دفترچه خاطرات ذهنيات را كه ورق ميزني هميشه نقششان پر رنگتر از ديگران است زيرا خيليها در زندگيات ميآيند و ميروند آنها اما ميآيند ولي نميروند؛ آموزگارانت در سرنوشت تو وارد شدهاند اما هرگز بيرون نرفتهاند و بودنشان، حضور پر صلابتشان و گنجينهاي كه به دستت سپردهاند، مسيرت را روشن و راه و رسم زندگي ات را شكل و جهت داده است. من و تو تمام مسير رفته و راه باقي مانده زندگي مان را مديون آنهايي هستيم كه قلم به دستمان دادند و يادمان دادند چگونه بينديشيم و انديشههاي سيال ذهن مان را در مسير رشد و تعالي، جاري كنيم.
نه من و نه تو اما ترديدي نداريم كه معلم هامان يكي از عاشقترين آدمهاي كتاب زندگيمان هستند زيرا اگر عاشق نباشي نميتواني زكات علمت را به درستي بپردازي و عمري را براي آموزاندن آموختههايت فداكارانه بايستي. آنان اما زكات دانستههايشان را ميپردازند و در برابر اين عشق بيريا و عمل با اخلاص، پاداشي به بزرگي قرار گرفتن در جايگاه انبيا و اولياي الهي نصيبشان شد؛ بهترين زيستني كه خداوند روي زمين و براي زمينيان قرار داده است.
امروز هم سالروز شهادت بزرگ معلم انقلاب اسلامي است؛ استاد شهيد مرتضي مطهري نه فقط خود معلمي شايسته و نمونه بود، بلكه معلم بودن و معلمي كردن را به تمامي معلمها در همه اعصار آموخت تا الگوي تمام عياري از انساني وارسته را به تصوير بكشد و تعليم و تربيت را سرفراز حضور چنين معلمي در جغرافياي علم و دانش، آموختن و آموزش دادن، نمايد. بيترديد براي پركشيدن معلمي وارسته و استادي شايسته و بزرگوار همچون مرتضي مطهري به سوي ذات احديت، فقط و فقط شهادت زيبنده بود و بس. استاد مطهري حتي رفتنش هم درسي بزرگ بود براي آنان كه تشنه آموختناند.
اين استاد بزرگ هر چند امروز در ميان ما نيست، اما معلماني از جنس او كم نداريم، همانهايي كه به من و تو راه و رسم زندگي را آموختند و يادمان دادند چگونه نيمكتهاي كلاس زندگيمان را بچينيم و حتي اگر اشتباه نوشتيم با گچ باشد تا بتوانيم به كمك تخته پاككن فرصت دوباره نوشتن را به خود بدهيم.