هولوكاست، افسانه يا واقعيت، موضوعي است كه تاكنون منشأ مطالعات و بحثها و گفت وگوهاي بسياري شده است و البته منشأ برخوردهاي قضايي، دادگاهي شدنها و زندان رفتنهاي بسياري هم در اروپا شده است. اروپايي كه در كلام آنچنان از آزادي و حقوق انسانها ميگويد كه جز عبارت «مهد تمدن» كلامي در توصيفش به ذهن متبادر نشود و در عمل، هر كس كوچكترين سؤالي در باب هولوكاست بپرسد، زندان جواب او خواهد شد. اينها اما باز هم همه اتفاقي نيست كه هولوكاست موجب شده است؛ مهمترين اتفاق ناشي از هولوكاست در فلسطين روي داد كه تاوان همه آنچه را كه معلوم نيست راست است يا دروغ در حالي ميدهد كه هيچ نقشي در وقوع اين هولوكاست مشكوك ندارد.
نژاد پرست و فاشيست فقط هيتلر و نازيها نبودند
يادداشت شرق بر دو اصل استوار است؛ اول آنكه هولوكاست اتفاق افتاده و دروغ نيست؛ دوم آنكه زير سؤال بردن هولوكاست تطهير پيكر پوسيده فاشيسم و تفكر نژادپرستانه آن است. در مورد سؤالات پيرامون هولوكاست هم اين يادداشت ترجيح داده سكوت كند و رد و اثباتي بيان نكند.
اينكه هولوكاست اتفاق افتاده يا نه، رد و اثباتش در اين مجال نميگنجد؛ تشكيك پيرامون آن هم اغلب از باب اصل كشتار يهوديان نيست، بلكه از منظر تعداد اين اتفاق ميافتد كه آيا به راستي 6 ميليون يهودي در جريان كشتارهاي نازيها كشته شدهاند يا اين تعداد چيزي بسيار كمتر از 500 هزار نفر است و توسط صهيونيستها از باب مظلوم نمايي و دستاويز اقدامات بعدي را داشتن، بزرگنمايي شده است؟
هولوكاست اتفاق مهمي نيست كه بخواهيم اين همه در مورد آن استدلال كنيم؛ 70 ميليون انسان در جريان جنگ جهاني دوم كشته شدهاند و در اين ميان چندان هم غريب نخواهد بود كه 6 ميليون از اين جمعيت يهودي باشند! كسي نميپرسد آن ميليونها انسان ديگر دين و مذهب و مليتشان چه بوده و كسي هم به خونخواهي آنان نه مراسمي ميگيرد، نه حرفي ميزند؛ چطور اين 6 ميليون نفر ادعايي متمايز ميشوند و گويي خون آنان از همه آن دهها ميليون نفر ديگر رنگينتر است؟! آيا اين خط مشي خود در معرض اتهام نژادپرستي قرار نميگيرد؟!
نكته ديگر يادداشت شرق اتهام تطهير فاشيست به انكاركنندگان هولوكاست است. اتهامي كه لاجرم از همان رنگينتر دانستن خون آن 6 ميليون نفر ادعايي ناشي ميشود؛ چه آنكه چطور زير سؤال بردن كشتار 6 ميليون نفر از دهها ميليون نفر توسط نازيها تطهير آنان محسوب ميشود، در حالي كه كشتار دهها ميليون نفر ديگر زير سؤال نرفته و همچنان خون آنان بر گردن جنگ افروزيهاي فاشيستهاست؟ اگر بگوييم كسي قاتل 10 نفر است يا بگوييم قاتل هشت نفر است و در آمار اشتباهي رخ داده يا كساني به دليل منفعت طلبيهاي شخصي پي بزرگنمايي آمار هستند، آيا چيزي از قاتل بودن آن فرد كم ميكند؟ يقيناً خير. بنابراين مشي فاشيستي هيتلر و نازيهاي متبوعش هيچگاه مورد انكار قرار نگرفته؛ بلكه منكرين هولوكاست ميكوشند تا با شفاف كردن آنچه روي داده، از سوء استفاده سردمداران غرب و صهيونيست از كشتههاي جنگ جهاني دوم ممانعت كنند. قرار نيست با انكار هولوكاست يا بيان ابعاد حقيقي آن چهره فاشيستها تطهير شود؛ بلكه قرار است نقاب از چهره كساني برداشته شود كه خوي فاشيستي خود را پشت پرده مظلومنمايي دروغين پنهان كردهاند و از اين طريق راهي سرزمينهاي ديگران شده و با اشغال و كشتار، خوي فاشيستي خويش را نشان ميدهند و نشانهاي بر اين ميشوند كه فاشيست فقط هيتلر و نازيها نبودند...
چرا فلسطين بايد تاوان بدهد؟
يادداشت شرق در حالي به تريبوني غيرحرفهاي براي تخريب رئيسجمهور تبديل ميشود كه سؤالات مهم پيرامون اين واقعه را كه چندين بار از سوي رهبري و رئيسجمهور بيان شده، به فراموشي ميسپارد.
اولين سؤال در باب هولوكاست آن است كه چرا سخن گفتن از هولوكاست و نقد و بررسي پيرامون واقعيت حادثه به مثابه يك واقعه تاريخي جرم تلقي ميشود؛ مگر در حالتي كه اين سخن گفتن، به اثبات هولوكاست با گزارههايي از مظلوم نمايي براي يهوديان منجر شود؟ همين نگاه ديكتاتورمأبانه به بحث درباره هولوكاستي كه خونخواهي آن هنوز هم از انسانهاي بيگناه جان ميگيرد و همين كه اجازه گفتن از نبود هولوكاست به منتقدان داده نميشود و منكرين كشتار 6 ميليون يهودي توسط هيتلر، در كشورهاي مدعي آزادي بيان با دادگاه و حبس و مواردي از اين دست روبهرو ميشوند، يعني آنكه مدعيان هولوكاست از امري ميترسند؛ امري همچون لنگيدن پاي استدلال! اين كشورها به رسانههاي خويش اجازه ميدهند به مقدسات ديگران توهين كنند و آنان را زير سؤال برند و آن را با آزادي بيان توجيه ميكنند. حال چگونه يك واقعه تاريخي در چنين جايگاهي از اهميت قرار ميگيرد كه اروپاييها حاضرند همه ژست آزادي بيان شان را پاي آن قرباني كنند؟!
و سؤال ديگر آنكه حتي اگر بپذيريم 6ميليون يهودي در جريان جنگ جهاني دوم به سركردگي آلمان به قتل رسيدهاند، چرا فلسطين بايد تاوان آن را بدهد و نه آلمان و اروپا؟! مردم فلسطين انسانهاي بيگناهي هستند كه با مظلوم نماييهاي توجيهگرانه صهيونيستها جان و مالشان بر باد ميرود تا خللي در خونخواهي 6 ميليون نفري كه واقعاً معلوم نيست چند نفر بودهاند، به وجود نيايد. اينها سؤالاتي است كه رئيس انجمن كليميان ايران در يادداشتش به آنها نپرداخته و حال كه قرار است ساز مخالف بزند، بهتر است به اين سؤالات هم فكر كند و با تقطيع سخنان رئيسجمهور، بازيگر سناريوي شرق براي موضعگيري عليه رئيسجمهور نشود. موضعگيرياي كه ميتوانست هشت سال پيش و زمان ايراد اولين سخنراني رئيسجمهور در اين مورد نوشته شود و نه حالا كه...
با عرض سلام