تحولات مصر و سقوط دولت آقاي مرسي بسياري از مسائل منطقه و جهان معاصر را تحتالشعاع خود قرار داد. اهميت و پيچيدگي ابعاد اين پديده به گونهاي بوده و هست كه بعضاً دلايل متضادي براي چرايي اين تحول از سوي فعالان سياسي و نظريهپردازان ارائه ميشود به طوري كه برخي آن را به منزله سقوط «اسلام سياسي» تفسير كردهاند.
انقلاب 25 ژوئيه 2011 مصر كه در نوع خود دومين حركت بيداري اسلامي معاصر در جهان عرب و پس از تونس بود، به دليل خاستگاه فكري و فرهنگي جامعه مصر و سابقه آن در جهان عرب و به ويژه نقش گذشته اين كشور در حمايت از مقاومت فلسطين نسبت به ديگر حركتها در جهان اسلام از اهميت ويژهاي برخوردار بود و به همين دليل از همان آغاز به رغم غفلت و كمتوجهي نيروهاي اسلامگراي مصري، حساسيت و توجه دشمنان اسلام به ويژه صهيونيستها را بر انگيخت، زيرا از منظر آنان توفيق اين حركت و تثبيت آن در جهان عرب و اسلام ميتوانست منشأ تحول عظيم در اين منطقه باشد، چرا كه به رغم پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سه دهه گذشته و توفيقاتي كه ايران در عرصه داخلي و بينالمللي به ويژه در جهت تثبيت تفكر نظام اسلامي كسب كرده بود، آنها با طرح شبهاتي نظير شيعه بودن يا فارس بودن توانسته بودند حركتهاي اسلامي در منطقه در اقبال به سمت ايران را مهار كنند اما با تحقق الگوي مصر ديگر اين شبهات نميتوانست اثربخش باشد و به همين دليل بود كه طي دو ساله گذشته راهبرد دشمنان بيروني انقلاب مصر و مخالفان داخلي بر حركتي بطئي و آرام و مبتني بر ضعفها و آسيبهاي جريان پيروز كه اخوانالمسلمين نماد آن بود، توانستند مخالفت خود را در قبال حركتي مردمي سازماندهي كنند و انقلاب مصر را بربايند، اگرچه اين روزها ناچار شدند با بهرهگيري از اسلام عليه حاميان دولت مرسي، مصر را در آستانه يك جنگ داخلي قرار دهند.
رهبر معظم انقلاب اسلامي در سالهاي اخير با شناخت دقيقي كه از روند تحولات انقلاب اسلامي و توطئههاي دشمنان در مقابله با حركت بيداري اسلامي در منطقه داشتند،از همان آغاز نسبت به احتمال وقوع اين حوادث هشدار دادند و در مناسبتهاي مختلف و با تشكيل همايشهاي متعدد با شركت علما،نخبگان و جوانان از كشورهاي اسلامي كوشيدند آسيبهاي متصور در مسير حركت اين انقلابها را تشريح و عناصر مؤثر در اين كشورها را نسبت به پيامدهاي اين آسيبها و راههاي مقابله در برابر آن آگاه سازند.
آنچه را كه امروز در مصر در حال وقوع است، ايشان در دهم بهمنماه سال 1391در ديدار شركت كنندگان در اجلاس جهاني «جوانان و بيداري اسلامي» هشدار داده بودند. ايشان در آن ديدار خطاب به آن جوانان فرمودند: «آنچه امروز مهم است اين است كه دشمن در مقابل ضربهاي كه در مصر و تونس و ليبي و بقيه كشورهاي منطقه كموبيش بر او وارد آمده است، مشغول طراحي و توطئهچيني است. بايد متوجه توطئههاي دشمن بود، بايد مراقب بود انقلابهاي مردم را از آنها «نربايند»، راهها را منحرف نكنند، از تجربه ديگران استفاده كنيد، دشمن كارهاي زيادي ميكند براي اينكه انقلابها را منحرف كند براي اينكه حركتها را خنثي كند، براي اينكه مجاهدتها و خونهاي ريخته شده را ناكام كند، بايد مراقب بود، بايد هوشيار بود.
ايشان در تاريخ 21/9/91 در جمع شركت كنندگان در اجلاس جهاني اساتيد دانشگاههاي جهان اسلام و بيداري اسلامي بر دو نكته اساسي «آسيبشناسي» و «تبيين هدفها» در حركت بيداري اسلامي تأكيد ميكنند و يادآور ميشوند كه يكي از مهمترين هدفهاي اين بيداري، «رهايي از شر سلطه استكبار جهاني» است. اين را بايد صريح گفت، اينكه ما خيال كنيم استكبار جهاني به سردمداري امريكا، در مقابل حركتهاي اسلامي ممكن است كنار بيايد، اين خطاست. اگر اسلام باشد، اسلاميت باشد، اسلاميها باشند، امريكا با همه وجود تلاش ميكند آنها را از بين ببرد، البته ظاهراً لبخند خواهد زد، حركتهاي اسلامي چارهاي ندارند بايد حدفاصل خودشان را مشخص كنند. نميگويم بروند به جنگ امريكا، ميگويم بدانند موضع امريكا و استكبار غربي در مقابل آنها چيست، اين را درست تشخيص دهند. اگر تشخيص ندهند، قطعاً فريب خواهند خورد و سرشان كلاه خواهد رفت.
مقام معظم رهبري در كنار هدف فوق در اين ديدار از محوريت اسلام و شريعت اسلامي و حفظ پشتيبانيهاي مردمي و عدم انقطاع از مردم، «حفظ وحدت» و «حمايت از مقاومت فلسطين و ايستادگي در مقابل رژيم صهيونيستي» و همچنين «نظام سازي» به عنوان اهداف ديگر بيداري اسلامي ياد كرده و يادآور ميشوند كه اگر در اين كشورهايي كه انقلاب كردند نظامسازي نشود، نه فقط انقلابها از بين ميروند، بلكه كساني كه به نام انقلابها سر كار ميآيند دچار انحراف ميشوند.
ايشان در اجلاس جهاني علما و بيداري اسلامي در تاريخ 9/2/92 نيز با برشماري شيوهها و ترفندهاي دشمنان براي نفوذ و انحراف در حركت بيداري اسلامي به آنان هشدار داده و يادآوري شدند: امروز در دوران حركتهاي اميدبخش بيداري اسلامي، گاه صحنههايي ديده ميشود كه نمايشگر تلاش عملي امريكا و صهيونيسم براي تراشيدن مرجعيتهاي فكري نامطمئن از يك سو و تلاش قارونهاي شهوتران براي كشاندن اهل دين و تقوا بر سر بساط مسموم و آلوده خود،از سوي ديگر است.
ايشان در اين ديدار نيز با برشمردن برخي ديگر از آسيبها نظير «انحراف در سبك زندگي اسلامي»، «اعتماد به وعده و وعيدهاي دشمنان»، اختلافافكني و تبديل نهضتها به معارضههاي خونين فرقهاي، مذهبي و قومي و ملي، يادآور ميشوند كه: نگاه هوشمندانه به صحنه درگيريهاي داخلي، دست دشمن را در پس اين فاجعهها به روشني نشان ميدهد، اين دست غدار، بيشك از جهلها و عصبيتها و سطحي نگريها در ميان جوامع ما بهرهبرداري ميكند و روي آتش، بنزين ميريزد. وظيفه مصلحان و نخبگان ديني و سياسي در اين ماجرا بسيار سنگين است.
مروري بر آنچه كه امروز در مصر ميگذرد، نشان از درستي نگاه حكيمانه و هشدارهاي مقام معظم رهبري نسبت به آسيبهاي اين حركت و غفلت از توطئههاي دشمنان است و شايد در كنار ضعفها و كاستيهاي آقاي مرسي و حركت اخوانالمسلمين در روند اداره مصر در سالهاي اخير، يكي از مهمترين دلايل شكست آنها را بتوان توفيق نظام سلطه و ارتجاع عرب در جلوگيري از نزديكي مصر با ايران دانست، تا آنها نتوانند از تجربيات موفق انقلاب اسلامي در مواجهه با آسيبها و تهديدات پيش رو استفاده كنند.