کد خبر: 601242
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۱۸ تير ۱۳۹۲ - ۱۳:۱۰
چه کسی مسوول قتل های زنجیره ای بود؟ مختاری و فروهر و زنش و چند تای دیگر برای چه به قتل رسیدند؟ روزنامه سلام چه بود و چه کار می کرد؟
 
چه کسی مسوول قتل های زنجیره ای بود؟ مختاری و فروهر و زنش و چند تای دیگر برای چه به قتل رسیدند؟ روزنامه سلام چه بود و چه کار می کرد؟ مقصود از روزنامه های زنجیره ای چه بود؟ چه اتفاقی در کوی دانشگاه افتاد؟ چه کسی دانشجویان را کتک زد؟ لباس شخصی یعنی چه؟ و خیلی سوال های دیگر که نظام معنایی پدیده ای به نام "18 تیر" را ساخته اند در سالهای متمادی بعد از 78 در ادبیات سیاسی ایران جایی برای خود بازکردند و هر از چند گاهی یکی به بهانه زنجیره ای از این نظام معنایی به هم پیوسته که بعید است از واژگان حزب اللهی ها و غیر حزب اللهی ها حذف شود، "تاریخ را آنطور که دلش می خواهد تعریف می کند"

ما دوست داریم ادامه بدهیم، آنقدر حرف بزنیم تا کسی یادش نرود که عده ای به اسم آزادی مدنی، مدینه فاضله ی را که امام ترسیم کرده بود به قرون وسطی مشابهت دادند، حرف از تظاهرات علیه خدا زدند، کتاب الهی را به الهامات شخصی پیامبر(ص) تقلیل دادند، حرکت امام حسین (ع) را خشونت خواندند، فروعات را به تمسخر گرفتند، اسلام را پاسخگوی نیازهای زمانه ندانستند، فعل و عمل معصوم (ع) را مختص زمان و مکان خاص تلقی کردند و تا دلتان بخواهد هر چه دلشان خواست گفتد 

در حلقه کیان (کی آن؟!)، به اضمحلال کشیدن کیان اخلاق جامعه را تئوریزه کردند. آقای رییس جمهور هم که نمی دانست با دوستانش که با سواد بودند و حرف نو می زدند و از جامعه متمدن سخن می گفتند، چه کند! تاثیر و تاثر دیگران به جای خود، اما نمی توان ویژگیهای شخصی را در نظر نگرفت. عدم قدرت تصمیم گیری کار را به جایی رساند که هر روز قلم ها به روی کاغذ روان می شد و هر کس که هیچ کاره ای هم در مملکت نبود، به منتخب بیست میلیونی ملت نامه می نوشت که " آقای رییس جمهور جلوی رهبری بایست" . حرف غریبی نیست. 23 آبان 76 بود که آیت الله منتظری که حضرت روح الله ساده لوح خطابش کرده بود و از او خواسته بود در امور سیاسی دخالت نکند، در رییس جمهور و اطرافیانش چنین ظرفیتی می بیند که در سخنرانی معروف 13 رجب به او می گوید:" من پیغام دادم که من اگر جای شما بودم میرفتم پیش رهبر میگفتم : شما مقامت محفوظ، احترامت محفوظ، ولی 22 میلیون مردم به من رای دادند، به من هم که رای دادند این 22 میلیون همه میدانستند که رهبر کشور به کسی دیگر نظر دارد. دفترشان و خودشان و همه شخص دیگری را تایید میکردند; 22 میلیون آمدند به ایشان رای دادند; معنایش این است که ما آن تشکیلات را قبول نداریم"

یعنی رفتارها طوری بود که اجازه داده بود آدمی مثل منتظری خیال کند  که رییس جمهور و رهبری دو تا تشکیلات جدا دارند.

از 18 تیر دور نشویم. داستان سعید امامی را که روزنامه سلام و موسوی خویینی ها علم کرد برای کشاندن دانشجویان به خیابان داستان عجیبی است. و بعدش که  باطبی با پیرهنی که صاحب نداشت و با دواگلی عکس و فیلم تاریخی گرفت و بعد پس از فرار کردن امیر عباس فخر  آور از دانشجویان معترض! او هم فرار کرد تا چند وقت بعد جورج دبلیو بوش با او دیدار کند و دست نوازش به سرش بکشد و انگار دوباره تاریخ تکرار می شد وقتی نامزد ندا آقاسلطان هم به دیدار شیمون پرزی می رفت که حتی طیب اردوغان با همه سکولار بودنش حاضر نشده بود با او دست بدهد.

استاد جامعه شناسی ما که بر حسب عرف بیشتر اساتید جامعه شناسی صورت با تیغ می تراشد و بیشتر وقتها با همان ژست روشنفکر مئابانه اساتید علوم اجتماعی  به ارائه نقد و نظر می پردازد و اتفاقا آن سالها  در خوابگاه کوی دانشگاه تهران، سکونت داشته، روزی در سر کلاس با اشاره به اینکه دو گروه به جامعه شناسی ضربه زدند؛ یکی مارکسیست ها و دیگری اصلاح طلبان افراطی، می گفت: " خیلی از اینها را (دانشجویان)که الکی داد و بیداد می کردند، از نزدیک می شناختم. خیلی هاشان قول پناهندگی گرفته بودندو دنبال اقامت بودند. خیلی هاشان همکلاسی من بودند و از بعضی نیت های سخیفشان آگاه آگاه بودم. انگار آتشم می کشیدند وقتی اینها به بهانه آزادی و این مباحث داد و بیداد می کردند".  و وقتی با اعتراض بعضی دانشجویان اصلاح طلب مواجه می شد، بر عادت معمول همان اساتید جامعه شناسی می گفت:" بچه ها بی رفرنس حرف نزنید، من اگر نکته ای می گم رفرنسش خودم هستم"

18 تیر را برخلاف همان گروههایی که در بالا ذکر کردم، مردم عادی زود فراموش کردند.  5 روز بعد آمدند در خیابان و فریاد زدند که " مرگ بر ضد ولایت فقیه". اتفاقا سخنران آنروز تجمع مردم رییس جمهور منتخب آقای دکتر روحانی بود که در بخشی از سخنرانی اش خطاب به این حرکت مردم گفت:" اگر منع مسئولين نبود مردم ما، جوانان مسلمان، غيور و انقلابي ما با اين عناصر اوباش به شديدترين وجه برخورد مي‌كردند و آنها را به سزاي اعمالشان مي‌رسانند."

هاشمی رفسنجانی هم اتفاقا آنروزها در نماز جمعه، بر خلاف فتنه 88 اردو کشان خیابانی را" اوباش" خواند و اینگونه شد که 18 تیر با 23 تیر فراموش شد. تاریخ همیشه منافقان را سریع فراموش می کند، حتی اگر دوبار و چند باره عرصه ای برای حضور در مسائل بیابند...
18 تیرها می گذرند و تاریخ خدمتها و خیانتها را ثبت می کند.

پی نوشت: امام (ره) در نامه عزل منتظری:"من كار به تاريخ و آنچه اتفاق مي‌افتد ندارم؛ من تنها بايد به وظيفه شرعي خود عمل كنم".


منبع: خبرنامه دانشجویان ایران/ سلمان بهزادیان نژاد - دانشجوی کارشناسی جامعه شناسی

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۲
مهشید
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۰:۰۷ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۹
0
0
سوال من از نویسنده این است با نوشتن این مطالب چه چیزی رو میخواهید ثابت کنی برادر عزیز چرا بدنبال درد سر میگردی بیچاره بشین تو خونه ات کارتون نگاه کن
مهشید
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۰:۰۸ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۹
0
0
سوال من از نویسنده این است با نوشتن این مطالب چه چیزی رو میخواهید ثابت کنی برادر عزیز چرا بدنبال درد سر میگردی بیچاره بشین تو خونه ات کارتون نگاه کن
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار