
اين روزها بحث انتخابات و حواشي آن حرف اول و آخر را در كشور ميزند،
انتخابات بزرگي در راه است و اميد آن ميرود كه ملت فهيم ايران با حضور
چشمگير و فوق تصور زمينه خلق حماسه سياسي مورد نظر رهبر فرزانه انقلاب را
فراهم كنند.اما جامعه ورزش هم از اين قافله عقب نمانده و با به پايان رسيدن مدت قانوني
رياست يا سرپرستي برخي از فدراسيونها حالا كانديداهاي احراز پست رياست
فدراسيوني ثبت نام ميكنند. يكي از اين فدراسيونها، فدراسيون كشتي است كه
از صبح ديروز ثبت نام كانديداها براي به دست گرفتن سكان هدايت ورزش اول
كشور در آن شروع شد.
كشتي پس از درخشش در المپيك به يكباره با
بيبرنامگي و ازهمگسيختگي غير قابل باوري روبهرو شد، خداحافظي مردان
كاربلد، دوري مدال آوران از تمرين و برخي شكستهاي بسيار بد حاصل همين
بيبرنامگيها بود. كار حتي به جايي رسيد كه جام جهاني تهران آنچنان كه
بايد برگزار نشد، تأسف بارتر اينكه دو جام يادگار امام (ره) و تختي كه
روزگاري نه چندان دور از مسابقات معتبر بينالمللي به حساب ميآمدند آنچنان
دچار افت شدند كه تيمهاي درجه چندم كشتي دنيا در آنها شركت كردند و
كوچكترين سود و فايدهاي براي كشتي ما نداشت. بسياري بر اين باورند كه عدم
حضور فردي كار بلد و آشنا به كشتي در رأس مديريت اين رشته باعث چنين حال و
روزي براي كشتي شده است. چنانچه اين عقيده را درست فرض كنيم انتخابات پيش
روي فدراسيون فرصت خوبي است كه جامعه كشتي فردي از جنس اين ورزش را بر مسند
كار بنشاند، فردي كه كشتي را بفهمد و كشتيگير را درك كند.
نبايد
فراموش كنيم كه كمكاريها و بيبرنامگيهاي چند سال اخير باعث شده كه در
مجامع بينالمللي اعتبار گذشته خود را تا حدود زيادي از دست بدهيم، بنابر
اين جامعه كشتي در انتخاب خود بايد فردي را به عنوان رئيس جديد ورزش اول
انتخاب كند كه علاوه بر جمع و جور كردن مشكلات داخلي اين ورزش، كشتي ايران
را از انزواي بينالمللي و جهاني نيز خارج كند. آنچه مهمتر است اينكه جامعه
كشتي اختلافها و كج سليقگيها را كنار بگذارد و با قدرت پا به عرصه
بگذارد تا جلوي ورود افراد ناكارآمد و نابلد به اين عرصه گرفته شود، بديهي
است ائتلاف درست جامعه كشتي و بزرگان اين رشته ميتواند سنگ بناي مديريت
صحيح و اصولي ورزش اول كشور در سالهاي پيش رو باشد. فراموش نكنيم كه ورزش
اول كشور رويدادهاي مهمي چون بازيهاي آسيايي، رقابتهاي قارهاي و مهمتر
از همه اينها المپيك ۲۰۱۶ را در پيش دارد كه تنها با وجود مديريت قوي، با
برنامه و آشنا به كشتي ميتوان موفقيتها و پيروزيهاي سالهاي گذشته را
تكرار كرد.
كشتي امروز بيش از آنكه محتاج رئيسي از جنس كشتي باشد،
نيازمند وحدت و يكدلي كشتيگيران قديم و جديد است وحدتي كه ميتواند دوباره
كشتي ايران را در آسيا و جهان به همان قدرت درجه اول تبديل كند. فراموش
نكنيم كه كشتي امروز صاحبان خود را فرياد ميزند.