کد خبر: 600213
تاریخ انتشار: ۱۱ تير ۱۳۹۲ - ۱۵:۲۸
آسيب‌شناسي فرهنگي مواجهه انتخاباتي اقليت با اكثريت در يك جمع خانوادگي
وقتي بر سر يك موضوع به اجماع و توافق نرسيده‌ايم عارضه‌اي جدي در ماست
   حسن فرامرزي| يك: برنتافتن ديگري، تاب نياوردن رأي ديگري، از در حذف و تحقير وارد شدن وقتي انتخاب‌هايمان يكي نيست، وقتي بر سر يك موضوع به اجماع و توافق نرسيده‌ايم عارضه‌اي جدي در ماست، به ويژه وقتي آن‌ها كه به يك توافق رسيده‌اند جمع بزرگ‌تري باشند مصيبت بزرگ‌تر هم نازل مي‌شود به ويژه‌تر اين بيماري در بزنگاه‌هاي بزرگ سياسي بيشتر رخ مي‌نمايد. اگرچه سال‌هاست بساط تاج و تخت سلاطين از اين كشور جمع شده اما مثل آينه بزرگي كه از يك ارتفاع مي‌افتد و هزار تكه مي‌شود اين استبداد هزاران بلكه ميليون‌ها بار ريز و ريزتر شده تا هر تكه‌اش در گوشه‌اي از ذهن ما جاگير مي‌شود، به خاطر همين است كه گاهي هر كدام از ما را كه رها كنند براي خودمان مستبدان تمام‌عياري مي‌شويم كه آن سرش ناپيدا. مستبداني در قامت يك پدر، يك مدير، يك رئيس، حتي يك كارمند كه دايره استبدادش را در همان حوزه كوچك استحفاظي‌اش مي‌گستراند و پايه‌هاي سلطنتش را گيرم در قالبي مينياتوري و ظريف محكم مي‌كند. بله! ما آب پيدا نمي‌كنيم وگرنه شناگران ماهري هستيم.

دو: سال‌هاي بسياري است كه جريان نقد رفتارها و متهم‌تراشي از رأس هرم – دولتمردان ـ به سمت قاعده صورت مي‌گيرد و اگر بخواهم درست‌تر بگويم در همان رأس هرم مانده است، حتي اگر كسي بگويد دولتمردان ما نقد رسمي را تاب نياورده‌اند باز صورت مسئله عوض نمي‌شود. باز اين بدنه و قاعده جامعه بوده كه گيرم به ايما و اشاره، به كنايه، نهاني و پنهاني در خلوت، دل‌چركيني‌اش را از رفتارهاي دولتمردان بيان كرده و انگشت اتهام را به سمت آن‌ها دراز كرده، اما وقتي قرار بر اين مي‌شود سكان جريان نقد را اندكي به سمت فرهنگ عمومي متمايل كنيم سكان در برابر كوچك‌ترين چرخشي مقاومت مي‌كند و اجازه نمي‌دهد چاقوي نقد به پوست روابط و شبكه‌هاي رفتاري موجود در فرهنگ عمومي نزديك شود. شاهدش هم همين كه هميشه آنچه در رسانه‌هاي ما به ويژه تلويزيون و تريبون‌هاي ما به ويژه تريبون‌هاي رسمي رجحان داشته تكريم‌هاي بي‌حد و مرز از مردم است و كم‌تر ديده‌ايم سكان به سمت تحليل رفتارهاي غلط موجود در فرهنگ عمومي كه اتفاقاً برسازنده و مقوم رفتارهاي نخبگان و مسئولان و صاحب‌منصبان است بچرخد.
سه: اما بهانه نگارش اين يادداشت از كجا آمد؟ از انتخابات! من و همسرم هفته پيش در يك جمع خانوادگي و فاميلي حاضر شديم و در خلال حرف‌ها و پرسش‌ها كه به چه كسي رأي داديد نام نامزدمان را اعلام كرديم، دو نامزدي كه ما اعلام كرديم هيچ كدام پيروز انتخابات و رئيس‌جمهور منتخب نبودند اما آن جمع همه به نامزد پيروز رأي داده بودند يا اگر بدبينانه نگاه كنيم دست‌كم ادعا مي‌كردند به نامزد پيروز رأي داده‌اند. همين موضوع بهانه شد كه در جمع فاميل متهم شويم ما هر دو آدم‌هاي خائني هستيم و چرا مثلاً به حسن روحاني رأي نداده‌ايم. اين حرف‌ها البته گاهي شكل شوخي هم به خود مي‌گرفت اما چه كسي است كه نداند گاهي شوخي‌هاي ما در گردنه‌هاي تعارف و تظاهر، جدي‌ترين حرف‌هاي ما را حمل مي‌كنند و به مقصد مي‌رسانند. آن روز ما هم در برابر يك هجمه جمعي قرار گرفته بوديم كه معتقد بودند انتخاب ما بايد هماني مي‌بود كه آن‌ها انتخاب كرده‌اند. چند بار دقيقاً از لفظ خائن درباره ما استفاده شد و اگرچه من و همسرم و آن جمع نقش بازي كرديم و سعي كرديم در همان لاك شوخي بمانيم و كار به پرخاش و پرده‌دري نرسد اما به زعم من ما با همان بازتوليد استبداد رأي معروف مواجه بوديم گيرم كمي تلطيف شده بود.
چهار: معتقدم جمع‌هاي خانوادگي كه آدم‌ها از آن حالت اتوكشيدگي و رسميت فاصله مي‌گيرند و به عبارت ديگر به خود حقيقي‌شان كمي نزديك‌تر مي‌شوند بهترين بستر براي تحليل رفتارها هستند، ‌اگر ما آدم‌ها را پشت تريبون يا جلوي دوربين‌هاي تلويزيوني بياورند هماني نخواهيم بود كه در جمع‌هاي كوچك و خانوادگي هستيم، در واقع ما پشت تريبون يا جلوي دوربين‌ها روتوش شده حرف مي‌زنيم، درست مثل وقتي كه به يك آتليه عكاسي مي‌رويم و به مدد منبع‌هاي نور مصنوعي و روتوش، عكسي مي‌گيريم كه با آن چهره اصلي‌مان فاصله دارد. در چهره‌اي كه ما از آتليه تحويل مي‌گيريم سعي شده نقاط ضعف صورت‌مان تا حد امكان پوشيده شود يا رنگ و لعابي به صورتمان داده شود، اين نسبت در جمع‌هاي خانوادگي هم برقرار است، به خاطر همين است كه شما براي اينكه به گزارش‌هاي دقيق‌تري از لايه‌هاي پنهاني‌تر فرهنگ عمومي برسيد بايد رمان و داستان بخوانيد چون رمان و داستان از محفل‌ها و جمع‌هاي خانوادگي گزارش مي‌دهد، از حرف‌هاي خصوصي و نيمه خصوصي كه بين زن و شوهرها مي‌گذرد از حرف‌هايي كه نويسنده در تاكسي‌ها و اتوبوس‌ها شنيده تا كافه‌ها و كافي‌شاپ‌ها، گيرم كه همه آن‌ها به عنوان ماده خام در دستگاه فكري و معرفتي‌اش پالايش شده باشد.

پنج: بله! ما چند روز پيش در يك جمع خانوادگي متهم به خيانت شديم آن هم صرفاً به اين دليل كه چرا به همان نامزدي كه اكثريت آن جمع به او رأي داده‌اند رأي نداده‌ايم. اين همان تفكر «يا با ما» «يا عليه ما» است كه از دل همين فرهنگ عمومي بازتوليد مي‌شود، ‌اين همان تفكر واگرايانه است كه اختلاف‌ها و افتراق‌ها را برنمي‌تابد و ميل به همسان‌سازي دارد آن هم همسان‌سازي موافق با رأي و نظر خود. جالب اينجاست كه همين تفكر وقتي به رأس هرم مديريتي و اجرايي و تصميم گير نزديك مي‌شود شكل مديريت‌هاي اتوبوسي را به خود مي‌گيرد، شكل افراط‌گري در عزل و نصب مديران، شكل يا با ما يا عليه ما، شكل اينكه هر كسي كوچك‌ترين انتقادي را متوجه ما كرد بايد از كابينه، جمع يا گعده‌مان حذف شود و صد البته اين تفكر مسموم، ميوه تلخ‌تري را هم به بار مي‌آورد. اينكه آرام آرام اين اصرار به همانندسازي به شكل‌گيري فرهنگ تظاهر و تملق مي‌انجامد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار