کد خبر: 523603
تاریخ انتشار: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۸:۰۰
باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است
شمشاد خانه پرور ما از كه كمتر است...
از آستان پيرمغان سر چرا كشم؟
دولت در آن سرا و گشايش در آن در است
در كوي ما شكسته دلي مي‌خرند و بس
بازار خودفروشي از آنسوي ديگر است...
روزهاي انتخابات رياست‌جمهوري هميشه براي آنها كه دغدغه‌اي دارند بي‌گمان با هيجان و اتفاقات غيرمترقبه بسيار همراه است. اگر دستي در قلم يا هنري داشته باشيد، اغلب اين ايام خلاصه از طرفي صداي‌تان مي‌زنند. خيلي‌ها سر در لاك تنهايي خويش باقي مي‌مانند چرا كه حكم متفاوت اين ايام را در‌مي‌يابند. في‌المثل طرف شاعر است، در هيچ سفر و مناسبت و جشنواره و مسئوليت و... دولتي طي دو دوره گذشته به سبب اندك انتقادي كه به دولت داشته آدم حسابش نكرده‌اند. حتي اجازه پشت تريبون رفتن را به او در محافل شعري كه ذره‌اي در آن دخالت و حضور دارند، نمي‌دهند، حتي اگر در صف اول بنشانندش و حتي هنوز هم نمي‌دهند. حالا اگر اين آخرين روزها اندك عنايتي شد، بديهي است طرف يادش نمي‌رود آن بي‌مهري‌ها را.
اما از آنسو شاعراني كه همه جا گل سرسبد و نقل محافل بوده و صد بار اگر عنايتي شده شامل حال آنها شده و عنايت صد و يكمي اما باز هم به آنها شده و مي‌شود! اينها به نظرم اين روزها كمي كارشان سخت است. باري شاعران را بدل از همه اصحاب فرهنگ و رسانه گرفتم تا بگويم در هر دو حالت، آن كه قلم و هنر دارد بايد حرمت آن را بداند. نوكري در آداب اين دو نيست، چنان كه بي‌انصافي و تهمت و دروغ نيست. جان كلام آنكه اين جماعت بخواهند يا نخواهند مورد وثوق عده‌اي - خواسته يا ناخواسته- هستند. به نوعي بخشي از خواص مملكتند.
در اين حال نبايد به مردم دروغ گفت. باري نه محبتي كه بي‌دليل از سوي مقامات شامل حال برخي بوده، بايد سبب شود تا هر ديدي را نديده گرفته و بر هر انحرافي چشم ببندند و به عادت ديروز، امروز نيز همچنان به اميد لقمه‌اي خوش خدمتي كنند و زمستان را بهار جلوه دهند و بي‌مردم شوند و نه آنها كه اين سال‌ها مغضوب بوده‌اند و به سبب انتقادات صريح و دلسوزانه‌شان همه تلاش دولتيان با آنان بر محور دوري- و لااقل در ظاهر لبخند- و دوستي چرخيده، ارباب هنرمندان و اديبان مردمند و ارباب مديران و وزيران و... روسايشان. پس بر آنها خرده نگيريد.
مردم را دريابيد و با قلم و قدمتان به سوي آنچه و آن كه خود و خدايتان مي‌دانيد حق است راهنمايي كنيد. خدا را از ياد نبريد. زيرا حضرت حافظ در غزلي كه بر تارك اين نوشتار آمد راه و چاه را در اين حالات بر اولاد آدم و به ويژه قبيله قلم و هنر، به لطافت و رندي از سده‌ها پيش نمايانده است.
در كوي ما شكسته دلي مي‌خرند و بس
بازار خودفروشي از آنسوي ديگر است...
ما آبروي فقر و قناعت نمي‌بريم
با پادشه بگوي كه روزي مقدر است!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار