
مقصدمان باغ موزه دفاع مقدس است و آنطور كه راهنماييمان كردهاند، بهترين مسير، ايستگاه مترو حقاني است. از آن زيرزمين خنك مترو كه بيرون ميآييم، زير آفتاب داغ تيرماهي دنبال مسير باغ موزه دفاع مقدس ميگرديم، نه تابلويي و نه راهنمايي. پرسان پرسان مسير كوتاه مترو تا باغ موزه را طي ميكنيم كه از فاصله نه چندان دور گلدستههاي سر به فلك كشيده مسجد جامع خرمشهر نمايان ميشود! اين مسجد درست در ابعاد واقعي مسجد جامع خرمشهر ساخته شده و حتي كوچكترين جزئياتش به شكل آن مهيا شده است. طوري كه براي لحظاتي حس ميكنيم در خرمشهر هستيم.
حريم باغ موزه دفاع مقدس از در همين مسجد آغاز ميشود. كمي منتظر آقاي قهري، مسئول رسانهاي روابط عمومي باغ موزه ميشويم. بازديد را از خود مسجد جامع آغاز ميكنيم. در واقع اين مسجد نقطه آغاز و انتهايي براي بازديدكنندگان است. شايد اين امر تأكيدي باشد تا عظمت قلب تپنده خرمشهر را با تمام وجود درك كنيم. مسجدي كه در دوره حصر خونينشهر و حتي بعد از آن براي خرمشهريها حكم مادري مهربان را داشت.
اما اينبار مسجد جامع از جنوب كشور به شمال تهران آمده و شايد اگر شهيد آويني از اين مسجد شبيهسازي شده بازديد ميكرد، باز هم ميگفت:«اينجا هنوز داغ جنگ بر سينه دارد» چراكه درون بندبند آجرهاي زرد رنگ آن حرفهاي ناگفتهاي نهفته است؛ حرفهايي كه عطر خاك و باروت را توأمان به مشاممان ميرساند. اين مسجد تاريخ را برايمان تكرار ميكند و از اينكه روزگاري تسكيندهنده زخمهاي روح و روان رزمندگان بوده، ميگويد و راز جاودانه شدنش را برملا ميكند. قهري ميگويد:«مسجد خرمشهر به گونهاي بنا شده كه علاوه بر ساختار مسجد، سيستم نورپردازي ويژهاي وجود دارد كه براي بيننده، نمايش اشغال و آزادسازي خرمشهر را به تصوير ميكشد. اين بناي يادبود صرفاً براي تماشا نيست، بلكه خود فضايي براي حضور و مشاركت جمعي در آئين عبوديت است. اين مسجد كه در مقياس يك يكم ساخته شده، محلي است براي برپايي نماز و برگزاري مراسمهاي معنوي و مذهبي باغ موزه دفاع مقدس.»
پس از مسجد جامع به طرف فضاي بيروني باغ موزه ميرويم. فضاي سرسبز زيباي باغ چشم هر بيننده را خيره خود ميكند. تا آنجا كه دانش گل و گياه من اجازه ميدهد آنجا را مملو از درختان هرس شدهاي ميبينم كه علاوه بر ايجاد زيبايي بصري، سايهاي مهربان را بر سر عابران پهن كردهاند. بوداغ، ارغوان، زيتون تلخ، افراي سرخ، لاوسون، اقاقيا، ياس هلندي، ورنياي پيوندي، بامبو، مگنوليا، تاكسوس، شمشاد طلايي و بيد مجنون گياهان زيبايي هستند كه جلوه چشمنوازي به باغ بخشيدهاند.
قهري در خصوص فضاي سبز باغ موزه ميگويد:«400گونه گياهي در مسير يك كيلومتري باغ موزه دفاع مقدس را ميتوان كلكسيوني كامل و جامع از گونههاي گياهي هميشه سبز و مقاوم دانست. البته 90درصد گونههاي گياهي موجود در اين مسير، دارويي هستند.» گياهان دارويي موجود در باغ موزه تلنگري است تا يادمان باشد كه ارتباط معنوي با شهدا هم خاصيت شفا بخشي دارد. در اين محيط سرسبز با آن گونههاي گياهي متفاوت، تانكها، توپها و هواپيماهاي جنگي واقعي به رديف چيده شدهاند. آنگاه كه در دشتهاي بيآب و علف جنوب و كوهستان سرد و خشك غرب كشور رزمندگان ما دليرانه مقابل دشمن ايستادند و ايستادگي كردند حالا پس از گذشت سالها، پردهاي زيبا از دوران دفاع مقدس مقابل ديدگانمان به تصوير كشيدهاند كه حاصل آن شده اين همه سرسبزي و سرافرازي و امروز اين گياهان سبز و مقاوم نماد آن مقاومتهاي خالصانه هستند.
ميانه راه سري به درياچه باغ موزه ميزنيم. درياچهخالي از آب است و به گفته قهري براي ماه رمضان دوباره پر از آب ميشود و برنامه شبهاي شيدايي در ماه مبارك كنار درياچه برگزار ميشود.
كتابخانه تخصصي
با گذشتن از فضاي بيروني باغ به فضاي سرپوشيده موزه قدم ميگذاريم. راهروي نسبتاً طولاني را طي ميكنيم كه در انتها به كتابخانه تخصصي دفاع مقدس ختم ميشود. اين كتابخانه يكي از مهمترين بخشهاي موزه دفاع مقدس است كه با هدف ايجاد جامعترين كتابخانه تخصصي در حوزه دفاع مقدس و تأمين نيازهاي اطلاعاتي پژوهشگران و علاقهمندان به فرهنگ و تاريخ ارزشمند اين دوران و همچنين ترويج فرهنگ كتاب و كتابخواني در اين حوزه بنيان گذاشته شده است. راهنماي ما در خصوص اين كتابخانه تخصصي ميگويد:«اندكي پس از پايان جنگ تحميلي فعاليتهاي ادبي در حوزه دفاع مقدس آغاز شد، اما گردآوري همه اين آثار در يك مجموعه تاكنون صورت نگرفته بود. بنابراين مهمترين مرحله ايجاد كتابخانه تخصصي موزه دفاع مقدس، مرحله مجموعهسازي آن بود؛ چراكه دسترسي و دستيابي به منابعي كه در طول بيش از سه دهه، تأليف و منتشر شدهاند، كاري بسيار دشوار و سنگين است و همتي عالي و انگيزهاي الهام گرفته از روحيه خستگيناپذير رزمندگان دوران دفاع مقدس را طلب ميكرد. » وي ادامه ميدهد:« در اين كتابخانه مجموعهاي كمنظير با حدود 12 هزار عنوان كتاب و آثار غيركتابي، شامل كتابهاي فارسي، لاتين و عربي، پاياننامهها، اطلسهاي جنگ ايران و عراق، لوحهاي فشرده، نشريات ادواري و آرشيو مجلات گردآوري شده است.»
در لابهلاي كتابهاي كتابخانه تخصصي موزه علاوه بر حوزه دفاع مقدس، محورهاي موضوعي انقلاب، مقاومت و پايداري، جنگ، اسلام، تاريخ ايران و سياست نيز ديده ميشود و در فضايي بالغ بر 700 متر مربع با يك سالن مطالعه، مخازن كتاب و آثار غيركتابي و نيز بخشهاي فراهمآوري، پاياننامهها، مرجع، نشريات، امانت و سالنهاي جانبي، آماده ارائه خدمات به اعضاي هيئت علمي، دانشجويان، پژوهشگران و ساير مراجعين و علاقهمندان است.
هفت مرحله سير و سلوك
پس از بازديد از كتابخانه تخصصي خود را براي تماشاي موزه آماده ميكنيم. با راهنمايي قهري متوجه ميشويم ساختمان اين موزه هفت تالار دارد. عددي كه ناخودآگاه ذهن آدمي را به هفت مرحله (شهر) سير و سلوك عرفاني عطار نيشابوري ميبرد:«گفت ما را هفت وادي در ره است / چون گذشتي هفت وادي، درگه است»
نگاهي به اطراف مياندازيم، بازديدكنندگاني را ميبينيم كه به صورت گروهي آمدهاند و راضي به نظر ميرسند. با قهري هممسير ميشويم تا از اين هفت وادي گذر كنيم. با ورود به قسمت پيشخوان موزه وارد تالار پروانهها ميشويم كه در آنجا تنديسشهداي معروفي چون حسن باقري، صياد شيرازي، باكري، همت، دوران و... را مشاهده ميكنيم. اين تالار روايت پروانههايي است كه برخي در آتش عشقشان ذوب شدند و برخي در آتش جاماندنشان هر روز ذوب ميشوند. در واقع قسمت پيشخوان موزه سفر سير و سلوك را به هشت مرحله تبديل ميكند كه يادآور دوران هشت سال دفاع مقدس است.
همچنين راويان جواني را ميبينيم كه مشغول توضيح بخشهاي مختلف براي مخاطبان هستند. قهري در خصوص راويان باغ موزه ميگويد: «اين افراد با گذراندن دورههاي آموزشي لازم در اين مجموعه مشغول به فعاليت شدند. همچنين ما راوياني داريم كه مسلط به زبان انگليسي، عربي و فرانسوي هستند كه براي بازديدكنندگان غير ايراني بخشهاي مختلف را توضيح ميدهند.» فرصت را غنيمت ميشماريم و با يكي از راويان همصحبت ميشويم. نفيسه شاهينوري، يكي از راويان اين مجموعه است. او در خصوص حرفهاش ميگويد:«بعد از يك دوره سه ماهه آموزشي شامل آشنايي با دفاع مقدس، سيره شهدا، عملياتها و مسائل تحليلي جنگ از طرف باغموزه دفاع مقدس، براي آشنايي با مناطق عملياتي عازم جبهههاي جنوب و غرب شديم كه در ماههاي آتي تا به امروز به عنوان روايتگر مناطق عملياتي همراه با كاروانهاي راهيان نور ميشويم. پس از آن كارگروههاي پژوهشي با هدف ارائه مقالات تخصصي و علمي تشكيل شد و دورههاي مختلف ارائه عملياتها و خاطرهگويي در برنامهريزيمان گنجانده شد. در اين بين راوياني كه نقش مترجم را هم دارا هستند، عهدهدار ترجمه مضامين فارسي به زبانهاي انگليسي، عربي و فرانسوي شدند و امروزه بازديدكنندگان خارجي با همراهي مترجمين تالارهاي موزه را به طور كامل بازديد ميكنند.»
شاهي نوري كارشناس مترجمي زبان فرانسه است و در خصوص روايت براي بازديدكنندگان خارجي ميگويد: «من براي بازديدكنندگان فرانسوي بخشهاي مختلف را شرح ميدهم اما به طور كل بازديدكنندگان خارجي پس از بازديد بسيار احساس رضايت دارند حتي برخي از آنها ميگفتند تا پيش از تماشاي موزه، هميشه ايرانيان را مقصر اصلي جنگ ميدانستند اما با ديدن بخشهاي مختلف اين تصور به طور كل از بين رفت و بيشتر به حقانيت دفاع مقدس پي ميبريم. مردم كشور خودمان هم سلايق كلاسيكي دارند كه كارهاي حجيم را بيشتر ميپسندند.» بخشهاي مختلف موزه به گونهاي طراحي شده كه آدمي را واقعاً به دل تاريخ ميبرد و با واقعيات جنگ روبهرو ميكند، چراكه برخي فضاها و ميدانهاي جنگ به شكل كاملاً ملموس به تصوير كشيده شده است. گروه سه نفره ما ميرود تا از لابهلاي هفت تالار، صفحات تاريخ را ورق بزند.
تالار آستانه
آستانه، نام تالار اول است و كار ما از اينجا آغاز ميشود. اولين تالار را با تماشاي نقشه ايران كه بر صفحهاي كاغذي روي ديواري بزرگ نصب شده، شروع ميكنيم و قرار است تا دقايقي ديگر تاريخ انقلاب و دوران دفاع مقدس اين نقشه را در باغ موزه دفاع مقدس مرور كنيم تا ببينيم در اين مرز و بوم چه گذشته و دليرمردان اين سرزمين چه كردهاند. ادامه مسير را با گذر از راهرويي كوتاه و باريك اما پر از حرف، سپري ميكنيم و ناگهان انگار به قعر تاريخ كشيده ميشويم. در واقع پيش از اينكه به سالهاي دوران دفاع مقدس برسيم بخشي از تاريخ انقلاب را از نظر ميگذرانيم. به روزهايي ميرويم كه مردم عليه نظام شاهنشاهي قيام ميكردند. آستانه، صداي اعتراض و تظاهرات مردم عليه استبداد را به گوشمان ميرساند. اين وادي از پيروزي انقلاب اسلامي تا آغاز جنگ تحميلي را برايمان به نمايش ميگذارد. آستانه مجموع وقايع انقلاب اسلامي را از ابتداي آن تا زمان پيروزي، تبعيد حضرت امام خميني(ره)، قيام پانزدهم خرداد، قيام 19 دي ماه، وقايع 17 شهريور و رفتن محمدرضا پهلوي به تصوير ميكشد. چندين صفحه نمايش وجود دارد كه فيلمجشنهاي شاهنشاهي و همه وقايع مهم سالهاي 42 تا 57 را براي تماشاي علاقهمندان به معرض نمايش قرار داده است. در ديوار اولين تالار باغ موزه دفاع مقدس شرح مختصري از وقايع انقلاب و تصويري گذرا از تاريخ قبل از انقلاب اسلامي ايران، يعني از زمان قيام مردم قم تا پيروزي انقلاب و برگزاري رفراندوم در سال 58 روايت ميشود. روايتي با استفاده از تصاوير و افكتهاي نور كه توجه هر مخاطبي را به خود جلب ميكند.
در واقع تالار آستانه ميخواهد با مجموعهاي از تصاوير ثابت و متحرك سخنرانيها، نامهها، قراردادهاي بينالمللي، عزل و نصبها و وقايع ايران در زمان قاجاريه و پهلوي آن بخش از تاريخ را كه زمينهساز اصلي پيروزي انقلاب اسلامي و شروع جنگ تحميلي است، براي مخاطبانش به تصوير بكشد.
حيرت و حقانيت
آستانه را پشت سر ميگذاريم و وارد وادي حيرت و حقانيت ميشويم. اين تالار ابتدا به قطع رابطه با امريكا و تسخير لانه جاسوسي اشاره ميكند و در دومين مرحله، تصويري بزرگ از صدام را ميبينيم كه مدام در حال پاره كردن قرارداد 1975 الجزاير به منظور حمله به ايران است. با ديدن اين تصوير وارد تالاري ميشويم كه در آن آغاز تهاجم در نقاط مرزي به نمايش گذاشته ميشوند. در تالار حيرت و حقانيت تصاوير به سرعت ميگذرند اما در اذهان جا خوش ميكنند. با ديدن ديوار هجوم سراسري انگار همين حالا اتفاقات به وقوع ميپيوندد، انگار جنگ همين حالا شروع ميشود. در اين تالار فضاي جنگ را از نزديك لمس ميكنيم تا جايي كه حتي نسل جديدي كه جنگ را نديده آن روزهاي به يادماندني را از نزديك درك ميكند. در بخشي از اين مرحله صحنههاي حمله به خرمشهر، بسيار واقعي و ملموس تجسم شده است. كلاس درسي كه به دليل بمباران نيمهكاره رها شده و كاسبي كه دشمن محل كسب و كارش را ويران كرده و خانهاي كه ساعتش متوقف شده و درهم ريختگي و سكوتي تلخ سراسر آن را فراگرفته است؛ همه اينها صحنههاي بازسازي شدهاند و جالب آنكه همگي در ابعاد واقعي و از روي عكسهاي دوران دفاع مقدس جزء به جزء و
مو به مو بازآفريني شدهاند.
اما در جايي ديگر اتاق تاريكي را تعبيه كردهاند به نام اتاق بمباران. اين اتاق فيلمي را به ما نشان ميدهد كه از يك روز آرام در سال 66 در محله خانيآباد حكايت ميكند. روز آرامي كه همه اهالي در آرامش به سر ميبرند و زندگي روزمره را سپري ميكنند، دختربچهاي ليلي بازي ميكند و زني با ناني تازه ميرود تا يك صبح زيبا را در خانه آغاز كند و در اين بين صداي راديو به گوش ميرسد كه مجري، برنامهاش را اجرا ميكند و در ميان همه اينها ناگهان صدا و تصوير جنگندههاي دشمن از راه ميرسد و بعد تمام اتاق با سنسورهايي كه در كف آن قرار داده شده به لرزه درميآيد. لحظهاي واقعاً تصور ميكنم كه بمباران شده، دقايقي نميگذرد كه صداي «يا زهرا» به گوش ميرسد همه آرامش شهر بر باد رفته است...
در بخشي از اين تالار تصاويري از زنان و كودكان خرمشهر را ميبينيم كه بار خود را بستهاند و شهر و ديارشان را ترك ميكنند و آواره شهرهاي ديگر ميشوند و ما هم كمكم با بهت و حيرت دومين تالار را ترك ميكنيم.
تالار دفاع
وادي سوم رنگ و بوي ديگري به خود گرفته است. در اين تالار جنگ تحميلي آغاز شده و اوضاع كشور چندان خوب نيست و ما سكوت رسانهاي را ميبينيم كه اصلاً به موضوع جنگ عراق عليه ايران نميپردازند، اما از آنجا كه پير فرزانهاي سكان هدايت كشور را در دست داشت كمكم فضاي كشور از حالت التهاب خارج شده و آرامش جاي آن را ميگيرد. در تالار سوم روايت دفاع به تصوير كشيده ميشود. دفاعي كه هشت سال به طول انجاميد و در جريانش نسلهاي مختلف پير و جوان، زن و مرد همه و همه حضور داشتند. اين تالار روايتگر روزگاري است كه مردم ايران يكپارچه به دفاع از كيان مملكت پرداختند تا ذرهاي از خاك پاك ايران به دست دشمنان نيفتد. در اين منزل سنگرهايي فراهم كردهاند كه بازديدكننده را به فضاي سرد و استخوانسوز سنگرهاي كوهستانهاي غرب ميبرد و درست در همان نزديكي سنگري است كه داغي و گرماي جبهههاي جنوب را در ذهن تداعي ميكند.
در واقع مجموعه اسناد موجود در اين تالار دال بر حقانيت دفاع ايران در اين جنگ و اثبات متجاوز بودن ارتش بعث است. وادي روايت دفاع، شكلگيري نيروهاي مردمي را براي حضور در ميادين نبرد به ما نشان ميدهد و با ديدن تصاويري از تاريخ ايران و سرداراني كه در راه دفاع از مرز و بومشان دليرانه پيش رفتند، خود را براي ورود به تالار بعدي آماده ميكنيم.
آرامش و مقابله
بعد از گذشت ايام سخت و دلهرهآور حالا بايد روزهاي خوب فرا برسند و جوانان ايران قدرت خود را به دشمن متجاوز ثابت كنند و در حقيقت دفاع تاكتيكيشان را به رخ دشمن بكشند. با چنين ديدگاهي خود را در تالار آرامش و مقابله ميبينيم. با گذر از بهت و حيرت ابتداي جنگ، كمكم اوضاع سامان گرفت و نيروهاي نظامي و مردمي با تمركز بيشتري جنگ را ادامه ميدهند. در اينجا حالت انفعال آغازين به سرعت از بين رفت و ابتكار عمل به سرعت دست رزمندگان اسلام افتاده است. فرايند مهندسي جنگ و طراحي عمليات و ملزومات فني و پشتيباني آن آغاز شده و عملاً شرايط به سمتي ميرود كه ايران توانسته كنترل جنگ را به دست بگيرد. فرماندهي درست در جنگ، دليل نامگذاري اين وادي است، چراكه تدبير بموقع و بجاي آنها بود كه آرامش را در فضا حاكم ميكند.
از مهمترين وقايع مؤثر در اين دگرگوني وضعيت، ميتوان به عمليات شكست حصر آبادان اشاره كرد كه به دنبال آن يك سلسله عمليات نظامي پي در پي شروع شد. در منزل چهارم باغ موزه، حس پيشروي و پيروزي از راه تجديد سازماندهي نيروها، وفاق ملي، انتظام شهرها و اقتدار در جبهه و شهرها به بازديدكننده انتقال مييابد. بازديدكننده به صورت كاملاً ملموس شاهد آرامش در جبههها و مقابله ايران برابر دشمن را درك ميكند. در اين تالار سنگرهاي محقر فرماندهان را ميبينيم كه سادگي فرماندهان جنگ را برايمان يادآوري ميكند. پس از ورود به قسمت نقش فرماندهان در جنگ، خود را ميان تصاويري سه بعدي مشاهده ميكنيم تا بدانيم آرامش امروزمان مديون از جانگذشتگيهاي چه افرادي است. پس از چند لحظه فضاي تالار تغيير ميكند و روايتي از اوضاع و احوال سياسي، اجتماعي، اقتصادي و بينالمللي كشور براي بيننده عنوان ميشود تا بازديدكننده را كاملاً در جريان شرايط آن روزهاي ايران قرار دهد. در كنار همه اينها بخشي از كمكهاي مردمي كه در دوران دفاع مقدس به بانك مركزي به نمايش گذاشته شده كه در ميان آنها النگوها و گردنبندهاي زنانه، ساعت مچي و... ديده ميشوند. مهندسي جنگ، طراحي و اجراي عمليات جنگي، جنگ شهرها، اسرا و آوارگان عراقي از مهمترين موضوعاتي است كه در تالار آرامش و مقابله به آنها پرداخته شده است. در اين بخش فيلم هولوگرامشو شهيد آويني نمايان شده كه روايت خرمشهر تا زمان شهادت اين شهيد را برايمان بازگو ميكند.
تالار شهادت
با گذر از پلي به منزله پل صراط كه بازآفريني بخشي از پل معلق خيبر است و هنگام راه رفتن زير پايمان لق ميزد، قدم به تالار هنر مردان خدا يعني شهادت گذاشتيم. مرداني كه استوار و سرافراز ايستادند تا صحنه يكتاي هنرمندي خود را به يادگار بگذارند. مرداني كه رفتند تا ما امروز با آرامش زندگي كنيم؛ امروزي كه كوچهها و خيابانهايمان با نام آنها مزين شده است. وقتي روي پل راه ميرفتيم بالاي سرمان موجي از پلاكهاي آويزان رزمندگان به چشم ميخورد كه جلوه خاصي به آنجا بخشيده بود. وادي روايت شهادت ابعاد انساني جنگ را پيش رويمان به تصوير ميكشد. بعد از روايت دفاع و آرامش و مقابله حالا نوبت به بررسي ابعاد انساني دوران دفاع مقدس ميرسد. تالار پنجم، جايگاه شهداي هشت سال جنگ تحميلي است. با هر قدم بر روي اين پل، تصاوير شهداي دوران دفاع مقدس در اطراف آن نمايان ميشود. گويي به سلامت از پل صراط عبور كردهاند. اما آناني كه از پيش رويشان ميگذرند بيم آن را دارند كه هر لحظه زير پايشان خالي شود.
در اين وادي ضمن اشاره به دو موضوع شهيد و شهادت، جايگاهي براي نام تمامي شهيدان دفاع مقدس پيشبيني شده است. وقتي بازديدكننده از كنار آن ميگذرد نامهاي بسياري به سرعت مقابل چشمانمان صف ميكشد. نام مرداني كه در جبهههاي نبرد حق عليه باطل به شهادت رسيدند اما نام و يادشان براي همه زمانها جاودانه شد.
تالار پنجم، جانبازان را از ياد نبرده است. در بخشي از اين تالار با الهام از فرهنگ عاشورا و در فضايي روحاني به ارتباط نهضت امام حسين(ع) و انقلاب اسلامي و دفاع مقدس ميپردازد.
و پيروزي...
پس از گذر از مرحله آستانه، حيرت و حقانيت، دفاع، آرامش و مقابله و شهادت حالا بايد طعم شيرين پيروزي را مزهمزه كنيم. تالار ششم وادي پيروزي را برايمان روايت ميكند. ورق زدن صفحات تاريخ حكايت از جنگهايي ميكند كه به كشور عزيزمان تحميل شدهاند، اما يا به دليل ناتواني و عدم صلاحيت مسئولان مملكتي يا به دليل بيكفايتي در اداره جنگ بخشهايي از خاك اين سرزمين را از دست داديم. اما در ميان آن جنگ و جدلهاي تاريخي، جنگ تحميلي دوران دفاع مقدس قصهاي ديگر را حكايت ميكند. جايي كه فرماندهان ديني و ولايي و فرمانبري اعتقادي و ارزشي، دلاوريهايي رقم زدند كه با وجود حمايت همه جانبه دنيا از ارتش بعث عراق حتي يك وجب از خاك كشورمان جابهجا نشد.
در ششمين وادي اين سير و سلوك شرحي از شرايط آخرين سال جنگ نيز روايت ميشود. آخرين سال جنگ و پيامدهاي آن، جلوههاي پيروزي، پس از جنگ و سرانجام صدام، ديكتاتور عراق از موضوعات نمايشي تالار پيروزي است. در اين تالار تصوير دوگانهاي از صدام ميبينيم ابتدا به سرنوشت محتوم او و حمايت بينالمللي از صدام در طول هشت سال دفاع مقدس اشاره ميشود، همچنين نيروهاي نظامي و غير نظامي درگير در جنگ معرفي ميشوند و نهايتاً فعاليتهاي گروهك منافقين به خصوص در عمليات مرصاد و همچنين برملا شدن توطئه منافقين و پيروزي غيورمردان وطن بر آنان از ديگر مسائلي است كه در تالار پيروزي ارائه ميشود.
روايت از سرانجام
آخرين وادي «سرانجام» است. سرانجام آخرين پرده از روايتي است كه شش وادي از آن را پشت سر گذاشتيم. هر آغازي پاياني دارد و پايان اين سفر ديدني برايمان از سرانجام جنگ، آرامش و زندگي بنيانگذار جمهوري اسلامي، حضرت امام خميني(ره) ميگويد. هفتمين منزل با شرح واقعه جانسوز ارتحال بنيانگذار كبير جمهوري اسلامي ايران، حضرت امام خميني(ره) و نمايي از بالكن حسينيه جماران در حالي كه نوري زيبا و چشمنواز بر آن ميدرخشد، آغاز ميشود و مقابل آن آيينهاي قرار دارد كه امتداد تاريخ را نشان ميدهد. درون آن تصوير صندلي خالي رهبرمان را ميبينيم اما در ادامه قرائت وصيتنامه سياسي ـ الهي حضرت امام(ره) توسط امام خامنهاي و مباحثي مربوط به انتخاب رهبري در اجلاس فوقالعاده مجلس خبرگان كه با رأي اكثريت قاطع نمايندگان خبرگان منجر به انتخاب حضرت آقا به عنوان ولي امر مسلمين و رهبر معظم انقلاب اسلامي شد، به نمايش گذاشته شده است.
در اين تالار دستاوردهاي دفاع مقدس از نظر حضرت امام خميني(ره) همراه با صحنههايي از تظاهرات مردم در 22 بهمن تا زمان حال به عنوان مظاهر تداوم حضور مردمي در صحنه روي اين تالارها نقش بسته است. اين تالار با انتقال رهبري از حضرت امام(ره) به جانشينشان آغاز ميشود و سپس دستاوردهاي دفاع مقدس بر اساس صحيفه نور و ديگر دستاوردهاي علمي، نظامي و پزشكي متأثر از روحيه دفاع مقدس در جامعه و حضور هميشگي و پرشكوه مردم ايران اسلامي در تظاهرات هر ساله 22 بهمن، به نمايش درميآيد.
در انتهاي وادي سرانجام باز هم نقشه ايران را ميبينيم اما در شكل و قالبيديگر. اين بار نقشه فلزي است و بيننده متوجه ميشود اين نقشه با گذر از مراحل سير و سلوك مقاوم شده و جنسش از كاغذ به فلز تبديل شده و توطئه و نيرنگ دشمنان اثري بر آن ندارد. هنگام مشاهده اين نقشه فلزي، ناخودآگاه اين بيت نادر ابراهيمي را با خود زمزمه ميكنم:«ما براي آنكه ايران گوهري تابان شود / خون دلها خوردهايم، خون دلها خوردهايم.»