نمايشگاه قرآن كريم پس از طي حدود دو دهه برگزاري، حالا ديگر در تقويم فرهنگي سالانه كشور براي خود جايي باز كرده است. اين نمايشگاه را ميتوان در كنار جشنواره فيلم فجر و نمايشگاه كتاب، يكي از سه رويداد بزرگ فرهنگي سال توصيف كرد. نمايشگاه كتاب و قرآن را ميتوان در نسبتي كه با توده مردم برقرار ميكند، متمايزتر از جشنواره فيلم فجر دانست.
بر همين مبنا، مخاطب عمومي را ميتوان فصل مشترك اين رويداد فرهنگي بزرگ سال دانست. اين مسئله به خودي خود موجب پديد آمدن ويژگي مشتركي ميان اين دو نمايشگاه ميشود. يكسان بودن مخاطب و هدف، موجب پديد آمدن خصيصهاي مشترك بين اين دو ميشود. در وجوهي از نمايشگاه كه مرتبط با مخاطب عام ميشود بايد با پديدههاي مشتركي روبهرو باشيم كه موجب پديد آمدن عارضههاي مشابهي بين نمايشگاه قرآن و نمايشگاه كتاب ميشود. وقتي مخاطب هدف يك رويداد فرهنگي، عموم مردم باشند، وضعيت معيشتي و فرهنگي و اقتصادي آنها طبعاً بر ميزان استقبال از آن رويداد مؤثر واقع خواهد شد.
در اين ميان، فاكتور وضع معيشتي و اقتصادي اهميتي دو چندان پيدا ميكند. اوضاع اقتصادي عموم خانوادههاي طبقه متوسط ايراني، اين روزها وضعيت ملتهب و ناپايداري را تجربه ميكند. فشارهاي اقتصادي گوناگوني كه البته منتزع از وضعيت ملي اقتصاد كشور هم نيست، سبد خريد خانواده را تحت تأثير قرار داده و بالطبع، تأمين نيازها را نيز محدودتر كرده است. محدودتر شدن دايره تأمين نيازها يعني متمركز شدن بر تأمين نيازهاي معيشتي و خط خوردن اولويتهاي بعدي كه عموماً از جنس نيازهاي غيرمعيشتي انسان محسوب ميشوند؛ عارضهاي كه در نمايشگاه امسال كتاب تهران به شدت خود را به رخ كارشناسان امر كشاند. در سطور قبل توصيف شد كه نمايشگاه كتاب و قرآن به سبب همپوشاني در مخاطب، هدف و متمركز شدن بر توده مردم، بايد از عوارض مشابهي هم رنج ببرند.
با اين اوصاف وقتي از كاهش استقبال از نمايشگاه كتاب سخن ميگوييم، طبعاً بايد انتظار داشته باشيم اين نتيجه ناخوشايند به نمايشگاه قرآن هم سرريز شود؛ انتظاري كه البته در يك هفته اخير شروع به كار نمايشگاه قرآن به واقعيت هم پيوسته است. حال اگر روند سالهاي اخير نمايشگاه قرآن را مد نظر قرار دهيم كه به تدريج مخاطب را نه به يك محل نمايش بلكه به محلي براي ارائه سبك زندگي كه در آن از قرآن و ادعيه و كتب ديني گرفته تا مدلهاي مختلف چادر و اسباببازي كودكان به فروش ميرسد و بازديدكننده نه براي ديدن يك شوي صرف بلكه براي خريد كالايي در منظومه سبك زندگي ديني به آن رجوع ميكند، اين كاهش استقبال از نمايشگاه معنادارتر هم ميشود.
مخاطب نمايشگاه قرآن براي بازديد به مصلاي امام خميني(ره) نميرود، بلكه براي خريد ميرود. نمايشگاه قرآن تبديل به محملي براي تأمين نيازهاي ديني مردم تهران شده است. اوضاع يك سال اخير، معاش مردم را به شدت تحت تأثير قرار داده و از سوي ديگر قيمت توليدات ارائه شده در نمايشگاه هم افزايش يافته است. در كنار همه اينها، مخاطب به نمايشگاه به عنوان محلي براي ديدن نمينگرد. پس چندان غيرطبيعي نخواهد بود كه استقبال ضعيف از آن را با تعجبي غليظ همراه كنيم.
جداي از استقبال ضعيف از نمايشگاه، به نظر ميرسد بايد در برخي موارد مانند ساعت كاري نمايشگاه تجديدنظرهايي صورت گيرد. نمايشگاه عموماً از ساعت 16 تا 12 شب ميزبان علاقهمندان است. با اين وجود اين مسئله را نميتوان انكار كرد كه ساعات قبل از افطار چندان از سوي بازديدكنندگان مورد استقبال قرار نميگيرد. در مقابل از حدود يك ساعت بعد از افطار آرام آرام حضور مردم در بخشهاي مختلف نمايشگاه پررنگ شده و به رفت و آمدها افزوده ميشود. نمودار تعداد بازديدكنندهها از حدود ساعت 22 آرام آرام افزايش يافته و درست در نقطه اتمام ساعت كاري نمايشگاه به اوج خود ميرسد. اين قلم در خصوص ساعت كاري نمايشگاه در روزهاي عادي اظهارنظر نكرده و آن را به اهل فن ميسپرد اما به نظر ميرسد ميتوان در روزهايي نظير پنجشنبه كه هم فرداي آن روز تعطيل كاري محسوب ميشود و هم عموماً تعداد بازديدكنندگان در ساعات بعد از افطار نسبت به ساعات پيش از آن افزايش مييابد، با افزايش ساعت كاري نمايشگاه فيالمثل تا اذان صبح، بستر زماني لازم را براي بهرهمندي بيشتر مردم از آن فراهم كرد.
نمايشگاه امسال نسبت به سال گذشته از نظر ارتقاي استانداردهاي كيفي با رشد محسوسي روبهرو بوده است؛ امري كه البته از روي ظاهر آن هم به ذهن متبادر ميشود. هرچند در كنار اين مسئله، رضايت غرفهداران هم فاكتور مهمي در اين خصوص محسوب ميشود كه نبايد ناديده گرفته شود. با اين حال نمايشگاه امسال نسبت به سال گذشته كمي نمايشيتر شده و از حالت كاربردي بودن و تأمين نيازهاي ديني شهروندان فاصله گرفته است. البته اين بيان به معناي نفي روح حاكم بر نمايشگاه مبتني بر تجربهاي از زيست سبك زندگي دينمدارانه نيست، ولي نميتوان نمايشگاهي شدن نمايشگاه را هم ناديده گرفت. نمايشگاهي شدن نمايشگاه موجب خاص شدن آن ميشود و خاص شدن نيز فارغ از درست يا غلط بودن، موجبات خاص شدن مخاطب را فراهم ميآورد و خاص شدن مخاطب نيز مخاطب عام تودهاي را آرام آرام از صحنه حذف ميكند.
توده مردم براي تأمين نيازهاي ديني خود به نمايشگاه ميآيند و طبعاً اگر به هر دليل موجه يا ناموجه به اين مسئله خدشهاي وارد شود، طبعاً ديگر نبايد انتظار استقبال باشكوه مردمي را از آن داشت. اصلاً انتظار ترويج نوعي سبك زندگي ديني هنگامي انتظاري معقول و منطقي از نمايشگاه خواهد بود كه مناسبات آن با مخاطب عام گره خورده و تودههاي مختلف و غيرخاص اجتماعي را كه به طور معمول بدنه عادي جامعه ناميده ميشوند، هدف قرار گيرد نه اينكه با محدود كردن موجه يا غيرموجه دايره مخاطبان خود، مسائل خود را خاص كند. در اين صورت نمايشگاه قرآن ديگر نه به نمايشگاه كتاب بلكه به جشنواره فيلم فجر نزديك ميشود و فصل مشترك خود با نمايشگاه كتاب را از دست ميدهد.
از همين منظر نيز ميتوان به اكثر سلسله نشستهايي كه در موضوعات مختلف در نمايشگاه برگزار ميشود، نقد وارد كرد. عمده بازديدكنندگان از نمايشگاه، انتظار چيزي شبيه كلاس درس را ندارند. آنها در سالهاي اخير به كاركردهاي ثانوي نمايشگاه در لايههاي مختلف زندگي ديني، چيزي كه از آن به نام سبك زندگي تعبير ميشود، عادت كردهاند. استقبال از نمايشگاه نيز نشان داده است كه اين رويكرد به شدت قابليت ريشه دواندن و پا گرفتن در فرهنگ عمومي را دارد، پس در چنين منظري برگزاري نشستهايي كه آموزش مستقيم معارف ديني را در دستور كار خود قرار دادهاند با اقبال عمومي مواجه نخواهد شد. در مقابل بايد به برگزاري نشستهايي اقدام كرد كه همراستايي بيشتري با موضوع سبك زندگي ديني داشته باشند. افزايش برنامههايي با رويكرد تشريح لايههاي مختلف زندگي ديني فيالمثل برگزاري كارگاههاي خطاطي و نقاشي، مشاورههاي ديني يا جلسات شعر و داستانخواني براي كودكان و نوجوانان ميتوانند مطمح نظر قرار گيرند.
نكته ديگري كه در خصوص نمايشگاه امسال به چشم ميخورد، تبليغات ضعيفتر صدا و سيما نسبت به دورههاي گذشته است. به نظر ميرسد مسائل سياسي اخير، انتخابات و مسائل حول تشكيل دولت جديد، تا حدي بر پوشش رسانهاي اين رويداد عظيم سايه افكنده به گونهاي كه موجب شده جايي در برنامههاي عادي رسانه ملي نداشته باشد. گويي پركردن آنتن تلويزيون در پربينندهترين ساعات روز يا شب توسط سريالهاي مختلف يا حتي مجموعه بيمحتواي خندهبازار براي مسئولان صداوسيما اهميت بيشتري از توجه به يكي از سه رويداد بزرگ فرهنگي سال دارد.