جانتان را به خطر بيندازد، اين در حالي كه شما همچنان بايد كاراكترهاي ماندگار را با صدايتان خلق كنيد.
صحبت از زبل خان به ميان آمد كمي در مورد كاراكتر او براي ما صحبت كنيد؟
زبلخان جزو كاراكترهايي محسوب ميشد كه با گذشت سالها هنوز در ذهن مردم نقش بسته است و بسياري از آنها خاطرات خوش بسياري را از اين كاراكتر دارند. شايد براي بسياري عجيب به نظر برسد اما كاراكتر اصلي زبل خان اصلا حرف نميزد و اندك ديالوگهايي هم كه داشت به شدت نامفهوم بود و اصلا بچهها متوجه آن نميشدند. وقتي دوبله اين كار به من سپرده شد تصميم گرفتم براي جذاب شدن آن يكسري ديالوگها را به آن اضافه كنم طوري كه بچههاي ايراني بتوانند با آن ارتباط برقرار كنند و خب ظاهراً اين ابتكار من باعث استقبال مخاطبان شد و زبل خان و نوع صحبت كردنش به كاراكتر محبوب بسياري از بچهها بدل شد. همين موضوع نشان ميدهد ما هر جا كه درست گام برميداريم و طراحي متناسب با نقش ميكنيم بچهها قطعاً از آن استقبال ميكنند؛ اتفاقي كه اين روزها كمتر در انيميشني رخ ميدهد و اكثر گويندگاني كه در اين عرصه كار مينمايند تنها با يك لحن خاص در اين كارها صحبت ميكنند.
شما با وجود اينكه تجربه كار در فضاهاي مختلف را داريد اما همچنان اصرارتان بر اين است كه در انيميشن حضور پررنگي داشته باشيد، علت اين موضوع چيست؟
كار در فضاي انيميشن توانايي و دانش خاص خودش را دارد و به گوينده اين امكان را ميدهد تا از صدايش در فضاهاي مختلف بهره ببرد و به نوعي امكان بروز و رشد خلاقيت را براي او فراهم ميكند، به همين خاطر من هميشه به كار براي بچهها علاقهمند بودم و هر وقت پيشنهاد خوبي در اين حوزه داشتم با جان و دل آن را پذيرفتم.
كمي راجع به اين بروز خلاقيتها در فضاي انيميشن حرف بزنيد.
نكته مهمي كه در مورد كار در فضاي انيميشن وجود دارد، اين است كه گوينده ميتواند به جاي كاراكترهايي حرف بزند كه در حالت عادي سخن نميگويند. براي فردي مانند من خيلي جذاب است كه به جاي ماهي، موش و. . . حرف بزنم. از طرفي نبايد اين نكته را ناديده گرفت كه وقتي يك گوينده قرار است به جاي هريك از حيوانها حرف بزند بايد بر اساس جثه، دهان و حتي نوع حركت او دست به صداسازي بزند و گرنه نميتواند به آن لحني كه بايد برسد و دوبله آن كار با استقبال مخاطبان مواجه نميشود. متأسفانه يكي از اشكالهاي كار ما در حال حاضر اين است كه وقت كافي در اختيار گويندگان قرار نميگيرد تا به واسطه آن به صدايي كه بايد دست پيدا كنند.
ورود به عرصه دوبله براي بسياري به يك كار غيرممكن بدل شده است. به نظر شما علت اين موضوع چيست؟
بر خلاف تصوري كه وجود دارد به عقيده من ورود به اين عرصه كار دشواري نيست و بسياري ميتوانند در عرصه دوبله فعاليت كنند، چراكه كار كردن در اين فضا چندان مشكل نيست و بعد از كمي تجربه اندوزي هر كسي ميتواند به يك گوينده بدل شود منتها نكتهاي كه در اين ميان وجود دارد اين است كه شما بتوانيد به يك دوبلور موفق و درجه يك بدل شويد فردي كه كارش با سايرين متفاوت است.
چرا نسبت به گذشته كم كار شدهايد؟
من در كار كردن همواره روحيه خاص خودم را دارم. من عاشق دوبله هستم و اين عشق صرفاً چيزي نيست كه آن را به زبان بياورم بلكه در همه وجودم جاري است. از طرفي به نظر من عشق به كار به معناي آن است كه شما همه مسائل را در آن به درستي رعايت كنيد و صرفاً به اين موضوع اكتفا نكنيد كه كارتان را انجام دهيد، درست انجام دادن كار به معناي عاشق بودن است. شايد همين روحيه من باعث شده است كه حضور در هر كاري را نپذيرم و ترجيح دهم در آن زمان به امورات ديگري بپردازم. در هر حال من خيلي اهل خودنمايي نيستم و شايد برخي حتي ندانند كه من خالق چه كارهايي بودم چون معمولا در مراسمهاي تقدير و تشويقها شركت نميكنم و تصورم بر اين است كه حضور در اين محافل با روحيات من سازگار نيست، در حالي كه گاهي ميبينم يك فرد با گويندگي در چند نقش مدام مصاحبه ميكند و سعي دارد همه چيز را به نام خودش تمام كند. در هرحال بزرگترين تقدير من تقديرمردمي است، افرادي كه با عشق محبتشان را به من نثار ميكنند با وجودي كه چهره نيستم و مرا نميشناسند، اما همين كه گاهي مرا بيرون ميبينند و از صميم قلب از ديدن من خوشحال ميشوند، برايم كافي است. من هيچ گاه به دنبال تقدير نبودم و نيستم و اصلاً دلم نميخواهد به دنبال تبليغات بروم. شايد اگر طوري ديگر فكر ميكردم شرايط متفاوتي پيش رويم قرار داشت.
