کد خبر: 600131
تاریخ انتشار: ۱۰ تير ۱۳۹۲ - ۰۹:۱۲
اصلاح‌طلبان از روحاني چه مي‌خواهند؟
موضع‌گيري صريح روز شنبه حسن روحاني مبني بر وامدار نبودنش به هيچ حزب و گروهي، بيش از هر حزب و جناح ديگري اصلاح‌طلبان را هدف قرار داد كه اين روزها زياده در تلاش هستند تا خود را كارگردان اصلي پيروزي رئيس‌جمهور منتخب معرفي كنند
زينب شريعتي

موضع‌گيري صريح روز شنبه حسن روحاني مبني بر وامدار نبودنش به هيچ حزب و گروهي، بيش از هر حزب و جناح ديگري اصلاح‌طلبان را هدف قرار داد كه اين روزها زياده در تلاش هستند تا خود را كارگردان اصلي پيروزي رئيس‌جمهور منتخب معرفي كنند و با چنين مقدمه‌اي به نتيجه مطلوب خويش كه همانا در دست گرفتن كابينه است، دست يابند. 

اين اما دومين بار است كه رئيس‌جمهور منتخب صراحتاً در برابر مصادره رأي‌هايش توسط اصلاح‌طلبان موضع مي‌گيرد و البته اين بار صريح‌تر از دفعه قبل است كه در نشست خبري‌اش در پاسخ به خواسته‌هاي حزبي و گروهي خبرنگاران رسانه‌هاي اصلاح‌طلب تأكيد كرد كه من اينك رئيس‌جمهور همه مردم ايران هستم. اين مواضع معنادار حسن روحاني يعني آنكه او اين روزها در كنار مشاوره‌هايي كه براي انتخاب همكارانش دريافت مي‌كند، بايد فشارهايي را هم از جانب سهم‌خواهي‌هاي اصلاح‌طلبانه متحمل شود. تحملي كه خروجي‌اش اين مواضع رئيس‌جمهور منتخب و تأكيدش بر كابينه معتدل و غيرجناحي است. 

روحاني از آغاز مستقل آمد
آدم‌هاي سياست براي شركت در انتخابات بعضاً نماينده رسمي يا غيررسمي حزب و جناح خاصي هستند يا مستقل در انتخابات شركت مي‌كنند. روحاني از آن دسته كانديداهايي بود كه از آغاز اعلام كرد به طور مستقل در انتخابات شركت مي‌كند. او گرچه منتقد سرسخت دولت احمدي نژاد محسوب مي‌شد و اين رويكرد در سخنان وي در ايام تبليغات انتخاباتي نيز روشن بود، اما آن امر ديگري هم كه عيان بود، استقلال روحاني از همه احزاب و جناح‌هاي موجود بود. او حتي قبل از آنكه تصميم قطعي براي شركت در انتخابات بگيرد، به خبرگزاري فارس گفته بود كه اگر بيايم، مستقل خواهم بود.
با توجه به آنكه هيچگونه شائبه‌اي در مورد اصولگرا نبودن حسن روحاني وجود نداشت و اصولگرايان در انتخابات كانديداي خودشان را داشتند، طبيعتاً اين تأكيد روحاني بر مستقل بودن به اصرار وي بر قرار نگرفتن در ليست اصلاح‌طلبان تعبير مي‌شد. به نظر مي‌رسيد اتخاذ اين رويكرد از سوي سياستمدار كاركشته‌اي چون حسن روحاني عاقلانه به نظر برسد؛ چه آنكه اصلاح‌طلبان نه خوشنامي چنداني در دنياي سياست ايران داشتند و نه حتي اميدي براي رأي آوري در انتخاباتي كه آنها براي بي‌اعتبار كردن آن، همه اعتبار و آبروي خويش را سال ۸۸ حراج زده بودند و كلي ضرر جاني و مالي و عرضي بابت ادعاي بي‌سروته تقلب شان بر مردم ايران تحميل كرده بودند.
حال عاقلانه بود كه روحاني خويش را از افتادن در دام اينان و خرج كردن‌شان از آبروي شيخ ديپلمات برهاند. اما در ادامه، بازي به گونه‌اي ورق خورد كه آراي روحاني مصادره اصلاح‌طلباني شود كه بسياري از همان اندك پايگاه مردمي شان اصلاً قصدي براي شركت در انتخابات نداشتند! اما قبل آن شايد لازم باشد بدانيم اصلاح‌طلبان از اين انتخابات چه مي‌خواستند. 

هدف اصلاح‌طلبان از شركت در انتخابات
انتظارات اصلاح‌طلبان از انتخابات، انتظار حداكثري يعني در دست گرفتن كرسي رياست قوه مجريه نبود؛ آنها در راستاي خواسته‌اي حداقلي از انتخابات به دنبال آن بودند تا با معرفي كانديداي اصلاح‌طلبان و دعوت حاميان خويش به شركت در انتخابات، هم بر افتضاحات تحليلي و عملكردي‌شان در سال ۸۸ سرپوش بگذارند و هم خيلي نرم و بي‌پرداخت هيچ هزينه‌اي به درون جامعه سياسي ايران بازگردند و باز تئوري بدهند و مردم مردم كنند و خود را متولي همه چيز در اين جامعه بدانند!
براي اصلاح‌طلبان شركت در انتخابات ۲۴ خرداد، هم در قالب رأي دهنده و هم در قالب معرفي كننده كانديدا در حد تنفس مصنوعي به كالبد محتضر اصلاح‌طلبي در ايران حياتي بود. آنها با چنين هدف‌هايي در انتخابات محمدرضا عارف را كانديدا كردند و يقين هم داشتند كه وي رأي نمي‌آورد اما هراسي نداشتند كه معتقد بودند رئيس‌جمهور شدن فعلاً نمي‌تواند برنامه آنها باشد. براي همين هدف حداقلي آنها روي تمام ادعاهاي تقلب شان در انتخابات ۸۸ پا گذاشتند و وارد ميدان انتخاباتي با همان اعتبار انتخابات ۸۸ شدند. 

مصادره آرا كميني براي مصادره كابينه
چرخش اصلاح‌طلبان اما از زماني آغاز شد كه دريافتند حسن روحاني مي‌تواند پيروز انتخابات ۹۲ باشد. آنها با سرعتي قابل توجه تاكتيك انتخاباتي خود را تغيير دادند و پشت كانديدايي قرار گرفتند كه حدس مي‌زدند شايد پيروز رقابت باشد و از سويي هم اصولگرا نبود و شديداً هم منتقد دولت ظاهر شده بود. پس با كمي تحليل سختي شرايط براي اصلاح‌طلبان، مي‌توانستند حاميان خود را قانع كنند تا به حسن روحاني رأي بدهند. اين حمايت اصلاح‌طلبان، دست روحاني را نمي‌گرفت، بلكه دست اصلاح‌طلبان را مي‌گرفت تا بتوانند ژست حداكثر بودن بگيرند. 

براي چنين هدفي محمد خاتمي به سرعت دست به كار شد و نامه‌اي به عارف نوشت كه كنار برود. همه مي‌دانستند اين تلاش خاتمي براي اجماع بر روحاني است، اما عارف كه با اكراه كنار رفته بود و حتي ساعت‌هايي قبل از انصراف صراحتاً قسم ياد كرده بود كه كنار نمي‌كشد، در متن بيانيه انصرافش به هيچ نامي اشاره نكرد و نگفت كه به نفع فرد خاصي كنار كشيده است.
در واقع كمين كردن اصلاح‌طلبان براي مصادره آراي حسن روحاني از همان زماني آغاز شد كه كانديداي اصلي خودشان را پاي كانديدايي مستقل قرباني كردند تا بتوانند در روزهاي آينده چنين انصرافي، خود را باعث و باني رأي روحاني قلمداد كنند. اين قلمداد كردن اگر به درستي پيش رود، آنها مي‌توانند ضمن بازگشت به جامعه سياسي ايران (هدف حداقلي شان) سهمي را هم در كابينه آينده مطالبه كنند. 

غوغازيست‌ها در كابينه اعتدال؟!
روحاني اين روزها مي‌كوشد تا كابينه خود را حسب قولي كه به مردم داده است بر مبناي شايسته‌سالاري و اعتدال و به دور از افراط انتخاب و به مجلس معرفي كند. در عين حال او تأكيد دارد وامدار هيچ حزب و جناحي نيست و اين يعني آنكه او مي‌خواهد بر عهد اعتدالش با مردم وفادار بماند. به نظر خلاف قاعده هم مي‌آيد كه كابينه مبتني بر اعتدال را به غوغازيست هايي بسپارد كه هميشه حضورشان با جنجال و شلوغي و افراط معنا يافته است.
حضور اصلاح‌طلبان در كابينه يازدهم يعني باز كردن پاي جنجال آفرينان و غوغازيست‌ها به كابينه‌اي كه قرار است نماد اعتدال و تدبير و اميد باشد!
بايد ديد آيا حسن روحاني خواهد توانست در برابر سهم خواهي اصلاح‌طلبان مقاومت كند يا آنچنان كه بخش اعظم رأي او را مصادره كردند، كابينه‌اش را هم ملك خود خواهند كرد! و اين سؤالي است كه بعد از معرفي كابينه مي‌توان پاسخ آن را دريافت كه آيا رئيس‌جمهور مستقل و معتدل ايران تسليم فشار اصلاح‌طلبان خواهد شد يا نه!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار