
رفرميسم داخلي (اصلاحطلبان) پس از غائلهآفريني در سال 88 همواره با اقدامات مهندسي شده جمعي و پروپاگانداي رسانهاي در پي تلطيف فضاي سياسي كشور با هدفگذاري برگشت به درون حاكميت و صحنههاي انتخاباتي بوده و تلاش داشتهاند كه به هر شكل ممكن از رخوت سياسي كه تا ديروز با آن دست به گريبان بودند، رهايي يابند.
امروز در شرايطي كه دكتر حسن روحاني در پيكارهاي انتخاباتي به پيروزي رسيده برخي از تئوريسينهاي اين طيف اصرار دارند كه با عمليات مخفي اهداف 4 ساله خود را دنبال كرده و با «زدن موفقيت روحاني بهنام جريان اصلاحات» و سپس «سهمخواهي از كابينه دولت منتخب» خود را به عرصه حاكميت سياسي كشور بازگردانند. اين به عنوان يكي از استراتژيهاي مهم و اوليه اين گروه سياسي در شرايط فعلي به حساب ميآيد. اما بايد به صورت ويژه برخي مباني نظري و تئوريك جريان اصلاحات را با آنچه امروز رئيسجمهور منتخب در تريبونهاي مختلف بيان مينمايد، مورد واكاوي قرار داد تا نسبت قرابت فكري و عملي اين طيف با رئيس دولت آينده و ميزان صداقت اين گروه با مردم نيز مشخص شود.
تناقض در ولايتمداري
رئيس جمهور منتخب پس از محرز شدن نتيجه انتخابات بارها سهم رهبر معظم انقلاب را در پيروزي ملت، ويژه و راهبردي خواند و مواضع معظمله را در مشاركت حداكثري مهمترين عامل دانست. روحاني در همايش افق رسانه اظهار ميكند: «مقام معظم رهبری با رهنمودهاي خود از آغاز تا پایان نقشی بیبدیل ایفا کرد، سخنرانیهای ایشان از ایام نوروز تا صبح انتخابات راه را برای حضور و حماسه باز و تسهیل کرد.» اين در حالي است كه رشته مخالفت و حتي مقابله جريان تجديدنظرطلب با مطالبات رهبري سر دراز دارد و از اولين روزهاي حاكميت اصلاحات بر قوه مجريه تا به امروز به شكلهاي مختلف ادامه داشته است كه يكي از مهمترين آنها درخواست رهبري در سال88 مبني بر پيگيري مطالبات از طريق مجاري قانوني بود، درحالي كه رهبران اين جريان به اردوكشي خياباني اصرار داشتند و با اعلام مواضع تند و صدور بيانيههاي جهتدار مردم را به مقابله با رهبري و نظام فراميخواندند. از اهداف اين جريان در انتخابات92 در فاز نخست «جلوگيري از مشاركت حداكثري» كه مهمترين راهبرد نظام رهبري ارزيابي ميشد را ميتوان نام برد، به اين معنا كه اصلاحطلبان با مطرح كردن مباحثي مانند «انتخابات آزاد» و«معرفي نكردن نامزدهاي انتخاباتي خود تا روز نهايي ثبتنام از كانديدا»، اين پيام را به جامعه انتقال دادند كه نظام قابل اعتماد نيست، انتخابات92 تكقطبي است و اين طيف قصد شركت دراين عرصه را ندارند تا از رشد فزاينده حضور مردم در جهت «مشاركت حداكثري در انتخابات» جلوگيري كنند.
تفاوت در سياست خارجي
ديدگاههاي حجتالاسلام روحاني در برخي از مسائل منطقهاي و بينالمللي تفاوت چشمگيري با آنچه اصلاحات تا به امروز اعلام كردهاند دارد، نظير اينكه وي در قبال تحولات سوريه ميگويد: «حل مسئله سوریه به عهده مردم سوریه است و تصمیمگیر نهایی در سوریه که سرنوشت سوریه را تعیین میکند، ملت سوریه است البته ما با تروریسم مخالفیم و امیدواریم با کمک کشورهای منطقه و جهان هرچه زودتر صلح و آرامش به سوریه بازگردد و آنچه در سوریه رخ میدهد، همانی باشد که ملت سوریه میخواهد.»
وي درباره مسئله فلسطين اينگونه اظهار ميكند:
«...آرمان امام(ره) از روز اول و از سال 1342 که در مسجد فیضیه خطر اسرائیل را برای فلسطین مطرح کردند، آزادی قدس و فلسطین بوده است... طبق سخنان مقام معظم رهبری، آراي مردم فلسطین، ملاک آینده سرزمین فلسطین خواهد بود.» در قبال رابطه با امريكا هم وي بيان ميكند:« اولاً امريكا نباید در امور داخلی ایران دخالت کند و تمام حقوق حقه ملت ایران از جمله حقوق هستهای را به رسمیت بشناسد و در ثانی باید سیاستهای یکجانبهگرایانه کنار گذاشته شود تا شرایط فراهم شود و اگر در این صورت احساس حسن نیت امريكا فراهم شود، زمینه میتواند متفاوت باشد.» مواضع روحاني همان سياستهاي راهبردي نظام در سياست خارجه است، درحالي كه رهبران اصلاحات بارها خواهان عدمحمايت ايران از مردم فلسطين يا سوريه بودهاند، به عنوان نمونه علیاکبر محتشمیپور از افراد فعال در فتنه سال 88 سال گذشته در مصاحبه با هفته نامه آسمان کوشیده بود با ذکر یک خاطره و ادعای اینکه نظام سوریه به رهبری حافظ اسد دست به کشتاری وسیع در سوریه زده بود، تبلیغات یکپارچه غرب و ارتجاع عرب در راستای جنایتکار نشان دادن نظام سوریه را به گونهای غیرمستقیم تأیید کند يا رهبران اين جريان در كنار بدنه اجتماعيشان بارها در سال 88 با شعارهايي مانند «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران» حمايت كشورمان از لبنان، فلسطين و حزبالله را زير سؤال بردهاند.
احترام به رأي مردم
دكتر حسن روحاني در ضرورت تأكيد به رأي مردم و اكثريت جامعه در همايش افق رسانه اظهار ميكند:«حضور مردم و رأي مردم بسیار گویاست، هیچ ابهامی وجود ندارد، باید به رأي همه مردمی که پای صندوقهای رأي آمدند، احترام بگذاریم اما دولت آینده باید در چارچوب رأي اکثریت حرکت کند.» اين در حالي است كه اصلاحطلبان نتوانستند رأي اكثريت جامعه در انتخابات سال88 را بپذيرند و با غائلهآفريني سعي داشتند رأي اقليت را بر اكثريت ارجح نمايند و ماهها كشور را در بحراني عميق فرو بردند و هزينههاي فراواني را براي ملت و نظام به ارمغان آوردند.
مشروعيتزدايي اصلاحات از نظام اسلامي
رئيسجمهور منتخب با تأكيد بر مشروعيت نظام جمهوري اسلامي ايران اظهار ميكند: «صندوق رأي و انتخابات به معنای جمهوریت، اسلامیت و مشروعیت سیاسی و مقبولیت نظام است که البته این جایگاه رأي و ولایت مردم در طول ولایتالله و ولایت الهی قرار دارد.» در حالي كه همواره يكي از مهمترين اهداف تجديدنظرطلبان زير سؤال بردن مشروعيت نظام اسلامي با رفتارهايي مثل «تحريم انتخابات»،«متقلب خواندن نظام در انتخابات مجالس ششم، هفتم و رياستجمهوري نهم و دهم» و «متهم كردن نظام به كشتن 72 نفر در فتنه 88» بوده است.
قانونگريزي اصلاحطلبان
«هیچ کس در کشور فراتر از قانون نیست، همه مردم و مقامات بدون استثنا ذیل قانون تعریف میشوند، قانون خدا یعنی اسلام و قانون جمهوری اسلامی که برای همه لازمهالاتباع است» اين نمونهاي از تأكيدات دكتر روحاني در ضرورت تبعيت از قانون است، در حالي كه جريان دوم خرداد در مقاطع مختلف تاريخي بارها قانون را زير پا گذاشته و آن را به بازي گرفتهاند، «فراخوان مردم براي اغتشاشات خياباني در جهت پيگيري اعتراضات انتخاباتي در سال 88 و نه از طريق مجاري پيشبيني شده در قانون اساسي» مصاديقي ساده از قانونگريزي منسوبين به اين جرگه است.
بحراني خواندن اوضاع جامعه
طيف اصلاحطلب در طول سالهاي پس از 84 همواره سعي داشتهاند اين را القا كنند كه كشور در شرايط بحراني و اضطرار قرار دارد و عملكرد مسئولان نظام هر لحظه ما را به نقطه بدون بازگشتي در عرصه جهاني سوق ميدهد. محمد خاتمي در كنار رسانههاي دومخردادي در طول ماههاي گذشته اظهار ميكند: «تبعات اجتماعی بحران اقتصادی که امروز شاهد آن هستیم، بسیار خطرناک است ... رشد اقتصادی به شدت پایین آمده و حتی گاه منفی است. اشتغال وضع خوبی ندارد. تولید در همه عرصهها لطمه فراوان دیده است. مگر میشود مدعی ایجاد 5/2 میلیون شغل شد، ولی رشد اقتصادی پایین باشد. ایجاد 5/2 میلیون فرصت شغلی مستلزم حداقل ۲۰ درصد رشد اقتصادی است... برخی از رفتارها دارد نظام را تضعیف میکند و چهره انقلاب و اسلام را زشت جلوه میدهد. ما میگوییم این جو مسموم درمان شود.» كليد واژه «بحران» در طول سالهاي اخير گزارهاي تكراري و القاي آن به تمام سطوح نظام و جامعه و نهادينه كردن آن در اذهان عمومي هدف بعدي اين جريان بوده، به عبارت ديگر بحراني نشان دادن شرايط كشور در حوزههاي مختلف با هدف رويگرداني مردم از سياستهاي كنوني نظام از جمله هدفهاي تعيين شده طراحان اصلي دوم خرداديهاست. اما رئيس جمهور منتخب با ادبياتي كاملاً متفاوت آينده كشور و نظام را بسيار روشن و اميدواركننده بيان ميكند و در سالن همايشهاي صدا و سيما اظهار ميكند: «من کاملاً به آینده امیدوارم، مطمئن هستم به اذن الهی و لطف پروردگار و حمایت مردم ما خواهیم توانست از مشکلات عبور کنیم و آینده بهتری را برای مردم به وجود آوریم.»
ناتواني اصلاحات از مصادره روحاني
جريان اصلاحات بايد در نظر داشته باشد كه صرف تبريك چند نفر از رهبران اين جريان به رئيسجمهور منتخب و ديدار رسمي با وي نميتواند منجر به مصادره رئيس دولت يازدهم و سهمخواهي از كابينه وي شود و مردم به خوبي ميدانند كه رويآوري اصلاحات به روحاني در دو روز مانده به انتخابات از سر اضطرار و واماندگي بود نه از روي اعتقاد و مباني. رسانههاي منسوب به اين جرگه هم نبايد انتظار داشته باشند كه با درج چند يادداشت و گفتوگوي تفصيلي ميتوانند روحاني را مصادره به مطلوب كنند چرا كه مردم از تفاوتهاي مباني و اعتقادي روحاني و اصلاحات بهخوبي آگاهند و منتظر خواهند ماند تا واكنش ليدرها و رسانههاي اين طيف را در طول ماههاي آتي در قبال دولت روحاني- كه بدون ترديد برخلاف ميل آنها عمل ميكند- ببينند. اگر اصلاحطلبان در حمايت از روحاني با مردم صادق هستند بايد صراحتاً اعلام كنند كه از كابينه دولت يازدهم سهمي نميخواهند و تا پايان چهار ساله دولت از رئيس جمهور منتخب حمايت ميكنند، هر چند وي مطالبات ساختارشكنانه آنها را برآورده نكند كه قطعاً برآورده نميكند.