کد خبر: 601009
تاریخ انتشار: ۱۷ تير ۱۳۹۲ - ۰۸:۵۱
سانه ملي در ماه مبارك رمضان با اجراي برنامه‌هاي مختلف و متنوع سعي دارد، رمضاني خاطره انگيز و جذاب براي روزه‌داران تدارك ببيند.
محمد صادق دهنادي
رسانه ملي در ماه مبارك رمضان با اجراي برنامه‌هاي مختلف و متنوع سعي دارد، رمضاني خاطره انگيز و جذاب براي روزه‌داران تدارك ببيند. اما در عين حال به دليل نگره‌اي كه جامعه به كاركردهاي ماه مبارك رمضان داشته و دارد، تلاش‌هاي رمضاني رسانه در اين عرصه چه در زمينه ساختار و چه در حوزه محتوا مورد قبول همه اقشار روزه‌دار نيست.  برنامه‌هاي رمضاني در كشور ما از سويي عمدتا در ساعاتي پخش مي‌شوند كه در معماري اسلامي رمضان، زمان دعا و نيايش است و به همين دليل دچار تضاد رويكردي هستند و از سوي ديگر فضاي محتوايي برخي از اين سريال‌ها هم تناسب چنداني با ماه مبارك رمضان ندارد.  به عبارتي چشم بسته مي‌توان گفت، بسياري از سريال‌ها و برنامه‌ها و جنگ‌هاي تركيبي رسانه ما در اين ماه اگر در نوروز يا مناسبت ديگر پخش شود يا بالعكس اگر بسياري از سريال‌هاي نوروزي در اين ماه پخش گردد (گهگاه اين اتفاق هم افتاده است) هيچ تفاوتي نمي‌كند.

    يك رويكرد وارداتي در ماه مبارك رمضان
تحرك رمضاني رسانه ملي ما و به تبع آن برخي نهادهاي فرهنگي براي برگزاري جشني ماه رمضان، يك رويكرد وارداتي است و مربوط به حدود 15 ساله اخير مي‌شود. البته نمي‌توان به اين واردات فرهنگي با عينك بد‌بيني نگاه كرد.  ماه مبارك رمضان براي بسياري از كشورهاي جهان اسلام، علاوه بر يك آئين مذهبي يك جشن ميهني است. در كشورهاي جزيره‌العرب تا پاكستان و خاور دور، عيد فطر در پايان رمضان، يك عيد ملي سالانه محسوب مي‌گردد و تعطيلات فطر مانند تعطيلات نوروز در ايران و تعطيلات كريسمس در اروپا و ساير نقاط مسيحي‌نشين اهميت دارد.  به همين دليل، رويكرد كشورهاي اسلامي به رمضان، تنها در وجه عبادي و خود‌سازي آن نيست و امري اجتماعي و سنتي است و به همين دليل هم نه تنها در عرصه رسانه‌ها، بلكه در عرصه تجارت شب عيد در اين كشورها، ماه رمضان بستر يك فانتزي بزرگ فرهنگي به نام سال نو اسلامي است.  شايد هم به دليل اخير باشد كه رسانه‌هاي عربي و اسلامي، اين رويكرد خاص را به رسانه‌هاي وطني و ايضا نهادهاي فرهنگي آموخته‌اند كه در ماه رمضان بايد به پايكوبي و شادماني پرداخت و الا در فرهنگ ايران شيعي، پايكوبي در چنين ماه معنويت و صبوري كه در ادبيات ديني با واژه رمض يعني گداختن، از آن ياد شده و تاملي در ميان غفلت‌هاي مادي بشر محسوب مي‌شود تا كمي به فكر دنياي ديگر و تشنگي و گرسنگي و رنج آن باشيم، به آن معناي كارناوالي كه در برخي ديگر از مكتب‌هاي اسلامي جديدا مطرح شده و تبليغ مي‌شود، مطرح نيست.  پديده ديني رمضان در بسياري از كشورهاي اسلامي اينك داراي ابعاد اجتماعي و بلكه اقتصادي شده و مشخص است كه موج رسانه‌اي چنين هياهويي كه نمي‌توان آن را چندان عبادي تلقي كرد، رسانه‌هاي منفعل ما را هم تحت تاثير قرار ندهد.  به هر حال خوب يا بد، رسانه‌هاي ما سال‌هاست كه از همتايان عرب و مالايي زبان خود آموخته‌اند كه شب‌هاي رمضان زماني خوب براي سرگرم كردن مخاطب است و چه اينكه زماني مناسب براي جلب نظر او و اين به سان يك شمشير دو لبه، تبديل به يك سنت رسانه‌اي در كشور ما نيز شده است.

    تحليل دكترينال كارنامه رمضاني رسانه ملي
وقتي مي‌شود درباره اين موضوع كه كارنامه رسانه ملي در ماه مبارك چه نمراتي دارد،  گفت‌وگو كرد كه قبل از هر چيزي مسئولان سال‌هاي اخير رسانه ملي به افكار عمومي و متخصصين امر رسانه، پاسخ اين سؤال را بدهند كه اساساً از برنامه‌سازي براي ماه رمضان چه هدفي داشته‌اند؟ بي شك، اگر به اشتباه و بر اساس اوهام و خيالات، كسي از ايشان، اين جمله را به كار ببرد كه در ماه رمضان به دنبال ارتقاي معرفت ديني جامعه بوده، بلافاصله مي‌توان نمره مردودي را به مجموع اين اقدامات داد.  اما اگر رسانه بخواهد، هدف اصلي خود از اجراي اين برنامه‌ها را سرگرمي جامعه و حتي بعضاً آموزش اجتماعي اعلام كند بايد درباره اين موضوع انديشيد كه اولاً آيا اين ادعا درست است يا ثانيا اگر اين ادعا درست باشد، سرگرمي يا آموزش‌هاي غيرمرتبط آيا به اين ماه و زمينه‌هاي معنوي آن مرتبط است يا خير؟  خواننده عزيزي كه اين سطور را مي‌خواند شايد بر اساس آنچه گذشت، تصور كند كه منظور نگارنده از اين سؤالات و انتقادات اين است كه به عنوان مثال رسانه ملي در ماه رمضان نبايد برنامه كمدي (نظير خنده بازار و سريال‌هاي عطاران و آقاخاني) يا درام خانوادگي پخش شود و فقط ماه رمضان بايد به سبك سال اول ‌آي فيلم، مختارنامه و امام علي و تنهاترين سردار و ساير فيلم‌هاي تاريخي پخش كند، اما در واقع اين طور نيست.  انتقاد علمي از عملكرد رسانه در ماه رمضان عمدتا داراي خاستگاه مكتبي و آكادميك و مديريتي است و مهم‌ترين محور آن، اين نكته است كه ساختار و محتواي هر كاري كه به عنوان ويژه برنامه در ماه رمضان پخش مي‌شود بايد با هدفي كه رسانه بايد در ماه رمضان داشته باشد عرضه شود. چه اينكه ممكن است يك درام و كمدي، براي رمضان المبارك مناسب باشد و برعكس بسياري از ويژه برنامه‌هاي سحرگاهي و افطاري كه به جاي ارتقاي معرفت ديني با احساسات و عواطف آحاد جامعه بازي مي‌كند و حتي سريال‌هاي خشن تاريخي كه به جاي زندگي معصومان و نشان دادن سيره آن بزرگواران، شرح دلاوري جنگاوران عرب يا عشقبازي شخصيت‌هاي موهوم و بي‌پايه است هم در باطن هيچ ربطي به ماه رمضان نداشته باشد.   تحليل دكترينال پيام رسانه ديني، عرضه كردن هر كاري ديني يا غير ديني به اصولي است كه ادعا مي‌شود، پايه كاري است كه انجام شده است و الا چه بسيار كاري كه در ظاهر ديني اثر معكوس داشته يا بالعكس برنامه‌اي كه در دل ظاهر غير ديني‌اش، پيام ديني را خوب منتقل كرده است.  در سال‌هاي گذشته به عنوان مثال، سريالي مانند «در مسير زاينده رود» كه كلمه‌اي از ادبيات وحياني در آن استفاده نشده بود، به خوبي توانست مفهوم غرور و مشكلات آن را تبيين كند و در مقابل هم برزخ‌نگاري‌هايي مانند «اغما» يا  «او يك فرشته بود» و «پنج كيلومتر تا بهشت» كه به رغم بهره‌گيري از مشاور مذهبي و ارائه مستدركات قرآني و همچنين ارائه ظاهر ديني و مثالي نتوانستند معرفت ديني درست و اصيل را تبيين كنند و باعث بروز خرافه و خروج اذهان افكار عمومي از خط اصلي گرديدند.  بنابر اين تنها تحليل دكترينال (البته در صورتي كه دكترين رسانه‌اي وجود داشته باشد) مي‌تواند مشخص كند كه يك فيلم و سريال حتي برنامه تركيبي توانست به رسالت عمده‌ رسانه و رسالت جزئي خودش عمل كند يا خير؟ و در اين مسير مهم‌ترين و عمده‌ترين راه همان تدوين هدفي است كه بر اساس آن، هيچ برنامه‌ نوروزي يا سريال درام شتابزده و عشق مثلثي و خيانت نمي‌تواند محتواي يك سريال رمضاني را شكل دهد.

    چه سريال‌ها و برنامه‌هايي در طراز ماه رمضان‌اند؟
ماه رمضان، بهار قرآن است و رسانه‌اي نمي‌تواند ادعا كند رنگ و بوي ماه مبارك و كريم رمضان را به خود گرفته است مگر اينكه به تمام معنا، بوي قرآن گرفته باشد.  البته نمي‌شود گفت كه رسانه‌اي قرآني است كه مرتب قرآن پخش مي‌كند مانند راديو قرآن، در فواصل برنامه‌ها هم به جاي موسيقي و ريتم از ابتهال و اغنيه عربي! استفاده مي‌كند (كه اين نيز يك سوء برداشت از قرآن بودن رسانه است و باز از رسانه‌هاي قرآني دنياي سكولار وارد دنياي رسانه ما شده است.)  از داستان حضرت لوط(ع) ( درباره شنيع‌ترين گناه بشري) تا صحنه بسيار مهيج معاشقه همسر عزيز مصر با حضرت يوسف (ع)، همه و همه در قرآن كريم به نحوي حكمت‌گونه كه براي كودك تا كهنسال قابل استفاده و درك است، تصوير شده تا در وراي ظاهر تصاوير و كلماتي كه بشر براي جلب توجه ديگران و هم چنين جذب دل‌هاي آلوده اختراع كرده متوجه اين بود كه حتي كثيف‌ترين اتفاقات را نيز مي‌توان با مقدس‌ترين تعابير و قاب‌ها بازسازي نمود.  بنابراين، شايد بزرگترين جرم و ناهنجاري رسانه ملي جمهوري اسلامي در ماه رمضان بي‌توجهي به قرآن كريم باشد؛ بي‌توجهي به قرآن در ابعاد هنري محتوا و روش شناسي آن.  واقعيت اين است كه از منظر قرآن كريم، نمي‌توان به عنوان نشان دادن اجتماع، فحشا و بدي را گسترش داد يا قبح آن را در جامعه شكست. در ديدگاه قرآن كريم، نگران كردن و ترساندن مخاطب  (حتي براي ايجاد يك كشمكش درام) اگر باعث خوف فردي شده باشد مشمول تعزير و ديه است. از نگاه معارف اسلامي، تغيير دراماتيك تاريخ به منظور جذاب كردن آن بعضا در مصداق افتراء به خدا و رسول و صالحين قرار مي‌گيرد.  از ديدگاه قرآن برخي از سرگرمي‌ها كه باعث غفلتند در همان حكمي قرار دارند كه «قول زور» مورد نكوهش اين كتاب آسماني است و نكته بسيار قابل تامل اينكه روا نيست رسانه ملي ما به دليل عقب نيفتادن از رقبا و به بهانه نرفتن مردم در مسير ماهواره‌ها، به چيزهايي آلوده شود كه بعضا اثر مخربشان براي مخاطب كمتر از سم رقيب نيست. در خود قرآن كريم نيز همه داستان‌ها (كه گاه يك‌خطي و گاهي چندين فصلي و طولاني هستند) ديني نيست. اما لحظه‌اي هم وقت مخاطب و مخلوق براي خلق تصاوير و صحنه‌هاي غير ضروري تلف نشده است. بناي خالق براي گفت‌وگو حكمت است و اين حكمت اكسيري است كه حتي نام شيطان در كتاب مقدس را مطهر مي‌كند. چنان كه به فرعون و ابليسي كه در قرآن نگاشته شده نيز نمي‌توان بدون وضو دست زد.  البته نبود چنين جو و اتمسفري در فضاي برنامه‌سازي، محدود به صدا و سيما نيست و حتي تئاتر و سينماي ديني ما نيز از نبود چنين رويكرد خود بنياد ديني براي توليدات خود رنج مي‌برد و حتي فيلم‌هايي كه با موضوع ديني نيز توليد مي‌شود، مشكلات بنيادي و كاركردي‌شان با دين و مسائل و رويكردهاي آن مع‌الاسف كم نيست.  به نظر مي‌رسد، رمضان المبارك و نوع نگاه قرآن به مقوله هنر طراز بالايي است كه مي‌توان همه برنامه‌ها، اعم از سريال، فيلم ، جشن، برنامه تركيبي و حتي برنامه‌هاي سحر و افطار را با آن سنجيد و بدون مجامله و تاثير پذيرفتن از فضاي فارسي وان و حريم سلطان، با بررسي برنامه‌هاي توليدي درباره ماه رمضان پرسيد كه اين برنامه‌ها چقدر در «تزكيه جامعه»، «نزديكي آن با قرآن» و «تعليم حكمت علمي و عملي» سازگار است. در غير اين صورت به نام رمضان، هرچه گفته باشيم غفلت است و «قول زور!» امروزه بسياري از داستان‌هاي قرآني، اعم از نقل‌هاي تاريخي قرآن و حتي داستان‌هاي غير تاريخي و بعضاً مثالي قرآن كه مي‌تواند دستمايه توليدات هنري ويژه ماه رمضان باشد، به احترام ايده‌هاي درام ماهواره‌اي اصلا مطرح، بررسي و ساخته نمي‌شوند.  بر خلاف روش برنامه‌سازي داخلي، اتفاقا در دنياي غرب چه بسيار افرادي كه با ساختن قصه‌هايي كم استرس و اتفاقا خوش ساخت و آرام مانند «قصه‌هاي جزيزه» و حتي «پزشك دهكده» توانسته‌اند بهتر از كارگردان‌هاي ما فضاي توسعه مكارم اخلاقي را در فرهنگ خودشان نشان دهند.  برخي فيلم‌هاي كره‌اي و ژاپني خاور دور نيز در فرهنگ خود از همين سلك هستند. سريال‌هايي كه بدون عنصر غيراخلاقي (اعم از سوء استفاده از تصاوير جنسي و بهره‌گيري از مفاهيم جنسي نامقدس كه متأسفانه در فيلم و سريال‌هاي ما بي‌سابقه نيست) و خشونت براي توسعه مقاومت اجتماعي و درستكاري و صداقت، اسطوره‌هاي هرچند خيالي آفريدند.  اين در حالي است كه در پناه قرآن، در دل شاهنامه‌ها، مثنوي‌ها و آثار داستاني عطار و نظامي و حتي گلستان سعدي، ايده‌هايي براي سريال‌هاي ماه رمضان وجود دارند كه متأسفانه به گوش سريال‌سازهاي وطني نخورده است.  سال‌هاست رسانه در ماه رمضان، داستان‌هاي جنگي كم كيفيتي را در شب‌هاي احيا كه كمترين بيننده تلويزيون را مي‌بيند ارائه كرده و هنوز عمليات رمضان و شهداي روزه‌دار دفاع مقدس در آنتن خنده بازاري رسانه‌ ما جاي درخوري نداشته‌اند.  بي‌شك در چنين شرايطي سخنراني 5 دقيقه‌اي يك مرجع تقليد قبل از 50 دقيقه يك سريال پر تنش يا خنده‌دار نمي‌تواند بار بي‌معنايي خيلي چيزها را پر كند و بالاخره از چنين رسانه‌اي در ماه رمضان نمي‌توان انتظار داشت كه واقعاً دانشگاه عمومي تقوا، حكمت و عمل صالح باشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار