
با نزديك شدن به روزهاي پاياني فعاليت دولت دهم، نقد فعاليتهاي دولت در
حوزههاي مختلف به جرياني جدي و فراگير در رسانههاي مختلف تبديل شده است.
حوزه «فرهنگ و هنر» هم از اين نقد بينصيب نمانده و بسياري از دست
اندركاران اين عرصه، با نقد فعاليتهاي گذشته دولت خواستههايي را از دولت
جديد مطرح ميكنند. مسئله «خانه سينما» نيز يكي از مهمترين مباحث مطرح در
مصاحبههاي سينماگران است. اين نهاد صنفي از ابتداي روي كار آمدن دولت دهم،
در موضعي انتقادي نسبت به معاونت سينمايي و وزير ارشاد قرار داشت و
رويارويي اين دو بخش در نهايت به تعطيلي خانه سينما در سال گذشته انجاميد.
اقدامي كه دلايل گوناگون و پيچيدهاي داشت كه در مطالب مختلف مورد بررسي و
تحليل قرار گرفته است. در هر دو طرف اين ماجرا، افراد زيادي مقصر بودند اما
سهم مسئلهاي به نام «لجبازي» در عدم بازگشايي اين نهاد صنفي بسيار مؤثر
است. مديريت خانه سينما تمايل فراواني دارد تا قفل در خانه سينما، نه در
دولت دهم بلكه در دولت يازدهم گشوده شود. مسئلهاي كه ميتوان از آن
بهرهبرداريهاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي فراواني كرد و سوار بر امواج
خروشان احساس و عواطف سينماگران كه اين روزها توقعات فراواني را از دولت
جديد مطرح ميكنند، اين نهاد صنفي را نيز دوباره در نقطه پيشين قرار داد.
درخصوص بازگشايي مجدد خانه سينما چند نكته به شرح زير قابل طرح است:
اپوزيسيون بازي با پول دولتخانه
سينما يك نهاد صنفي است و اولين اولويت براي صنف، هميشه پيگيري مطالبات و
حقوق اعضاي خود است. ممكن است اين مسئله سبب بروز چالشهايي ميان صنف و
بدنه قدرت شود. در طول سالهاي گذشته نيز روابط اين صنف با بدنه قدرت ـ
معاونت سينمايي ـ شكلهاي مختلفي داشته است. مثلاً در دوره مرحوم سيفالله
داد، وي به عنوان رئيس هيئت مديره خانه سينما به عنوان معاون سينمايي
انتخاب و منصوب شد. در دوره مديريت محمد مهدي عسگرپور نيز روابط معاونت
سينمايي و اين نهاد صنفي در ضعيفترين سطح خود بود اما آن روابط قوي و اين
روابط ضعيف، به دليل پيگيري يا عدم پيگيري مطالبات صنفي سينماگران نبود
بلكه هميشه كيفيت روابط به ميزان رابطه دوستانه ميان معاون سينمايي و
مديرعامل خانه سينما مربوط بوده است. نكته ظريف اين ماجرا اين است كه حتي
در دوره مرحوم سيفالله داد، اتفاق ويژهاي به لحاظ صنفي براي اعضا رخ نداد
و در دوره پيش رو نيز ميتواند چنين وضعيتي بروز پيدا كند. يعني به صرف
حضور يك شخصيت معتبر در رأس خانه سينما، قرار نيست براي اهالي سينما اتفاق
ويژهاي رخ دهد. اين مسئله مهمترين ايراد وارد به خانه سينماست كه به جاي
آنكه اصول صنفي معيار ارتباط آن با دولت باشد، نوعي روابط دوستانه و به
تعبير صريح «باندي» بر آن حاكم است كه در نهايت ممكن است ضرر آن شامل اعضا
شود اما الزاماً نفعي به حال اعضا نخواهد داشت.
صنفِ بيخير و بركتخانه
سينما در دوره گذشته در قامت يك صنف منتقد و گاه اپوزيسيون در مقابل
معاونت سينمايي قَد علم كرد. اين اتفاق در شرايطي رخ داد كه اين صنف بودجه
خود را از دولت دريافت ميكرد. به عبارت سادهتر، دولت به نهادي صنفي پول
پرداخت ميكرد تا به جاي فعاليت صنفي، با نوعي ژست اپوزيسيون دولت را به
چالش بكشد. به نظر ميرسد اين الگو ميتواند در دولت يازدهم نيز تكرار شود.
در كشور ما متأسفانه اين نوع اپوزيسيون بازي با بودجه دولتي رواجي عجيب
دارد و مشخصا در حال حاضر هم برخي سينماگران كه به دليل اختلاف با دولت در
حوزه هنري مشغول فعاليت هستند، چنين جايگاهي براي خود متصور هستند كه در
نقطه مقابل دولت قرار دارند!
در حال حاضر تركيب قبلي هيئت مديره خانه
سينما ميتواند اين ژست را در قالب نهادي مستقل دنبال كند و در خارج از
مجموعه خانه سينما دولت را به چالش بكشد اما دولت الزامي به پرداخت پول به
افراد براي چنين امري ندارد و اگر بودجهاي بابت يك تشكيلات صنفي هزينه
ميشود، بايد اين مبلغ صرف امور صنفي گردد و انتقاد از دولت نيز صرفا در
مواردي صورت گيرد كه منافع صنف در خطر باشد، نه منافع فردي و شخصي.
دغدغههاي ۵ هزار نفردر
طول يك سال اخير با سينماگران بسياري همكلام و همصحبت شدهام. منظور از
سينماگران، گروه معدودي كه با دستمزدهاي ميليوني، زندگيهاي اشرافي دارند
نيست بلكه منظور آدمهاي عادي و بدنه سينمايي هستند كه تعدادشان نيز بسيار
زياد است ـ حدود ۵ هزار نفر ـ تقريباً تمامي اين افراد اذعان دارند كه در
طول سالهاي طولاني عضويت در خانه سينما، تنها در يك سال و نيم اخير احساس
كردهاند كه واقعاً عضو تشكلي صنفي هستند.
در مدت ذكر شده خانه سينما
عملاً تعطيل بود اما كميته ساماندهي كه از سوي معاونت سينمايي منصوب شده
بود، خدمات مختلفي را به سينماگران ارائه كرد. از خدمات بيمه تأمين اجتماعي
گرفته تا اهداي هديه نقدي در آستانه نوروز ۹۱، اهداي سبد كالاي ويژه ماه
مبارك رمضان، اهداي هديه نقدي و كارت خريد از يكي از فروشگاهها در آستانه
نوروز ۹۲، ارائه بيمه طلايي و. . . البته اهداي اين كمكها با تعابير
تحقيرآميزي همچون «صدقه دادن» از سوي مخالفان خانه سينما تعبير شد و حتي
مكانيسم توزيع اين هدايا در مرحله اول نامناسب و بينظم بود اما به هرحال
اين هدايا ميان سينماگران توزيع شد و در شرايط اقتصادي سختي كه وجود داشت،
تغييري كوچك در زندگي بدنه سينما ايجاد كرد.
در روزهاي پس از عيد
نوروز، محمدمهدي عسگرپور يك بار هم در مصاحبهاي به اعضاي هيئت ساماندهي
تاخت و با تحقير و كنايه اعلام كرد آنها در حال توزيع گوشت و مرغ هستند حال
آنكه بسياري از اعضاي يك صنف دقيقا همين توقع را از صنف خود داشتند كه در
دورههاي گذشته محقق نميشد و حالا در دولت دهم محقق شده است.
اتومبيلهايي كه ميان سينماگران توزيع شدبا
هزينههاي گزاف اجاره و رهن ملك در تهران، حضور در تركيب خانه سينما حداقل
يك صرفه جويي ۲ ميليون توماني براي برخي از اعضا داشت و اين مسئلهاي
نبوده كه هيچ گاه از زبان مديران گذشته خانه سينما بيان شود. شايد هم دليلي
براي طرح آن وجود نداشته و نيازي هم به پيگيري مطالبات صنفي و گوشت و مرغ
براي اعضا وجود نداشته چون همين عده محدود و جمع كوچك، دور هم نشسته بودند و
منابع و امكانات دريافتي را به نحوي ميان خود تقسيم ميكردند و اجازه ورود
فرد تازه به اين جمع محدود را هم نميدادند.
عملكرد رئيس صنف درقبال بيكاري اعضادر
طول سالهاي گذشته مديرعامل خانه سينما بارها و بارها از مشكلات صنفي
اهالي سينما سخن گفت و براي بيكاري آنها گريه و ناله سر داد. مديرعامل خانه
سينما در اين مدت تقريباً سالي يك سريال ساخته و اين روزها نيز مشغول ساخت
سريالي براي نمايش از شبكه سه سيماست. صرف نظر از آنكه وي چگونه توانسته
مديريت يك نهاد صنفي را با كار سنگين و پرمسئوليت كارگرداني يك سريال جمع
كند، اين سؤال وجود دارد كه وي به عنوان بزرگ يك صنف، تا چه اندازه از
نيروهاي صنف در ساخت سريالهايش بهره برده است؟ آيا او در جايي كه امكان
ايجاد شغل براي نيروهاي بيكار صنف خودش وجود داشته، عملكرد مثبتي ارائه
كرده است؟ اگر چنين است بايد دست او را بوسيد وگر نه، بايد به همه
اعتراضها و وعدههاي اينچنيني شك كرد و همه آنها را فقط به حساب اين مسئله
گذاشت كه عدهاي فقط ميخواهند از آب گِل آلود ماهي خودشان را صيد كنند و
هرچه آب گِل آلودهتر، ماهي چاق و چلهتر و دست رقيب هم كوتاهتر خواهد
بود.