تناقضي كه برگرفته از يك بازي دوگانه تروريستي و ضد تروريستي توسط اين قدرت استكباري دارد. واقعيت آن است كه اگرچه جمهوري اسلامي بارها قرباني تروريسم دولتي ايالات متحده امريكا بوده اما هربار در مجامع بينالمللي اين كشور با ژست حقوق بشري ايران را متهم به نقض حقوق بشر و حتي حمايت از تروريسم ميكند. حال در سالگرد حادثه جنايتبار ايالات متحده كه منجر به سرنگوني هواپيماي مسافربري جمهوري اسلامي بر فراز آبهاي نيلگون خليج فارس شد، علاوه بر مرور نقش مستقيم اين كشور در كشتار 290 مسافر و خدمه بيگناه اين پرواز، به بازخواني ديگر جنايات ايالات متحده در قبال مردم و نظام جمهوري اسلامي خواهيم پرداخت.
پرواز ابدي
شليك به هواپيماي مسافربري ايران شايد يكي از مهمترين جنايات مستقيم ايالات متحده در قبال ايران باشد، واقعهاي كه طي آن نه تنها ايالات متحده از ايران عذرخواهي نكرد بلكه فرمانده ناو وينسس كه دستور شليك به سمت هواپيماي ايراني را صادر كرده بود، از سوي دولت امريكا مدال لياقت گرفت.
بر اساس گزارشهاي مختلفي كه از اين حادثه تلخ در رسانههاي دنيا منتشر شده است، روز يكشنبه ۱۲ تير ۱۳۶۷ رأس ساعت 10:17هواپيماي ايرباس متعلق به هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران، بر اساس برنامه پيشبيني شده، فرودگاه بينالمللي بندرعباس را به مقصد دوبي ترك كرد. اين هواپيما با شماره پرواز ۶۵۵ به همراه ۲۷۴ مسافر با مليتهاي ايراني، اماراتي، يوگسلاوي، پاكستاني، هندي و ايتاليايي و ۱۶ خدمه پرواز بود كه در اين مسير بينالمللي پرواز ميكرد.
از سوي ديگر، ناو جنگي وينسنس امريكا كه جزو مدرنترين رزمناوهاي اين كشور است، در تاريخ هفتم خرداد از بندر سن ديهگو وارد خليج فارس شده بود.
وظيفه اصلي آن، كشف هدفهاي پرنده، اعم از موشك، هواپيما و پردازش اطلاعات، تعقيب صدها هدف به طور همزمان و كنترل آتش آنها بود. در ساعت ۱۰:۲۲ ناو جنگي وينسنس امريكا كه به حريم آبهاي ايران وارد شده بود، به دستور ناخدا ويل راجرز، فرمانده ناو وينسنس، موشك استاندارد ۲ را به سوي پرواز ۶۵۵ شليك كرد و ناگهان هواپيما از صفحه رادارهاي زميني محو شده و در آبهاي خليج فارس سقوط كرد.
بلافاصله پس از اين واقعه، مقامات امريكايي در يك اقدام پيشدستانه اعلام كردند كه يك فروند هواپيماي اف- ۱۴ جمهوري اسلامي ايران را كه قصد حمله به اين ناو را داشته، مورد هدف قرار دادهاند، اما كشف اجساد و تكههاي هواپيما در داخل آبهاي خليج فارس خلافادعاهاي دولتمردان امريكا را نشان ميداد. با روشن شدن ابعاد اين جنايت ضد بشري ايالات متحده، مقامات نظامي امريكا كه در منجلاب بزرگي از سؤالات افكار عمومي در خصوص حمله به يك هواپيماي مسافربري و قتل عام 290 انسان بيگناه گرفتار شده بودند، با بهانهتراشيهاي مضحك اعلام ميكردند كه هواپيماي ايرباس ايران در خارج از مسير هوايي پرواز ميكرده و رزمناو امريكايي نيز هفت بار اخطار راديويي براي هواپيماي ايران مخابره كرده ولي جوابي دريافت نكرد. اين در حالي است كه اگرچه شوراي امنيت سازمان ملل با پيگيريهاي مجدانه جمهوري اسلامي ايران سرانجام قطعنامهاي را عليه ايالات متحده صادر كرد. اگرچه در اين قطعنامه به هيچ وجه نامي از ايالات متحده به عنوان مقصر اصلي اين جنايت به ميان نيامده است و ايالات متحده نيز هيچگاه مسئوليت وقوع حادثه را برعهده نگرفت و غرامت قربانيان حادثه و بازماندگان و دولت ايران را تحت عنوان پرداخت بلاعوض پذيرفت و بر اين نكته كه ناخداي ناو جنگي چون خود را در معرض خطر ميديد از خود دفاع نمودهاست، تأكيد كرد.
جنايات يك حكومت
اما اين تنها يك نمونه كوچك از مجموعه جناياتي است كه ايالات متحده به صورت مستقيم و غيرمستقيم عليه مردم و نظام كشورمان مرتكب شده است. تجهيز و كمك به عراق در جريان جنگ 8 ساله اين كشور با جمهوري اسلامي، كمك مالي و اطلاعاتي به گروهكهاي تروريستي از جمله منافقين و جندالشيطان را كه منجر به كشته شدن صدها هزار شهروند ايراني شده است نيز بايد به پرونده جنايات اين كشور در قبال جمهوري اسلامي اضافه كرد. علاوه بر اين شايد مهمترين تقابلي كه اين روزها از سوي ايالات متحده در خصوص جمهوري اسلامي به كار گرفته شده موضوع تحريمهاي يكسويهاست؛ تحريمهايي كه امريكا مدعي است بر اساس آن به دنبال زمينگير كردن حكومت ايران است اما در حقيقت اين يك نوع ترور خاموش است كه مردم ايران را هدف قرار داده است. امروز اين تحريمها حوزه نيازهاي اساسي مردم ايران نظير دارو، قطعات هواپيماهاي مسافربري و مواد غذايي را هدف قرار داده تا ثابت كند كه امريكا در روزگار نو نيز هنوز دست از خصلت جنايتكارانه خود برنداشته است.
امريكا نيازمند يك تغيير
حال در اوج مخاصمههاي امريكا با جمهوري اسلامي كه قدمتي به بلنداي عمر نظام جمهوري اسلامي دارد، اين روزها سيگنالهايي از سوي برخي از دولتمردان اين كشور براي مذاكره و سازش با ايران فرستاده ميشود؛ سيگنالهايي كه خوشبينترين تحليلگر سياسي نيز چندان اميدي به اثر بخشي آن ندارد، چون هنوز تغييري در سياستهاي يك سويه امريكا در قبال كشورمان ديده نميشود. اين در حالي است كه اگر حتي مردم ايران تاريخ مخاصمه و جنايتهاي امريكا در قبال كشورشان را فراموش كنند و بخواهند به سيگنالهاي مذاكره پاسخ بدهند، قطعاً پيش از آن به دنبال يافتن نشانهاي از تغيير در مواضع ايالات متحده در قبال ايران خواهند بود. بيشك مردم ايران نشستن مسئولانشان پشت ميز مذاكره با كشوري كه هنوز به دنبال تهديد و ترورشان به هر نحوي است را برنخواهند تابيد.