
انجام يك حراجي در تـهـران، مهمترين خبر هنري در روزهاي اخير شده است؛
حراجي كه سال گذشته اجراي اولش ركوردي قابل توجه براي فروش آثار تجسمي در
ايران بود و امسال نيز با مجموع فروش ۶ ميليارد و ۵۴۵ ميليون توماني، ركورد
دوبارهاي از خود به ثبت رساند. اين رقم ميلياردي در شرايط بد اقتصادي
مردم، جالب نيست؟!
به گزارش «جوان»، روز جمعه هفتم تيرماه، هتلي در
تهران ميزبان يك مراسم حراجي بود. هتل پارسيان آزادي، سال گذشته هم ميزبان
«حراجي تهران» بود، حراجي كه از بعدازظهر شروع شد و تا شب ادامه داشت. در
حراج تهران رضا كيانيان، بازيگر شناخته شده سينما، تئاتر و تلويزيون مانند
حراجي پارسال چكش به دست گرفت و به آثار چوب حراج زد. امسال هم كيانيان خود
چند عكس و نقاشي را براي فروش آورده بود و اين هم نكته جالبي است كه يكي
از صاحبان اثر به عنوان مجري برنامه حراج حضور داشته باشد. كيانيان توانست
آثار خود را ۵۰ ميليون بفروشد تا باز هم حراجي تهران نكته جالب توجه ديگري
داشته باشد.
در اين حراجي صددرصد آثار به فروش رسيد و مجموع خريدهاي
حضار در حراجي به رقم قابلتوجه ۶ميليارد و ۵۴۵ميليون تومان رسيد؛ رقمي
رؤيايي براي فروش آثار هنري در ايران كه گويا بسيار بزرگتر از حد و
اندازههايي بود كه كسي انتظار آن را داشته باشد. برداشت بسيار مثبت از اين
خبر اين است كه در كشورمان آدمهاي بسيار اهل هنري داريم كه در مدت حدود
سه ساعت دست به جيب شدهاند و هرچه را در حراجي بوده است، خريدهاند. حتي
در حراجيهاي مشهور جهان چون «كريستي» و «ساتبي» نيز فروش صددرصدي به نظر
محال ميرسد. پس ميتوان نتيجه گرفت حراجي دوساله تهران توانسته از
حراجيهاي كهنسال خارجي گوي سبقت را بربايد و باز هم يك نكته جالب را به
نكات قابل توجه اين حراجي بيفزايد!
براي اينكه بهتر بتوانيم در مورد
حراج تهران قضاوت كنيم و نكات جالبش را درك كنيم، با «مجيد احمدي» كارشناس
هنرهاي تجسمي گفت و گو كرديم. مجيد احمدي كه سابقه حضور در چند حراجي و
اكسپو را دارد، در مورد ظرفيت هنرهاي تجسمي ايران و بازار آثار هنري داخلي
براي فروشهاي ميلياردي ميگويد: « ما در كشور ظرفيتهاي بالايي در خصوص
هنرهاي تجسمي داريم، امسال هم حراج كريستي دوبي يا ساتبي لندن با فروش خوب
آثار ايراني اين مسئله را نشان داد، من معتقدم ظرفيت فروش ميلياردي آثار در
ايران وجود دارد. اينكه در نبود و كمكاري دولت، بخش خصوصي به فكر فروش
آثار هنري افتاده، اتفاق خيلي خوبي است. اما نكته مهم چگونگي فروش آثار
است. اينكه برگزاري يك حراجي را تا اين حد رسانهاي كردهاند و مهمانهاي
مختلف دعوت كردهاند، كه كاري غير معمول در حراجيها است، شك برانگيز است.»
احمدي در مورد عدم موفقيت اكسپوي تهران، با وجود ظرفيت خوب فروش آثار
تجسمي، ميگويد: «مديريت غلط ارشاد باعث شد تا اكسپو با فروش پاييني همراه
باشد و حداكثر با ۵۰۰ تا ۶۰۰ ميليون به كار خود پايان دهد. دليل شكست خوردن
اكسپوي پارسال ساز و كارهاي غلط ارشاد بود. تغيير مديريت و رفتن شالويي و
آمدن اميرينيا از مركز هنرهاي تجسمي، باعث شد سيستم برگزاري اكسپو به هم
بريزد و تيمي كه سابقه برگزاري سه دوره موفق اكسپو را داشت بركنار شود و
گروه ديگري جاي آنها را بگيرد.»
