در حقيقت كاهش فقر حاصل دو عامل رشد اقتصادي و توزيع عادلانه ثروت است. اما اينها را نميتوان با شعار يا در كشورهاي نفتخيز با توزيع درآمدهاي غيرمطمئن نفتي محقق كرد زيرا بالاخره اين تفكر به توزيع فقر منجر خواهد شد.
دليل آن هم به تجربه با كاهشهاي قيمتي يا تحريم طي سالهاي گذشته براي ما اثبات شده است و حالا همه كارشناسان و مسئولان ميدانند كه اتكا به درآمد تكمحصولي نفت و فرآوردههاي آن غيرمطمئن است.
بنابراين راهكار با اين مقدمه چه ميتواند باشد؟ پاسخ به آن در سياستكلي قطع وابستگي به درآمدهاي نفتي نهفته است. اما چگونه؟ در شرايطي كه تحريمهاي خارجي هر روز بيشتر ميشود اجازه سرمايهگذاري و ورود تكنولوژيهاي روز بسيار سخت و سختتر هم ميشود پس چگونه ميخواهيم هم اشتغال ايجاد كنيم و هم تورم را كنترل كنيم.
در چنين شرايط سختي بايد بيش از هميشه به بررسي مزيتهاي نسبي و ميزان سرمايه و تكنولوژي براي بخشهاي مختلف اقتصاد توجه كرد و با نگاهي به الگوهاي موفق كشورها طي سالهاي اخير راهكاري بومي را در دستور كار قرار داد.
به زعم نگارنده در زمان حاضر علاوه بر دلايل پيشگفته، وجود جوانان و نيروي انساني فراوان، عدم نياز به تكنولوژيهاي خاص و... ميتواند الگويي شبيه به الگوي برزيل داشته باشد كه بخش كشاورزي آن به شدت مورد توجه قرار گرفته و يكي از مهمترين بخشهاي عمده صادرات و درآمد ارزي اين كشور را به خود اختصاص داده است.
ضمن آنكه مواد غذايي يكي از مهمترين و اصليترين مواد مراودهاي در بازارهاي جهاني و به خصوص منطقه خاورميانه است و ميتواند نه تنها در تأمين منابع ارزي كه در عرصه حضور در روابط بين كشورهاي منطقهاي نيز نقش ايفا كند.
البته تمركز و اولويت دادن به بخش كشاورزي به معني ناديده گرفتن و فراموش كردن صنايعي چون صنعت مغفول مانده گردشگري نيست اما آنچه ما را در زمان حاضر بيش از همه به استقلال فيزيكي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي نزديك ميكند، توجه به صنعت كشاورزي و اصلاح چرخه توزيع مواد و محصولات كشاورزي است.
اگر در كوتاهمدت و ميان مدت با ساماندهي شبكههاي آب و توزيع درست آن، استفاده درست از زمينهاي دولتي، به كارگيري نيروهاي متخصص و فارغالتحصيل كشاورزي بيكار در جاي جاي ميهن عزيز، اين پتانسيل و مزيت نسبي را فعال كنيم بيشك ميتوانيم به دليل همجواري با 15 كشور همسايه از طريق مرزهاي آبي و خاكي در بازارهاي آنها نفوذ كرده و چشمانداز مثبت اقتصادي را براي خود رقم بزنيم. حتي ميتوانيم با الگوبرداري از برزيل و امريكا در ساخت و توليد سوخت زيستي سهم صادرات نفتي خود را نيز بيشتر كنيم. آنچنان كه هم اكنون در برزيل بيش از 40 درصد سوخت خودروها از راه اتانول توليد شده توسط مزارع نيشكر آن كشور تأمين ميشود يا مزارع ذرت امريكا در كسوت پالايشگاههاي بنزين نقش مؤثري در كاهش تقاضاي بنزين ايفا ميكند. در پايان حتي ميتوان با استفاده بهينه و سازمانيافته از زمينهاي قابل كشاورزي مانع ميلياردها دلار واردات براي خوراك گاوها، گندم و حبوبات و... شد.