
سيدرحيم نعمتي| اتحاديه اروپا از وقايع ميدان تقسيم استانبول و ديگر شهرهاي تركيه كمال استفاده را برد تا خود را از زحمت يك نشست مشترك با طرف تركيهاي در مورد مباحثه ورود تركيه به اتحاديه راحت كند. بنابر برنامه از قبل طراحي شده قرار بود تا مذاكرات مربوط به الحاق تركيه به اتحاديه اروپا روز چهارشنبه 26 ژوئن برگزار شود اما آلمان در چند روز قبل طرحي براي به تعليق در آوردن اين مذاكرات آماده كرده بود كه اين طرح به تصويب وزراي امور خارجه اتحاديه اروپا در روز سهشنبه 25 ژوئن رسيد. طرح آلمان مبتني بر نحوه برخورد دولت تركيه با معترضان و درگيري نيروهاي پليس و امنيتي تركيه با معترضان بود و با شعارهاي حقوق بشري توانست به راحتي رأي مثبت ديگر وزراي امور خارجه در اتحاديه را به دست آورد. البته آلمان و ديگر شركاي اروپايي آن در دفعات قبل نيز مذاكره با تركيه را معلق كرده بودند چنانكه مذاكرات در ماه اكتبر و به دليل گزارش كميسيون اروپا در مورد ميزان پيشرفت تركيه براي اصلاحات و حقوق بشر معلق شد و در اصل، اين مذاكرات سه سال پيش و از ژوئن 2010 و بيشتر در حمايت از موضع قبلش معلق شده است.
نكته قابل توجه در تعليق اين دور تنها مربوط به مذاكرات بين اتحاديه اروپا و تركيه نميشود بلكه مسئله در اين است كه اتحاديه اروپا پنج روز بعد از تعليق مذاكرات، دولت كرواسي را به عنوان بيست و هشتمين عضو در جمع خود قبول كرد. به عبارت ديگر، اتحاديه اروپا تاكنون نشان داده كه حتي حاضر نيست با تركيه بر سر عضويتش در اتحاديه وارد گفتوگو شود و در اين چند سال سعي كرده تا با بهانههاي مختلف و به هر صورت شده از زير بار مذاكره طفره رود. بر خلاف تركيه، اتحاديه اروپا براي كشورهاي شرق اروپا تا حوزه بالكان اين نحو برخورد را ندارد و درست بالعكس تركيه، روند عضويت اين كشورها را با جديت دنبال ميكند كه عضويت كرواسي يكي از موارد آشكار اين سياست اتحاديه اروپاست. جاي هيچ شكي نيست كه كرواسي سرانجام بايد به نحوي عضو اتحاديه اروپا ميشد.
دليل اين امر به دو جهت است. جهت نخست به سابقه طولاني وقايع حوزه بالكان در سالهاي دور و جنگهاي بالكان بعد از تجزيه يوگسلاوي بازميگردد كه اتحاديه اروپا براي زدودن آثار گذشته تمايل دارد حداقل كرواسي را در اين مجموعه قرار دهد تا راه براي تعريف اين منطقه در مجموعه اروپايي باز شود. اين موضوع ميتواند عضويت كرواسي را از منظر سياست اتحاديه توجيه كند اما عضويت كرواسي از جهت معيارهاي اين اتحاديه نيز توجيهپذير است.
برند ريگرت از تحليلگران بخش اروپايي دويچهوله اين سؤال را در مقاله خود با عنوان «كرواسي در اتحاديه اروپا؟ بله، اما...» و به صورت ديگري مطرح كرده و در اين مورد مينويسد: «اكنون، وقت اين موضوع رسيده اما اين سؤال باقي مانده: آيا جولاي 2013 به واقع زمان مناسب براي ورود به اتحاديه اروپاست؟ واقعيتهاي سنگيني هست كه ميگويد نه.» پاسخ ريگرت سرراست است و او معتقد است كه كرواسي در زمان نامناسبي وارد اتحاديه شده چون اين كشور به لحاظ معيارهاي قضايي و پليسي به حد اروپايي نرسيده و مسائل مربوط به جرايم سازمانيافته و فساد بسيار بيشتر از كشورهايي نظير رماني و بلغارستان است. ريگرت از جهت اقتصادي نيز كرواسي را كشور مناسب براي عضويت در اتحاديه اروپا نميداند زيرا اين كشور درگير بحران اقتصادي است و دچار اقتصاد انقباضي شده كه كسري بودجه آن دو برابر بسته سياست ثبات اقتصادي اروپايي است و به غير از اين، نرخ بيكاري در ميان جوانان كرواسي به حد 40 درصد رسيده است. شايد كرواسي با عضويت در اتحاديه اروپا و دريافت كمكهاي مالي از بروكسل مفري براي نجات از اين مشكلات بيابد اما ريگرت از همين منظره به شهروندان ديگر كشورهاي عضو اتحاديه اروپا نگاه ميكند كه از خود ميپرسند، چرا در شرايطي كه كشورهايي نظير قبرس، يونان، اسپانيا، پرتغال و ايرلند درگير بحران شديد اقتصادي هستند باز بايد كشور ديگري را به اين جمع اضافه كرد؟
به نظر ميرسد كه ريگرت به عنوان يك تحليلگر اين سؤال شهروندان را خطاب به سياستمداران و رهبران اتحاديه مطرح كرده اما از نحوه سؤال او ميتوان به نكته ديگري توجه كرد كه چرا رهبران اتحاديه اروپا حاضر شدهاند با تمام شرايط موجود كرواسي را به عضويت گروه خود بپذيرند اما در همين زمان حتي مذاكره با تركيه را معلق ميكنند. شاخصهاي اقتصادي تركيه هيچ نشاني از وضعيت بحراني كرواسي ندارد و نميتوان آن ميزان از بيكاري جوانان كرواسي را در اين ديد گذشته از اينكه كرواسي به لحاظ مسائلي از قبيل جرايم سازمان يافته وضعيتي بهتر از تركيه كه ندارد حتي به مراتب وضعيت آن بدتر است. بنابر اين، اگر معيارهاي خود اتحاديه اروپا براي عضويت در اين اتحاديه در نظر گرفته شود اين تركيه است كه بايد در اولويت قرار گيرد و كرواسي به جاي تركيه، بايد مذاكرات مقدماتي براي عضويت در اتحاديه را در پيش بگيرد. با وجود اين، اتحاديه اروپا اولويت را به كرواسي بحرانزده ميدهد و از چند اعتراض خياباني در استانبول و چند شهر تركيهاي مستمسكي ميسازد تا مذاكرات با تركيه را معلق كند. اين برخورد سران اتحاديه تازه نيست و بايد گفت كه مبناي نژادپرستانه اروپايي به آنها اجازه ورود تركيه به اردوي اتحاديه را نميدهد و دولت تركيه اگر همه معيارهاي اروپايي را هم تأمين كند باز بايد به دور ميز مذاكرات مقدماتي بچرخد.