احمدي در پاسخ به اين سؤال كه چطور يك
حراجي بالاي چند ميليارد فروش دارد و علاوه بر آن ۱۰۰ درصد آثار نيز به
فروش رفته، ميگويد: « اولين و بزرگترين اشتباه برگزاركنندگان حراجي
تهران، اعلام فروش صد درصدي آثار است. تا به حال هيچ حراجي معتبري در جهان
ادعاي فروش ۱۰۰ درصدي را نداشته است. در گفتوگويي كه با يكي از مسئولان
حراجي ساتبي داشتم وي فروش ۴۰- ۵۰ درصدي آثار را يك موفقيت بزرگ براي حراجي
ساتبي ميدانست. وقتي حراجيهاي كريستي و ساتبي هيچ وقت به رقم صد در صد
نرسيدهاند، پس بايد به مدير حراجي تهران تبريك گفت، چون از همه مديران
حراجيهاي شناخته شده جهان، حرفهايتر بوده و درست ميدانسته كه سليقه
خريداران چيست و چه آثاري را ميپسندند و آنها را خريداري ميكنند!»
وي
در ادامه با غيرشفافخواندن نحوه گزينش، كارشناسي و قيمتگذاري آثار در
حراجي تهران، ميگويد: « متأسفانه مشخص نشده است كه سازوكار انتخاب و
كارشناسي اين آثار چگونه بوده است. آيا آقاي سميعيآذر به عنوان مدير حراجي
خودش كار انتخاب و كارشناسي آثار را انجام داده؟ اين كار در هيچ حراجياي
انجام نميشود كه يك نفر هم قيمتگذاري كند و هم خودش مدير حراجي باشد.
معمولا تيم كارشناسي با توجه به سابقه هنرمند و ارزش هنري اثر، قيمت
پايهاي را اعلام ميكنند و حراجي بر مبناي اين قيمت آغاز ميشود كه در
حراجي تهران اين اتفاق نيفتاده.»
به اعتقاد احمدي: « در دنيا، كسي كه
چكش حراج را در دست ميگيرد، معمولاً خودش متخصص و صاحب نظر آثار هنري است و
هيچ وقت براي تبليغ از افراد مشهور استفاده نميكنند يا اينكه چند مهمان
را براي گرم كردن حراج بياورند. اين كارها فقط در حراج تهران ديده شده
است.»
اين كارشناس هنر تجسمي معتقد است: «عدم كارشناسي در اعلام
قيمتها و فروش آثار با قيمتهاي نجومي باعث شده تا اصل برگزاري حراجي زير
سؤال برود. اين حراجي با حضور چند مجموعهدار و گالريدار برگزار شد. اثري
كه در اين اكسپو چندين ميليون تومان فروش رفت در حراجي كه در گالري برگزار
شده بود، حداكثر ۴ ميليون قيمت گذاري شد. همچنين هنرمند ديگري كه قيمت
آثارش حداكثر ميان ۳ تا ۴ ميليون است در اين حراجي ۲۰ ميليون فروش داشته
است، اين رقمها نشانه فروشهاي غيرواقعي است.»
وي در مورد قيمتهاي
صوري و تأثير آنها خاطرنشان ميكند: « زماني كه يك اثر هنري با قيمت صوري
فروخته ميشود، قيمت كارهاي بعدي هنرمند بالا ميرود و در اين ميان
مجموعهداري كه آثار را در اختيار دارد ميتواند سود بالايي به دست بياورد.
به همين صورت كارهايي كه ارزش پاييني دارند، فروشهاي خوبي پيدا ميكنند و
هنرمند يك شبه اسم و رسم به هم ميزند.»
احمدي در پاسخ به اين سؤال كه
اين ساز و كار مافيايي آيا در خارج از كشور و در حراجيهاي بينالمللي نيز
فعال است، ضمن خودداري از به كار بردن مافيا براي اين كار ميگويد: «اين
دوستان در حراجيهاي مشهور خارجي نيز حضور قوي دارند و با همين روش كار
ميكنند. امسال در حراج كريستي دوبي اثري از فرهاد مشيري به قيمت نزديك به
يك ميليون دلار به فروش رفت كه باعث افتخار هنر ايران است اما در همان
حراجي، اثري از پيل ارام تقلبي از كار درآمد و آبروي ايران را برد. با اين
كار اعتماد خريداران از بين رفت و ديگر هيچ وقت آثار پيل ارام با قيمت
بالايي در حراجيها فروخته نخواهد شد.»
به هر حال دومين حراجي تهران
برگزار شد و فروش ميلياردي داشت و همه چيز به ظاهر به خوبي و خوشي تمام شد.
اما چيزي كه نامشخص ماند، صداقت برگزاركنندگان حراجي بود. آيا مردم در روز
جمعه شاهد يك نمايش يا تئاتر ۶ميلياردي بودند يا اينكه واقعاً
توانستهايم به حدي از استاندارد برسيم كه بخش خصوصيمان يكتنه جبران همه
عقب افتادگيهاي اقتصاد هنر ايران را بكند.