ظاهراً شما براي پيشكسوتان عرصه دوبله ارزش زيادي قائل هستيد، چراكه در مراسم بزرگداشت گويندگان حضور داشتيد و از استاد لطيفپور تشكر كرديد؟
شك نداشته باشيد احترام به هنرمند است كه باعث زنده نگه داشتن هنر ميشود. من در آن جلسه هم گفتم آقاي لطيفپور يكسري ريزهكاريهايي در امر دوبله به من آموختند كه همين چيزهاي كوچك نگاه من را به عرصه دوبله تغيير داد و به همين خاطر خودم را شاگرد ايشان ميدانم.
شما در زمينه دوبله تدريس هم ميكنيد؟
بله، من به تدريس دوبله علاقه زيادي دارم، چراكه ميخواهم اطلاعاتم را در اختيار مخاطبان قرار دهم. البته هيچ وقت براي تدريس وارد آموزشگاههاي خصوصي نشدم و وعدههاي پوچ به هنرجويان ندادم. متأسفانه در حال حاضر بسياري از آموزشگاهها به دكاني تبديل شدهاند كه صرفاً افراد را به لحاظ مالي مورد سوءاستفاده قرار ميدهند در حالي كه من صرفاً در مكانهاي دولتي تدريس ميكنم و در آنجا هم به افراد اصول اوليه گويندگي را آموزش ميدهم و به آنها ميگويم بخش بزرگي از آموزش اين كار پشت ميز دوبله انجام ميشود.
جالب است که تا این حد با صداقت در مورد دوبله صحبت میکنید چون معمولا گویندگانی که در عرصه دوبله فعالیت میکنند بر این باورند كه این کار بسیار سخت و حتی نشدنی است؟
بالاخره هریک از دوستان تفکر خاص خودشان را دارند و من نمیتوانم پاسخگوی آنها باشم اما به عقیده من نباید کار کردن در عرصه دوبله را سخت و گاهی اوقات نشدنی جلوه داد و افراد را به نوعی از ورود به آن ترساند بالاخره بستر برای ورود نسل جوان باید فراهم شود و آنها را باید مورد حمایت قرار داد. امیدوارم دوستانی که در عرصه دوبله فعالیت میکنند اجازه دهند جوانهايی که استعداد دارند وارد این کار شوند و اگر سختی کار آنها را اذیت کرد خودشان این کار را رها کنند نه اینکه ما مدام به آنها بگویيم این کار سخت و نشدنی است.
شنیدهام دو کتاب را هم در عرصه دوبله به رشته تحریر در آوردهاید؟
بله من به نوشتن بسیار علاقهمند هستم و سعیام بر این است تا از اوقات فراغت استفاده کنم و به کار نوشتن بپردازم و تا کنون هم دو کتاب با عنوان تاریخچه دوبله و آموزش گویندگی به رشته تحریر در آوردهام که اتفاقا هر دو این کتابها مورد اقبال علاقهمندان به گویندگی قرار گرفته است. این روزها هم مشغول نگارش خاطراتم در عرصه دوبله هستم.
به عنوان سوال آخر، شما سالها در رادیو به عنوان گوینده فعالیت میکردید و یکی از فعالترین گویندگان رادیو به شمار میرفتید اما مدتی است از آن فاصله گرفتهاید، علتش چیست؟
همین طور است، من در رادیو سالهای زیادی گویندگی کردم و عمرم را به پای آن گذاشتم و حتی در اولين برنامه «راه شب» به عنوان گوینده حضور داشتم. من بیش از 100سال از عمرم را در این عرصه گذاشتم.
شاید بخشی از این موضوع به این خاطر است که من شب و روز مشغول فعالیت در این وادی بودم. بارها پيش آمده كه راديو جشنهاي زيادي برگزار ميكند اما يك بار اسمي از من نميبرند در حالي كه برخي از گويندگان راديو شاگردان من هستند و بيشتر هنرپيشگان شاگردان من بودند كه از زير دست من كلاس گويندگي را گذراندند و به مراتب بالا آمدند اما متاسفانه هيچگاه ديده نشدم در هر حال بخش زیادی از این موضوع به این خاطر است که من اهل تعریف کردن از خودم نیستم این در حالی است که عصر ما ، عصر تبلیغ برای خود است و شما مدام باید بگویيد من بهترین هستم و گرنه مثل من کمتر با وجود خلق آثار ماندگار دیده می شويد.